Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
imperial gallon
گالن پادشاهی برابر با6345/4لیتر
Other Matches
pottle
پیمانه وزنی برابر نیم گالن رطل یکمنی
gallons
گالن
gallon
گالن
galena
گالن
price per gallon/litre
گالن
howitzer
توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
pint
پیمانهای که 8 تای ان یک گالن است
pints
پیمانهای که 8 تای ان یک گالن است
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
mpg
مخفف مسافت طی شده با یک گالن بنزین
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
bulk petroleum
سوخت قوال مخازنی که بیش از 55 گالن فرفیت دارند
royal
پادشاهی
kingdom
پادشاهی
regal
پادشاهی
kingcraft
پادشاهی
kinghood
پادشاهی
the u states
پادشاهی
king ship
پادشاهی
king dom
پادشاهی
sovereignty
پادشاهی
the u kingdom
پادشاهی
imperium
پادشاهی
regality
پادشاهی
gallonage
فرفیت چیزی بر حسب گالن تعداد گالنی که فرفی گنجایش دارد
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
imperial
پادشاهی امپراتوری
tiara
تاچ پادشاهی
tiaras
کلاه پادشاهی
tiaras
تاچ پادشاهی
tiara
کلاه پادشاهی
king craft
سیاست پادشاهی
dethronement
عزل از پادشاهی
paludament
شنل پادشاهی
monarchize
پادشاهی کردن
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
United Kingdom
کشور متحده پادشاهی
regalia
نشانها وعلائم پادشاهی
coronate
مقام شهریاری پادشاهی
was a king in yemen
پادشاهی برد در یمن
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
Saudi Arabia
کشور پادشاهی عربستان سعودی
RAF
مخفف نیروی هوایی پادشاهی
they crowed him king
تاج پادشاهی برسرش گذاشتن
kingdom
مملکت یا کشور پادشاهی موالید
Carolean
[دوره پادشاهی چارلز دوم]
Exchequer
مالیه خزانه دار پادشاهی
monarchical
وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
to r. aking
کسی رادوباره به تخت پادشاهی نشاندن
sovereignty
پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
sensitive to corrosion
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
mixed government
حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
triplicate
سه برابر سه برابر کردن
without recourse
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
to wield a sceptre
پادشاهی کردن تسلط کردن
equaled
برابر
equal
برابر
symmetric
برابر
sextuple
شش برابر
sixfold
شش برابر
tenfold
ده برابر
tripling
سه برابر
equaling
برابر
for
در برابر
triple
سه برابر
homological
برابر
tripled
سه برابر
he is twice the man he was
دو برابر
triples
سه برابر
euqal
برابر
versus
در برابر
bracketed
برابر
equipollent
برابر
doubled
دو برابر
doubled up
دو برابر
paripassu
برابر
one fold
یک برابر
identical
برابر
tantamount
برابر
double
دو برابر
ninefold
نه برابر
equalled
برابر
eq
برابر با
decuple
ده برابر
equalling
برابر
equals
برابر
level with each other
برابر
as much a
دو برابر
one hundred times as many
صد برابر
opposite
برابر
breasts
برابر
breast
برابر
square
برابر
two fold
دو برابر
squares
برابر
squaring
برابر
squared
برابر
three fold
سه برابر
opposites
برابر
threefold
سه برابر
vs
در برابر
even
<adj.>
برابر
abreast
برابر
under the same conditions
شرایطی برابر
octuple
هشت برابر
doubled up
دو برابر بزرگتر
manifold
چند برابر
anti thesis
برابر نهاد
doubled up
اندازه دو برابر
parallel
برابر خط موازی
equalizers
برابر کننده
doubled up
دو برابر کردن
paralleled
برابر خط موازی
doubled up
: دو برابر دوتا
double
: دو برابر دوتا
double
دو برابر کردن
parallelled
برابر خط موازی
double
دو برابر بزرگتر
double
اندازه دو برابر
doubled
: دو برابر دوتا
doubled
دو برابر کردن
paralleling
برابر خط موازی
parallelling
برابر خط موازی
doubled
دو برابر بزرگتر
doubled
اندازه دو برابر
equalization
برابر کردن
fair play
شرایط برابر
plainest
صاف برابر
counterbalance
نیروی برابر
plainer
صاف برابر
plain
صاف برابر
doubler
دو برابر کننده
multiple
چند برابر
eight fold
هشت برابر
equalze
برابر کننده
eualize
برابر کردن
fivefold
پنج برابر
ties
برابر شدن
tie
برابر شدن
ge
بزرگتر از یا برابر با
plains
صاف برابر
level out
برابر کردن
leveler
برابر کننده
antitheses
برابر نهاده
antithesis
برابر نهاده
dead even
دقیقا برابر
nip and tuck
تقریبا برابر
against payment
در برابر پول
money worth
برابر پول
deuce
برابر درامتیاز 04
millionfold
یک میلون برابر
life long
برابر با یک عمر
equality gate
برابر سازی
leveller
برابر کننده
humbled to the dust
باخاک برابر
parallels
برابر خط موازی
treble our casualties
سه برابر تلفات ما
equaled
برابر مساوی
septuple
هفت برابر
triplex
سه برابر کردن
triply
بطور سه برابر
trebled
سه برابر کردن
trebles
سه برابر کردن
equalled
برابر مساوی
senary
شش برابر ششگانه
equalling
برابر مساوی
water resistant
مقاوم در برابر اب
EC
پیشوند برابر با ex-
equal
برابر مساوی
trebly
بطور سه برابر
lifelong
برابر یک عمر
triple precision
با دقت سه برابر
sextuple
شش برابر کردن
triple precision
دقت سه برابر
treble
سه برابر کردن
sevenfold
هفت برابر
equals
برابر مساوی
peer
برابر بودن با
peered
برابر بودن با
peering
برابر بودن با
equivalent
برابر مشابه
equivalents
برابر مشابه
trebling
سه برابر کردن
equalizer
برابر کننده
levelled
سطح برابر
leveled
سطح برابر
level
سطح برابر
counterbalanced
نیروی برابر
par
برابر کردن
parallelize
برابر کردن
counterweight
وزنه برابر
prallelize
برابر کردن
counterweights
وزنه برابر
peer to each other
برابر با یکدیگر
quadraple
چهار برابر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com