Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English
Persian
conserved quantity
کمیت پایسته
[فیزیک]
Other Matches
non-stop
پایسته
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
shagreen
کمیت
scalar
کمیت
quant
کمیت
quantum
کمیت
quantities
کمیت
quantity
کمیت
physical quantity
کمیت فیزیکی
peridic quantity
کمیت تناوبی
oscillating quantity
کمیت نوسانی
certificating of quantity
گواهی کمیت
certificate of quantity
گواهی کمیت
batch quantity
کمیت گروهی
alternating quantity
کمیت متناوب
pulsating quantity
کمیت ضربانی
vector quantity
کمیت برداری
scalar quantity
کمیت نردهای
scalar quantity
کمیت اسکالر
scalar quantity
کمیت عددی
quantifier
کمیت سنج
sinusoidal quantity
کمیت سینوسی
quantity control
کنترل کمیت
scalar quantity
کمیت غیر برداری
quantifies
کمیت را تعیین کردن
quantified
کمیت را تعیین کردن
quantification
کمیت پذیر کردن
evaluating
محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantity surveyors
ارزیاب کمیت مواد
observable quantity
کمیت مشاهده پذیر
evaluated
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluate
محاسبه یک مقدار یا کمیت
conserved quantity
کمیت ثابت
[فیزیک]
pseudoscalar quantity
کمیت شبه عددی
quantify
کمیت را تعیین کردن
phase of a sinusoidal quantity
فاز کمیت سینوسی
evaluates
محاسبه یک مقدار یا کمیت
damped sinusoidal quantity
کمیت سینوسی میرنده
quantity surveyor
ارزیاب کمیت مواد
mean value of periodic quantity
میانگین کمیت دورهای
quantifying
کمیت را تعیین کردن
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
telemetry
اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
measure
روش محاسبه اندازه یا کمیت
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
evaluation
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
even
کمیت یا عدد که ضریب دو است
scalar quantity
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
scalar
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
evaluations
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
quotas
کمیت تعیین شده توسط دولت
quota
کمیت تعیین شده توسط دولت
dimensionless quantity
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
level
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
leveled
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levelled
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levels
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
instantaneous readout
سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان
stakhnovism
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
relocation
کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
radiation shield
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
the quantity of a vowel
کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
normalised
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalizes
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
economic order quantity
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com