Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (9 milliseconds)
English
Persian
fanaticism
کوته فکری
provincialism
کوته فکری
infantilism of thought
کوته فکری
insularism
کوته فکری
provinciality
کوته فکری
prudery
کوته فکری
Other Matches
sectarian
کوته بین
short sighted
کوته بین
shallow brained
کوته نظر
short circuit
کوته مداری
abbreviations
کوته سازی
low browed
کوته جبین
small-minded
کوته نظر
abbreviation
کوته سازی
laconicism
کوته نویسی
illiberal
کوته فکر
smugness
کوته نظر
smugly
کوته نظر
smug
کوته نظر
laconism
کوته نویسی
foreshortening
کوته نمایی
localism
کوته بینی
laconicism
کوته سخنی
narrow minded
کوته فکر
narrow mindedly
کوته نظرانه
one idead
کوته فکر
prudes
کوته فکر
prude
کوته فکر
short sighted
کوته نظر
parochialism
کوته نظری
gnomical
کوته سخن
dogmatic
کوته فکر
narrow-minded
کوته فکر
low-minded
کوته نظر
low-minded
کوته فکر
low minded
کوته نظر
low minded
کوته فکر
Lilliputian
کوته فکر
small minded
کوته نظر
parochial
کوته نظر
provincial
کوته فکر
small-minded opinions
عقاید کوته نظر
hidebound
خودرای کوته نظر
short sighted
ناشی از کوته نظری
swinging cross
کوته مداری وزشی
laconism
کوته سخنی سخن پر مغز
narrower
محدود کردن کوته فکر
narrowest
محدود کردن کوته فکر
narrowed
محدود کردن کوته فکر
narrow
محدود کردن کوته فکر
short sight
نزدیک بین کوته نظر
bigmouth
آدم پرحرف و کوته بین
incogitance
بی فکری
mental
فکری
excogitative
فکری
incogitancy
بی فکری
inconsiderateness
بی فکری
braininess
فکری
notional
فکری
conceptual
فکری
irreflection
بی فکری
cerebral
فکری
intellectual
فکری
intellectuals
فکری
reflectional
فکری
perspicuity
روش فکری
obsessions
وسواس فکری
dyslogia
گفتارپریشی فکری
visualization
تجسم فکری
head work
کار فکری
heartsease
اسایش فکری
mental work
کار فکری
narrow minddedness
کوتع فکری
ideo motor
فکری- حرکتی
ideological war
جنگ فکری
intellectual capital
سرمایه فکری
sentience
زندگی فکری
obsessive rumination
نشخوار فکری
ideational shield
سپر فکری
notion
ادراک فکری
notions
ادراک فکری
enlightenment
روشن فکری
obsession
وسواس فکری
caprice
تمایل فکری
caprices
تمایل فکری
indoctrination
تلقین فکری
reflective
فکری بازتابی
captivity
گفتاری فکری
mechanical
غیر فکری
perspective
جنبه فکری
perspectives
جنبه فکری
brain work
کار فکری
that is a good idea
خوب فکری است
intellectualize
بصورت فکری در اوردن
thoughtless
لاقید ناشی از بی فکری
ideo motor act
عمل فکری- حرکتی
psychopathy
اختلالات فکری وروانی
brainstorm
اشفتگی فکری موقتی
He is an inconderate person .
آدم بی فکری است
absolute
آزاد از قیود فکری
equanimity
تعادل فکری انصاف
habiliment
جامه استعداد فکری
he thought out a plan
فکری بنظرش رسید
brainstorms
اشفتگی فکری موقتی
sympathizer
طرفدار همفکر پشتیبان فکری
sympathizers
طرفدار همفکر پشتیبان فکری
pixilated
دارای عدم تعادل فکری
obsessive compulsive state
حالت وسواس فکری- عملی
sympathisers
طرفدار همفکر پشتیبان فکری
moron
فرد فاقد رشد فکری
To dismiss something from ones thoughtl .
