Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
dentil
کنگره چهار گوش لبه قرنیس
Other Matches
knurl
الت کنگره سازی کنگره دارکردن
cornices
قرنیس
cornice
قرنیس
coping
قرنیس دیوار
coping of a wall
قرنیس روی دیوار
congress party (indian national congress
حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
sinuate
موجدار کنگره کنگره
modillion
تزئینات معماری روی قرنیس ساختمان
cross-in-square
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
trapezium
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
tetragonal
دارای چهار زاویه چهار کنجی
quadrumvir
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
tetrapterous
دارای چهار بال چهار جناحی
quadrumana
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
tetrahedron
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
quadrangles
چهار گوش چهار دیواری
quatrefoil
چهار ترک چهار گوشه
quadrangle
چهار گوش چهار دیواری
qyaternary
چهار واحدی چهار عضوی
battlement
کنگره
serra
کنگره
aronade
کنگره
congresses
کنگره
congress
کنگره
indentations
کنگره
indentation
کنگره
jag
کنگره
knurl
اج کنگره
Guelphic crenellation
کنگره
crenation
کنگره
embattled
کنگره
knurled
کنگره دار
knurling tool
کنگره ساز
crenate
کنگره دار
knurl
دانه کنگره
congress man
عضو کنگره
crenated
کنگره دار
allering
کنگره دیوار
crenulation
کنگره کوچک
milled
کنگره دار
indented
کنگره دار
indentations
کنگره تضریس
indentation
کنگره تضریس
engrail
کنگره دارکردن
battlement
کنگره بارو
nurl
دندانه کنگره
congressional
مربوط به کنگره
castellated
کنگره دار
perforation
لبه کنگره یی
denticle
کنگره زیرقرنیس
floor leaders
رهبران کنگره امریکا
scalloper
کنگره دار کننده
crenelate
دارای کنگره کردن
mill
کنگره دار کردن
dental
پیشرفتگی کنگره مانند
Capitol
عمارت کنگره درشهرواشینگتن
crenellate
دارای کنگره کردن
bartisan
[کنگره روی سقف]
bartizan
[کنگره روی سقف]
bartizan
کنگره بالای برج
nurl
کنگره دار کردن
mills
کنگره دار کردن
congresswoman
بانوی عضو کنگره امریکا
jaggies
دندانه دار بودن کنگره
congresswomen
بانوی عضو کنگره امریکا
cauliculus
[ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
caulicole
[ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
caulcole
[ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
caul
[ساقه اصلی تزئین برگ کنگره ای]
Callimachus
[صورت طوماری برگ کنگره ای آتنی]
congressmen
عضو کنگره یا مجلس قانون گذاری امریکا
congressman
عضو کنگره یا مجلس قانون گذاری امریکا
American order
[سرستونی شبیه ستون کرنتی با برگ های کنگره ای
pectinated line
[خط شکسته، دندانه ای و یا کنگره ای که در طرح های هندسی و ایلیاتی بکار می رود.]
crown-steps
لاریز
[برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
castle style
[نوعی معماری قرن هجدهم میلادی با کنگره و مزغل و پله های مارپیچی]
Agricultural Order
سرستون
[سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
Tekke motife
نگاره تکه
[این نقش در فرش های ترکمن چه در ایران و چه در ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد و بصورت هشت ضلعی کنگره ای می باشد.]
privacy act of
قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
monroe doctrine
اصولی که مونرو رئیس جمهور امریکابه عنوان خط مشی سیاست خارجی امریکا به کنگره امریکا در سال 3281 اعلام کرد
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
quadrilaterals
چهار بر
quarter
چهار یک
tetragon
چهار بر
four
چهار
tetrad
چهار
quadrupling
چهار لا
quadrupeds
چهار پا
quadruped
چهار پا
quadrilateral
چهار بر
quartile
چهار یک
quatre
چهار
quadruple
چهار لا
quadrate
چهار یک
quadrupled
چهار لا
quadruples
چهار لا
communications stallite corporation
یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
quadrangular
چهار گوشه
quadrant
چهار گوش
tetragon
چهار گوشه
quadrant
چهار یک دایره
four pole
چهار قطبی
quadraple
چهار برابر
four way
چهار لولهای
four way
چهار راه
four
عدد چهار
tetrahedral
چهار ضلعی
quadrilaterals
چهار ضلعی
quadrilaterals
چهار جانبه
quatrefoil
گل چهار گلبرگی
long legged
چهار پایه
foursquare
چهار ضلعی
point four
اصل چهار
quadrivalent
چهار ارزشی
tetragon
چهار ضلعی
qyaternary
چهار تایی
double breasted
کت چهار دکمه
quadrivalent
چهار بنیانی
four cycle
چهار چرخه
four dimensional
چهار بعدی
tetrasyllabic
چهار هجائی
quadrisyllabic
چهار هجائی
quadrifid
چهار شکافی
square dome
چهار طاقی
tertramerous
چهار جزئی
tetrad
چهار عنصری
quadric
چهار تایی
quadrate
چهار گوش
four o'clock
ساعت چهار
tetradactylous
چهار پنجهای
backfour
چهار مدافع
cross legged
چهار زانو
gallop
چهار نعل
galloped
چهار نعل
gallops
چهار نعل
quadruple
چهار گانه
quadruple
چهار تایی
quadrupled
چهار گانه
quadrupled
چهار تایی
quadruples
چهار گانه
quadruples
چهار تایی
quadrupling
چهار گانه
quadrupling
چهار تایی
squaring
چهار گوش
twice is
دو دو تا چهار تا میشود
quadripartite
چهار جزئی
squares
چهار گوش
squared
چهار گوش
Wednesdays
چهار شنبه
intersection
چهار راه
intersections
چهار راه
all eyes
چهار چشمی
creep
چهار دست و پا
square
چهار گوش
quad
چهار قلو
quad
چهار گوش
close
چهار گوشه
quads
چهار قلو
quads
چهار گوش
quadruplet
چهار گانه
quadruplets
چهار گانه
Wednesday
چهار شنبه
the four seasons
چهار فصل
quadrilateral
چهار ضلعی
tetrastich
چهار بیتی
tetrasporous
چهار هاگی
tetrasporic
چهار هاگی
tetrapod
پروانه چهار پا
tetraphyllous
چهار برگه
tetrameter
چهار وزنی
all fours
چهار دست و پا
footstool
چهار پایه
footstools
چهار پایه
tetramerous
چهار جزیی
quadrilateral
چهار جانبه
tetrahedron
چهار وجهی
tetrahedral
چهار وجهی
tetrastichous
چهار جزیی
tetravalent
چهار بنیانی
the cardinal humours
چهار ابگونه
tetratomic
چهار اتمی
tetravalent
چهار فرفیتی
phantom circuit
مدار چهار سیمی
estipite
ستون چهار گوش
phantomed cable
کابل چهار سیمی
quadded cable
کابل چهار سیمی
Egyptian triangle
[سه، چهار یا پنج گوش]
curb-roof
شیروانی چهار تکه
cross-vault
طاق چهار بخش
tetrode
لامپ چهار قطبی
scow
قایق چهار گوش
Italian roof
بام چهار طرفه
mooring swivel
مدور چهار راه
tetragonal system
دستگاه چهار گوشهای
the big four
بزرگان چهار گانه
four-square
چهار گوشهی کامل
tetragonal distortion
واپیچش چهار گوشهای
magnetic quadrupole
چهار قطبی مغناطیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com