Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
were
گذشته فعل be to و جمع فعل ماضی was
Search result with all words
primary tenses
زمانها یاصلی و گذشته وماضی قریب و ماضی بعید
Other Matches
the past tense
زمان ماضی ماضی مطلق
present perfect
مربوط به ماضی نقلی ماضی نقلی
past
ماضی
past perfect
ماضی بعید
did not
ماضی منفی do
past perfect tense
ماضی بعید
preterit
زمان ماضی
perfect tense
ماضی قریب
perfect tense
ماضی کامل
past or preterite d.
ماضی مطلق
present perfect tense
ماضی کامل
present perfect tense
ماضی قریب
knew
ماضی فعل Know
the preterite tense
ماضی مطلق
preterit
وابسته بفعل ماضی
pluperfect
فعل ماضی بعید
present progressive
ماضی قریب استمراری
hung
زمان ماضی فعل
aorist
ماضی غیر معین
leant
ماضی فعل lean
ground
زمان ماضی فعل grind
grew
زمان ماضی فعل grow
tore
زمان ماضی فعل tear
left
: زمان ماضی فعل leave
flew
زمان ماضی فعل fly
led
زمان ماضی فعل lead
felt
:زمان ماضی فعل feel
hove
زمان ماضی فعل heave
ran
زمان ماضی فعل run
bade
زمان ماضی فعل bid
rang
زمان ماضی فعل ring
founds
زمان ماضی واسم فعول find
bad
زمان ماضی قدیمی فعل bid
aoristic
وابسته به زمان ماضی غیر معین
found
زمان ماضی واسم فعول find
i wish you would go
بجای ماضی استمراری در موردتمنی یا ارزو
had
زمان ماضی واسم مفعول فعل have
met
زمان ماضی واسم مفعول فعل meet
fought
زمان ماضی واسم مفعول فعل fight
should
زمان ماضی واسم مفعول فعل معین shall
due out
از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
perfect infinitive
مصدری که با اسم مفعول ساخته میشودو جای ماضی کامل را میگیرد
perfect participle
وجه وصفی معلوم که برای ساختن ماضی نقلی اغاز گردد
not to mention
<conj.>
گذشته از
aside from
گذشته از
beyoned the pale
از حد گذشته
by gone
گذشته
bypast
گذشته
let
[leave]
alone
<conj.>
گذشته از
agone
گذشته
oldest
گذشته
older
گذشته
old
گذشته
What is past is past . what is gone is gone .
گذشته ها گذشته
historical
گذشته
gone by
گذشته
spun or span
گذشته
over with
گذشته
last night
شب گذشته
last a
گذشته
and certainly not
<conj.>
گذشته از
to say nothing of
<conj.>
گذشته از
foretime
گذشته
forepast
گذشته
forepassed
گذشته
foreby
گذشته
due out
گذشته
not to speak of
<conj.>
گذشته از
yesternight
شب گذشته
bygone
گذشته
preceded
گذشته
past
گذشته
aside
گذشته از
asides
گذشته از
departed
گذشته
retrospective falsification
تحریف گذشته
besides
<adv.>
گذشته از این
backs
عقبی گذشته
yesteryear
سال گذشته
self devoted
از خود گذشته
self giving
از خود گذشته
back
عقبی گذشته
stale cheque
چک تاریخ گذشته
sup.latest or last
تازه گذشته
sware
گذشته swear
exposed
سر راه گذشته
on to
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
moreover
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
redolence
خاطرات گذشته
forby
<adv.>
گذشته از این
aside from that
<adv.>
گذشته از این
past years
سالهای گذشته
on top of this
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
over and above
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
what is more
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
sprang
گذشته gnirps
beyond that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
also
[moreover]
<adv.>
گذشته از این
on top of that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
additionally
<adv.>
گذشته از این
the past tense
زمان گذشته
desperate
از جان گذشته
the present and the past
اکنون و گذشته
pt
زمان گذشته
bled
گذشته Bleed
outdid
گذشته outdo
upheld
گذشته uphold
further on
از این گذشته
furthermore
از این گذشته
over-
گذشته اضافی
the present and the past
حال و گذشته
the present and the past
گذشته و حال
the preterite tense
زمان گذشته
the year past
سال گذشته
ultimo
ماه گذشته
ultimo
در ماه گذشته
whish
بسرعت گذشته
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
over
گذشته اضافی
over and above
گذشته ازاین
beyond that
<adv.>
از این گذشته
yesterday
زمان گذشته
past tense
زمان گذشته
belatedly
ازموقع گذشته
belated
ازموقع گذشته
by gone
قدیمی گذشته ها
by gone
چیزهای گذشته
nostalgia
حسرت گذشته
out of date
از تاریخ گذشته
desperado
از جان گذشته
additionally
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
also
[moreover]
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
swore
گذشته sweatr
moreover
<adv.>
از این گذشته
bygone
چیزهای گذشته
on top of this
<adv.>
از این گذشته
retrospect
شامل گذشته
retrospect
نگاه به گذشته
on top of that
<adv.>
از این گذشته
what is more
<adv.>
از این گذشته
expired
گذشته از موعد
past
گذشته از ماورای
on to
<adv.>
از این گذشته
regression
بازگشت به گذشته
late
تازه گذشته
furthermore
<adv.>
از این گذشته
furthermore
<adv.>
گذشته از این
retroactive
معطوف به گذشته
over and above
<adv.>
از این گذشته
in addition
<adv.>
از این گذشته
ex post
به اعتبار گذشته
further
[moreover]
<adv.>
از این گذشته
beyond that
<adv.>
گذشته از این
in addition
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
also
گذشته از این
last sunday
یکشنبه گذشته
last week
هفته گذشته
next week
هفته گذشته
last year
سال گذشته
lastmonth
ماه گذشته
what is more
<adv.>
گذشته از این
over and above
<adv.>
گذشته از این
on top of this
<adv.>
گذشته از این
moreover
<adv.>
گذشته از این
in addition
<adv.>
گذشته از این
further
[moreover]
<adv.>
گذشته از این
on top of that
<adv.>
گذشته از این
in the p
درزمان گذشته
forby
<adv.>
از این گذشته
aside from that
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
besides
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
forby
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
furthermore
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
besides
<adv.>
از این گذشته
aside from that
<adv.>
از این گذشته
also
[moreover]
<adv.>
از این گذشته
on to
<adv.>
گذشته از این
further
[moreover]
<adv.>
به جز آن
[گذشته از این]
additionally
<adv.>
از این گذشته
in a. to this
گذشته ازاین
rode
گذشته ride
one cannot put back the time
<proverb>
زمان گذشته نیاید به بر
The water has risen over his head .
<proverb>
آب از سرش گذشته است .
gladiators
پهلوان از جان گذشته
Joking apart.
از شوخی گذشته ( جدی )
retroact
شامل گذشته شدن
see in the past makes saw
فعل see در گذشته sawمیشود
the last two years
دوسال اخیر یا گذشته
took
زمان گذشته فعل take
passe
کهنه مسلک گذشته
gladiator
پهلوان از جان گذشته
ultimo
مربوط به ماه گذشته
overdue
از موعد گذشته منقضی
latest
تازه گذشته اینده
overdue draft
برات سررسید گذشته
ex post facto
شامل اصول گذشته
In the course of the past centuries.
درطی قرنهای گذشته
not to mention
گذشته از قطع نظر از
(a) while back
<idiom>
هفتها یا ماهای گذشته
long
دیر گذشته ازوقت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com