English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (45 milliseconds)
English Persian
heave short کوتاه کردن زنجیر
shorten in cable کوتاه کردن زنجیر
Other Matches
catenary شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
sprocket قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
enchain زنجیر کردن
enfetter زنجیر کردن
keckle زنجیر پیچ کردن
enfetter گرفتارغل و زنجیر کردن
unshackle از زنجیر ازاد کردن
unchain از زنجیر و بندرها کردن
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
correption کوتاه کردن
formulating کوتاه کردن
formulates کوتاه کردن
to cut short کوتاه کردن
formulated کوتاه کردن
reef کوتاه کردن
detruncate کوتاه کردن
shear کوتاه کردن
abbreviating کوتاه کردن
abbreviates کوتاه کردن
truncating کوتاه کردن
cut off کوتاه کردن
truncates کوتاه کردن
stag کوتاه کردن
truncated کوتاه کردن
abbreviate کوتاه کردن
clipping کوتاه کردن
short کوتاه کردن
curtail کوتاه کردن
shortest کوتاه کردن
to look in کوتاه کردن
shortening in کوتاه کردن
shortened کوتاه تر کردن
shortens کوتاه تر کردن
abridge کوتاه کردن
shortens کوتاه کردن
shortened کوتاه کردن
shorten کوتاه تر کردن
razee کوتاه کردن
shorten کوتاه کردن
shorter کوتاه کردن
curtailed کوتاه کردن
reefs کوتاه کردن
formulate کوتاه کردن
curtails کوتاه کردن
truncate کوتاه کردن
curtailing کوتاه کردن
stags کوتاه کردن
poodles پشم کوتاه کردن
clipping عمل کوتاه کردن
syncopate از میان کوتاه کردن
docked بریدن کوتاه کردن
docks بریدن کوتاه کردن
poodle پشم کوتاه کردن
to rub through or along سخت کوتاه کردن
foreshortened کوتاه نمودار کردن
to make a long story short <idiom> قصه را کوتاه کردن
dock بریدن کوتاه کردن
foreshorten کوتاه نمودار کردن
foreshortens کوتاه نمودار کردن
truncation error خطای کوتاه کردن
chain shortening کوتاه کردن زنجیری
shipshank کوتاه کردن طولی
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
clippings پشم چینی کوتاه کردن
clip پشم چینی کوتاه کردن
To deprive someone of access. دست کسی را کوتاه کردن
brief کوتاه کردن اگاهی دادن
clips پشم چینی کوتاه کردن
briefer کوتاه کردن اگاهی دادن
for brevity's sake از بهر کوتاه کردن مطلب
briefed کوتاه کردن اگاهی دادن
briefest کوتاه کردن اگاهی دادن
to bob one's head کوتاه کردن موی سر کسی
clipped پشم چینی کوتاه کردن
final shaving پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
truncation خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
short ball شوت کردن کوتاه توپ [فوتبال]
zero کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
vocoder وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
zeroes کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
To speak in a low voice. آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
change of leg وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
line of skirmishers خط زنجیر
chains زنجیر
slinging زنجیر
slings زنجیر
chains :زنجیر
curbs زنجیر
chain زنجیر
curbing زنجیر
manacling زنجیر
curbed زنجیر
curb زنجیر
manacles زنجیر
sling زنجیر
chain زنجیر
manacle زنجیر
barrel زنجیر
toll bar زنجیر
fettering زنجیر
fettered زنجیر
fetters زنجیر
fetter زنجیر
catena زنجیر
bond زنجیر
chainless بی زنجیر
gyve غل و زنجیر پا
manacled زنجیر
barrels زنجیر
linkwork زنجیر
chain gang هم زنجیر
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
link زنجیر قلاب
chain زنجیر مساحی
closed chain زنجیر حلقهای
band chain زنجیر مساحی
tier زنجیر لنگر
linkages حلقههای زنجیر
link حلقه زنجیر
tows زنجیر یدک کش
line of skirmishers حمله به خط زنجیر
tire chain زنجیر یخ شکن
elevating chain زنجیر بالابر
hoisting chain زنجیر بالابر
tiers زنجیر لنگر
grow راه زنجیر
tow زنجیر یدک کش
naval pipe مجرای زنجیر
grows راه زنجیر
chain wheel چرخ زنجیر
cable holder دوار زنجیر
tire chain زنجیر چرخ
chain pulley قرقره زنجیر
chain sprocket چرخ زنجیر
chain track مسیر زنجیر
fob زنجیر ساعت
chain grab زنجیر گیر
creeper track زنجیر خزشی
chainlet زنجیر کوچک
chain cable زنجیر لنگر
daughter chain زنجیر نوزاد
chain hook هوک زنجیر
chain locker انبار زنجیر
chain locker چاله زنجیر
joining shackle بخوی زنجیر
chain pipe لوله زنجیر
lugless joining shackle بخوی زنجیر
chain case جعبه زنجیر
daughter chain زنجیر فرعی
crane chain زنجیر جرثقیل
carrick bend گره زنجیر
link chain زنجیر اتصال
link chain زنجیر رابط
skid chain زنجیر چرخ
idler pulley قرقره زنجیر
side chain زنجیر جانبی
chains زنجیر مساحی
sprocket wheel چرخ زنجیر
cable locker چاه زنجیر
bridling زنجیر مهار
load chain زنجیر بار
markov chain زنجیر مارکوف
sprocket تاج زنجیر
sprocket چرخ زنجیر
sprocket دنده زنجیر
bridle زنجیر مهار
bridled زنجیر مهار
bridles زنجیر مهار
measuring chain زنجیر مساحی
surveyor's chain زنجیر مساحی
band بند و زنجیر
parent chain زنجیر مادر
full tracked تمام زنجیر
parent chain زنجیر اصلی
print chain زنجیر چاپ
funiculars زنجیر نیروها
windlass دوار زنجیر
windlasses دوار زنجیر
funicular زنجیر نیروها
bands بند و زنجیر
linkage حلقههای زنجیر
endless chain زنجیر مدور
block and tackle قرقره و زنجیر
grab chain زنجیر قلاب دار
ground tackle زنجیر لنگر و متعلقات ان
heteroatomic chain زنجیر ناجور اتمی
vehicle chain زنجیر وسیله نقلیه
homoatomic chain زنجیر جور اتم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com