Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
ceding parry
کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
Other Matches
double
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
covered
گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
glide
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
change of engagement
وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
head and arm
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
angle block
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
parries
دفع کردن حمله حریف
parried
دفع کردن حمله حریف
parrying
دفع کردن حمله حریف
parry
دفع کردن حمله حریف
counter riposte
حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
disengage
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
action on the blade
تماس با شمشیر حریف
double hi
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
double touch
ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
compound parry
دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
bind
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
binds
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
in line
شمشیر در وضع حمله
opposition
حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
touch football
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
win by retirement
پیروزی با کنار رفتن حریف
hand off
کنار زدن حریف بوسیله توپدار
charge
حمله به حریف
charges
حمله به حریف
assaulted
حمله بدنی به حریف
assault
حمله بدنی به حریف
assaults
حمله بدنی به حریف
bootleg
نوعی حمله با فریفتن حریف
zone ride
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
deropement
مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
deletion record
یک رکورد جدید که یک رکوردموجود از فایل اصلی راجابجا کرده یا کنار می گذاردرکورد حذفی
audible
تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
stop hit
ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
standstill
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
tackled
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackles
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackling
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackle
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
underhook
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
take croquet
ضربه زدن با گذاشتن گوی خود کنار گوی حریف
loop
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
rehyphenation
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
gain ground
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
fence
شمشیر بازی کردن
fences
شمشیر بازی کردن
handle
قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handles
قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
imagism
مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است
install
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
installs
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
installing
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
velimirovic attack
حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
hysterics
حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
cross block
سد کردن خط دفاعی از کنار
vortex breakdown/brust
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
juxtaposition
مرتب کردن موضوعات در کنار هم
lay by
کنار گذاردن متروک کردن
put by
قطع کردن کنار گذاردن
lay-bys
کنار گذاردن متروک کردن
lay-by
کنار گذاردن متروک کردن
get in the swing of things
<idiom>
به شرایط جدید عادت کردن
mark
نشانه کردن حریف
dribble
رد کردن توپ از حریف
dribbled
رد کردن توپ از حریف
clinching
بغل کردن حریف
clinched
بغل کردن حریف
clinch
بغل کردن حریف
put the ball on the floor
رد کردن توپ از حریف
marks
نشانه کردن حریف
dribbling
رد کردن توپ از حریف
dribbles
رد کردن توپ از حریف
clinches
بغل کردن حریف
updates
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
updated
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
update
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
squeezing
سد کردن مدافع حریف با دونفر
shoulder block
سد کردن حریف با ضربه شانه
simple leg ride
شگک خراب کردن حریف
squeezes
سد کردن مدافع حریف با دونفر
interference
سد کردن غیرمجاز راه حریف
finger hold
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
hooking
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
to overcrow one's rival
از پیروزی بر حریف شادی کردن
squeezed
سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeeze
سد کردن مدافع حریف با دونفر
rio treaty
اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysterogenic
حمله تشنجی شبیه حمله
hysteroid
حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot
بیک حمله دریک حمله
to row back
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
hip check
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
overplayed
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
triple team
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
near all
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
overplaying
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
kneeing
خطای سد کردن راه حریف بازانو
hook check
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
overplays
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
to backtrack
<idiom>
<verb>
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
overplay
حریف را ناچار به تغییر محل کردن
wraparound check
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
sweat out
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
newest
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
newer
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
new
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
new-
فرمان پاک کردن حافظه وتایپ یک برنامه جدید
to reprogram
دوباره برنامه ریزی
[جدید]
کردن
[رایانه شناسی]
sets
حمله کردن
besets
حمله کردن
attacks
حمله کردن بر
assailed
حمله کردن
to sweep down on
حمله کردن بر
attacked
حمله کردن
thrust
حمله کردن
attacked
حمله کردن بر
set
حمله کردن
to be down up
حمله کردن بر
snap at
حمله کردن
strikes
حمله کردن
thrusting
حمله کردن
to set at
حمله کردن به
to fall on
حمله کردن
thrusts
حمله کردن
assail
حمله کردن بر
attacks
حمله کردن
strike
حمله کردن
attack
حمله کردن بر
assailing
حمله کردن بر
to make a pounce
حمله کردن
assails
حمله کردن
assail
حمله کردن
assails
حمله کردن بر
make at
حمله کردن
attack
[on]
حمله کردن
[بر]
beset
حمله کردن
set about
حمله کردن به
to makea raid.on
حمله کردن بر
assailed
حمله کردن بر
to fallirrto a f.
حمله کردن
assailing
حمله کردن
setting up
حمله کردن
launch an attack
حمله کردن
attack
حمله کردن
jabs
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
flea flicker
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jabbed
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
reception station
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
pops
حمله کردن ترکاندن
inveighed
با سخن حمله کردن
foray
چپاول کردن حمله
popped
حمله کردن ترکاندن
inveigh
با سخن حمله کردن
inveighs
با سخن حمله کردن
forays
چپاول کردن حمله
pop
حمله کردن ترکاندن
inveighing
با سخن حمله کردن
lay (light) into
<idiom>
حمله فیزیکی کردن
pebble
باریگ حمله کردن
launching
شروع کردن حمله
pebbles
باریگ حمله کردن
launches
شروع کردن حمله
launched
شروع کردن حمله
launch
شروع کردن حمله
to assume the a
اول حمله کردن
to be kept at bay
بی نتیجه حمله کردن
submarines
با زیردریایی حمله کردن
to torpedo
با اژدر حمله کردن
submarine
با زیردریایی حمله کردن
pitch into
به خوراک حمله کردن
to take in rear
از پشت سر حمله کردن به
counterattack
حمله متقابل کردن
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
spearing
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clip
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spear
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clipped
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
to turn the tables on any one
وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
straight arm
حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
clippings
سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spears
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
documented
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com