فکری را از سر خود بیرون کردن
sympathetically
ازروی همدردی یا هم فکری غمخوارانه
A penny for your thoughts . Whats exactly on your mind ?
به چی؟ فکر می کنی ؟چرا در فکری ؟
She's quite a back number.
<idiom>
او
[زن]
آدم کهنه فکری است.
(have a) bee in one's bonnet
<idiom>
فکری که مکررا به ذهن میآید
morons
فرد فاقد رشد فکری
to be i. with an idea
فکری در کسی تاثیر نمودن
He is most suitable for brain work .
خیلی بدرد کارهای فکری می خورد
ideologies
روش فکری فرد یا طبقه خاص
ideology
روش فکری فرد یا طبقه خاص
tabula rasa
مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
mastermind
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
idological parties
احزاب دارای روش فکری خاص
radicalism
اجتماعی موجود سا سیستم فکری افراطی
masterminds
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
obsessive compupsive disorer
روان رنجوری وسواسی فکری- عملی
masterminding
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
psychomotor
ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
Marxism
روش فکری کارل مارکس فیلسوف المانی
Mentally retarded children.
کودکان عقب افتاده ( از لحاظ رشد فکری )
psychokinesis
عملیات جنون امیز در اثراختلالات فکری وروانی
orthopsychiatry
تداوی روحی اختلالات فکری وروحی اطفال
to have short views
د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
churns
بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
cult
هوس وجنون برای تقلید از رسم یاطرز فکری
aeolist
انسانی غلط انداز که ادعای روشن فکری دارد
cults
هوس وجنون برای تقلید از رسم یاطرز فکری
churned
بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
churn
بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
To work on someone
کسی را پختن
[از نظر فکری وذهنی آماده کردن]
feel out
<idiom>
صحبت یا انجام باشخص به صورتیکه متوجه بشوی که چه فکری میکند
evolutionism
روش فکری کسانی که در جمیع امورمعتقد به سیر تکاملی هستند
stalinism
سیستم فکری مارکسیسم به نحوی که استالین ان را تعبیر و تفسیرکرده است
parochialism
محدودیت فکری و دلبستگی به انجام کارهای محلی و ناحیهای محدود
dialectic
البته باتفاوتهایی که ناشی از روش فکری خاص هر یک بود به کار می بردند
prepossess
تحت تاثیرعقیده یامسلکی قرار دادن قبلا تبعیض فکری داشتن
trotskism
سیستم فکری تروتسکی همکار لنین که به وسیله استالین از روسیه طرد شد
outside agency
شخصی که مجاز نیست درزمین گلف به بازیگر کمک فکری کند
egalitaire
روش فکری است که طرفدارمساوات ابناء بشر در جمیع شئون میباشد
poomse
نتیجه حرکت فکری ارادی باتوجه به ایستادن سرعت شتاب و نیروی اولیه
idealism
روش فکری کسانی که معتقدندسیاست باید تابع ایده الهای انسانی باشد
escapism
هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
rationalism
سیستم فکری که عقل و استدلال عقلی را مقدم بر هر چیز جهت کشف حقیقت می داند
ideology
روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
objectivism
روش فکری که مبتنی بر اصالت حقایقی است که به وسیله درک حسی استنباط میشود
ideologies
روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideology
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
erastianism
سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
ideologies
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
commitment board
هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
dogmatism
دگماتیسم روش فکری که به موجب ان "دگمها" یا سنن و سوابق مسلمه باید بدون پرسش وکورکورانه مورد تبعیت قرارگیرند
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
controvrsism
روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
conservatism
عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
whiggism
روش فکری منتسب به حزب "ویگ " که در واقع حزب لیبرال و ازادیخواه انگلستان بود
terrorism
عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت دربین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند
horizon
افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons
افق فکری بوسیله افق محدود کردن
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
individualism
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
utopiannism
اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
cataleptic
مبتلا به بیماری جمود عضلات مبتلا به جمود فکری
revisionism
روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
pragmatism
مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com