English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (5 milliseconds)
English Persian
semiopaque کمی حاجب ماوراء
Other Matches
chamberlains حاجب
porter حاجب
chamberlain حاجب
porters حاجب
partial excluder حاجب نقصانی
excluder حاجب در ارث
total excluder حاجب حرمانی
opacity حاجب ماورایی ایهام
transcutaneal ماوراء پوستی
numinous ماوراء الطبیعه
transcutaneous ماوراء پوستی
ultrafiche ماوراء فیش
transmountain ماوراء کوهستانی
supersensible ماوراء محسوسات
transmontane ماوراء کوهستانی
supernatural ماوراء طبیعی
ultraviolet ماوراء بنفش
aerospace فضای ماوراء جو
pellucid حائل ماوراء
ultrasonics ماوراء صوت
ultrasonic ماوراء صوت
overseas ماوراء بحار
supersonic ماوراء صوت
hypersonic ماوراء الصوت
violet ray اشعهء ماوراء بنفش
supersensible ماوراء عالم حواس
transcendentalism فلسفه ماوراء الطبیعه
transfinite ماوراء اعداد محدود
ultraviolet light نور ماوراء بنفش
ultra violet radiation تشعشع ماوراء بنفش
ultrahigh frequency بسامد ماوراء زیاد
transduction عبور از ماوراء چیزی
beyond انطرف ماوراء دورتر
supernaturalism فلسفه ماوراء طبیعه
meta metalanguage ماوراء فوق زبان
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
metaphysician دانشمند علوم ماوراء طبیعی
metaphisical مربوط به علم ماوراء طبیعت
ultrashort drilling مته کاری ماوراء صوت
metaphysics مبحث علوم ماوراء طبیعی
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
ultraviolet ray اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
tramontane واقع در ماوراء جبال الپ بیگانه
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
usli مجتمع سازی درمقیاس ماوراء بزرگ
ultra large scale integration مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
metaphysical وابسته بعلم ماوراء طبیعی علوم معقول
transmarine واقع در انسوی دریا متعلق به ماوراء بحار
slsi Intergration Scale SuperLarge تراشه هایی با تراکم ماوراء بزرگ
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
aluminum paste تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
eprom PRO مخصوص که در زیرنور شدید ماوراء بنفش میتواند پاک شده و سپس دوباره برنامه ریزی شودmemory only programmableread erasableیک
hyper پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
hyper- پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
parathyroid غدد پاراتیروئید مترشحه از غدد ماوراء درقی
ldl یک ماوراء زبانی که زبانی را شرح میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com