English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (9 milliseconds)
English Persian
tzigane کولی مجاری قبطی مجارستانی قطبی
Other Matches
coptic قبطی
hungarian مجارستانی
Coptic Church کلیسای قبطی
puli سگ روستایی مجارستانی
polar regions مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
gypsy کولی
gypsies کولی
gipsies کولی
gipsy کولی
Romany کولی
Romanies کولی
hungarian کولی
anchovies ماهی کولی
anchovy ماهی کولی
shrewishness کولی گری
red rattle کشمشش کولی
gipsies شبیه کولی
lousewort کشمش کولی
gypsy شبیه کولی
gipsyism کولی گری
gypsies شبیه کولی
moor cock خروس کولی
gipsify کولی وش کردن
orientation forces نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond پیوند دو قطبی- دو قطبی
scuppering مجاری فاضل اب
market channels مجاری توزیع
scupper مجاری فاضل اب
scuppered مجاری فاضل اب
scuppers مجاری فاضل اب
administrative channels مجاری اداری
semicircular canals مجاری نیمدایره
grouting galleries مجاری تزریق
diplomatic channels مجاری دیپلماتیک
official channels مجاری رسمی
sewers مجاری فاضلاب
sewer مجاری فاضلاب
heath cock خروس کولی باقرقره سیاه نر
rye گندم سیاه مرد کولی
gipsyism غربال بندی اطواروحرکات کولی ها
incised figure شکل مجاری شده
ford crossing تقاطع جاده با مجاری ابگذر
sewarage زهکشی مجموع مجاری فاضلاب
to leech زالو شدن [اصطلاح مجاری]
urethritis اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
ports انواع بندرهای ساحلی شیارهای برجسته یا مجاری عبور روغن
cognizance ابلاغ رسمی حق یا اختیارقانونی برای تعقیب موضوعی از مجاری قضائی
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
epididymis زائده طویل و باریک عقب بیضه که شامل مجاری خروجی منی است
achalasia عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
gallstone سنگ مجاری صفراوی سنگ صفرایی
gallstones سنگ مجاری صفراوی سنگ صفرایی
unipolar یک قطبی
dipole دو قطبی
polar قطبی
homopolar هم قطبی
double pole دو قطبی
diode دو قطبی
arctic قطبی
bipolar دو قطبی
unipolar تک قطبی
polar coordinates مختصات قطبی
polar compound ترکیب قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
polar bond پیوند قطبی
multi contact چند قطبی
multipolar چند قطبی
multipole چند قطبی
north star ستاره قطبی
one pole switch کلید یک قطبی
polar angle زاویه قطبی
polar molecule مولکول قطبی
polarization current جریان قطبی
polarizing filter صافی قطبی
pole armature ارمیچر قطبی
polestar ستاره قطبی
single contact switch کلید یک قطبی
terminal voltage ولتاژ قطبی
triode لامپ سه قطبی
two electrode valve لامپ دو قطبی
unipolarity حالت یک قطبی
unipolar armature ارمیچر تک قطبی
polaris ستاره قطبی
polar diagram نقشه قطبی
polar distance فاصله قطبی
polar relay رله قطبی
polarized relay رله قطبی
polar solvent حلال قطبی
polar transmission مخابره قطبی
polar variable متغیر قطبی
polar vector بردار قطبی
polar vortex ورتکس قطبی
polar winds بادهای قطبی
two terminal network شبکه دو قطبی
moment of a dipole گشتاور دو قطبی
crystal rectifier دو قطبی بلورین
arctic regions نواحی قطبی
fitchet گربه قطبی
arctic basin حوضچه قطبی
foumart گربه قطبی
four pole چهار قطبی
Pole Star ستاره قطبی
polarizing قطبی کردن
polarizes قطبی کردن
polarize قطبی کردن
dipolar ion یون دو قطبی
electric doublet دو قطبی الکتریسیته
diode لامپ دو قطبی
zwitterion یون دو قطبی
dipole antenna انتن دو قطبی
bipolar cells یاختههای دو قطبی
dipole interaction بر هم کنش دو قطبی
dipole moment گشتاور دو قطبی
aurora شفق قطبی
arctic regions مناطق قطبی
electric dipole دو قطبی الکتریسیته
polarising قطبی کردن
hexod لامپ شش قطبی
polarity ویژگی قطبی
polarization قطبی شدگی
lodestar ستاره قطبی
polarized قطبی شده
polarised قطبی کردن
lodestaror load ستاره قطبی
polarises قطبی کردن
loadstar ستاره قطبی
magnetic doublet دو قطبی مغناطیسی
polarity تمایل قطبی
polarization قطبی سازی
hexode لامپ شش قطبی
polarities ویژگی قطبی
polarities تمایل قطبی
polarises قطبی کردن یا شدن
bipolar affective disorder اختلال عاطفی دو قطبی
semipolar molecule مولکول نیم قطبی
tetrode لامپ چهار قطبی
polarising قطبی کردن یا شدن
unipolar psychosis روان پریشی یک قطبی
polarize قطبی کردن یا شدن
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
polarizes قطبی کردن یا شدن
unipolar سلولهای عصبی یک قطبی
polarizing قطبی کردن یا شدن
polarised قطبی کردن یا شدن
triode amplifier فزون ساز سه قطبی
arctic مربوطه به نواحی قطبی
the north star ستاره قطبی یا شمالی
semiconductor diode دو قطبی نیم رسانا
circumpolar stars ستارگان دور قطبی
circumpolar stars ستارگان پیرا قطبی
polar duplex telegraphy تلگراف دو جهتی قطبی
four terminal network شبکه چهار قطبی
polar diagram نمودار با مختصات قطبی
multipole moment گشتاور چند قطبی
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
octode لامپ هشت قطبی
polar coordinates دستگاه مختصات قطبی
pentode لامپ پنج قطبی
heptode لامپ هفت قطبی
heteropolar bond پیوند ناجور قطبی
magnetic dipole moment گشتاور دو قطبی مغناطیسی
polar chart نمودار با مختصات قطبی
duopoly انحصار دو قطبی فروش
dipole dipole forces نیروهای دو قطبی- دوقطبی
homopolar bond پیوند جور قطبی
isolation diode لامپ دو قطبی خودکار
magnetic quadrupole چهار قطبی مغناطیسی
multi electrode valve لامپ چند قطبی
molecular dipole moment گشتاور دو قطبی مولکولی
folded dipole انتن دو قطبی دولا
duopsony انحصار دو قطبی خرید
image phase constant ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
passive four terminal network شبکه چهار قطبی بی اثر
output pentode لامپ پنج قطبی خروجی
half wave dipole انتن دو قطبی نیم موج
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
y parameter پارامتر چهار قطبی ایگرگ
gas triode لامپ سه قطبی با کاتد داغ
hot cathode gas triode لامپ سه قطبی با کاتد داغ
fitchew پوست راسو یا گربه قطبی
fisch پوست راسو یا گربه قطبی
equivalent diode of a multielectrode val لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
equivalent diode voltage ولتاژ لامپ دو قطبی هم ارز
dipole dipole coupling جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
equivalent diode of a triode لامپ دو قطبی هم ارز چندقطبی
gas tetrode لامپ چهار قطبی با کاتد داغ
perveance of a multi electrode valve(tub پروه انس لامپ چند قطبی
gated beam tube لامپ پنج قطبی با شیب ثابت
anorak نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
anoraks نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
tundras دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
tundra دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
white bear خرس سفید خرس قطبی
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com