English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
Other Matches
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
service records سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
charge and discharge statements حساب قیومیت صورت و نحوه ارزیابی و عملیات مالی ارث حساب ارث
spot report گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
action report گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
report generator گزارش ساز ایجادکننده گزارش
report generator گزارش زایی گزارش گیری
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
amplifying report گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
visualreport گزارش دیدبانی بصری گزارش مشاهدات بصری در حین پرواز
in service خدمتی
decorations نشان خدمتی
leave year سال خدمتی
qualification record پرونده خدمتی
duty branch رسته خدمتی
line of duty مسیر خدمتی
service records پروندههای خدمتی
duty status وضعیت خدمتی
decoration نشان خدمتی
fitness report تعرفه خدمتی
security clearance داشتن صلاحیت خدمتی
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
nonpay status حالت انتظار خدمتی
servicae life عمر خدمتی وسایل
service number شماره خدمتی پرسنل
pert Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
annual efficiency index شاخص کارایی سالانه خدمتی
discharge without honor اخراج به علت عدم صلاحیت خدمتی
supererogation زیاده روی درکار خوش خدمتی
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
our offer to render a service حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
prestation خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
to discharge someone without honor [from the army] اخراج کردن کسی به علت عدم صلاحیت خدمتی
short timer پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
eye service خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
silver star نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
active status وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
usages نحوه استعمال
dealing arrangments نحوه توزیع
procedure نحوه عمل
usage نحوه استعمال
delivery terms نحوه تحویل
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
line of duty نحوه انجام وفیفه
syntax checker مقابله نحوه گری
rating نحوه عملکرد مجاز
ratings نحوه عملکرد مجاز
operations نحوه استفاده ازدستگاهها
panels نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
performance نحوه کار کسی یا چیزی
structuring نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
functional مربوط به نحوه کار چیزی
contract record سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
performances نحوه کار کسی یا چیزی
relationships نحوه اتصال دو چیز مشابه
structure نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
scenario طرح [نحوه رفتار] [سناریو]
specific performance نحوه اجرای معین در قرارداد
scenarios طرح ها [نحوه رفتار] [سناریو]
planning سازماندهی نحوه انجام کاری
structures نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
relationship نحوه اتصال دو چیز مشابه
format قوانینی که نحوه قرار گرفتن عملوندها
formats قوانینی که نحوه قرار گرفتن عملوندها
instruct بیان نحوه کار به کسی یا به کامپیوتر
demonstrating نشان دادن نحوه کار چیزی
demonstrates نشان دادن نحوه کار چیزی
demonstrated نشان دادن نحوه کار چیزی
cookbooks راهنمای نحوه نصب واستفاده از برنامه
to tick کار کردن به نحوه ویژه یا درست
cookbook راهنمای نحوه نصب واستفاده از برنامه
instructed بیان نحوه کار به کسی یا به کامپیوتر
instructing بیان نحوه کار به کسی یا به کامپیوتر
instructs بیان نحوه کار به کسی یا به کامپیوتر
demonstrate نشان دادن نحوه کار چیزی
valuation ارزیابی
valuations ارزیابی
estimating ارزیابی
estimates ارزیابی
appraisement ارزیابی
estimated ارزیابی
attack assessment ارزیابی تک
evaluations ارزیابی
estimate ارزیابی
evalution ارزیابی
evaluation ارزیابی
indiction ارزیابی
it was valued at rials 000 ارزیابی شد
appraisal ارزیابی
cost accounting ارزیابی
assessments ارزیابی
assessment ارزیابی
appraisals ارزیابی
demonstration عمل نشان دادن نحوه کار چیزی
demo عمل نشان دادن نحوه کار چیزی
consumer research تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
direction دستوراتی که نحوه استفاده از چیزی را نشان می دهند
manual کتابچهای که نحوه نصب سیستم را نشان میدهد
demonstrations عمل نشان دادن نحوه کار چیزی
schematic نمایش قط عات سیستم و نحوه اتصال آنها
reported گزارش
report گزارش
report generator گزارش زا
recitetion گزارش شز
reportage گزارش
account گزارش
reports گزارش
The way he eats his food disgusts [revolts] [repulses] me. به نحوه ای که او [مرد] غذا می خورد حال من را بهم می زند.
packages برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
packaged برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
package برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
manual کتابچهای که نحوه استفاده از سیستم یا وسیله را نشان میدهد
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
MAPI که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را نشان میدهد
map شرح نحوه ارتباط رکوردها و فیلدها در پایگاه داده ها
systems analysis برنامهای که نحوه کار سیستم کامپیوتری را کنترل میکند
maps شرح نحوه ارتباط رکوردها و فیلدها در پایگاه داده ها
stock valuation ارزیابی موجودی
supplier evaluation ارزیابی فروشنده
valued ارزیابی شده
personality assessment ارزیابی شخصیت
summative evaluation ارزیابی تلخیصی
ratable قابل ارزیابی
project evaluation ارزیابی طرح
valuation of stock ارزیابی موجودی
validation تصدیق ارزیابی
appraised ارزیابی کردن
job evaluation ارزیابی شغل
appraising ارزیابی کردن
appraises ارزیابی کردن
attack assessment ارزیابی نتایج تک
rated ارزیابی شده
appraise ارزیابی کردن
corporate appraisal ارزیابی شرکت
cost accountant متخصص ارزیابی
evaluating ارزیابی کردن
job costing ارزیابی هزینه ها
reappraisals ارزیابی تازه
reappraisal ارزیابی تازه
holistic evalution ارزیابی کلی
scrutinize ارزیابی کردن
formative evaluation ارزیابی تکوینی
evaluation score نمره ارزیابی
economic appraisal ارزیابی اقتصادی
make an evaluation ارزیابی کردن
enquire into ارزیابی کردن
unverified <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
assay ارزیابی کردن
assess ارزیابی کردن
assessed ارزیابی کردن
assesses ارزیابی کردن
assessing ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
evaluated ارزیابی کردن
rates ارزیابی کردن
revaluation ارزیابی مجدد
dissect [analyse] ارزیابی کردن
study ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
bolt [examine] ارزیابی کردن
analyze [American] ارزیابی کردن
check ارزیابی کردن
determine ارزیابی کردن
analyse [British] ارزیابی کردن
examine ارزیابی کردن
explore ارزیابی کردن
inspect ارزیابی کردن
investigate ارزیابی کردن
look into ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
evaluates ارزیابی کردن
surveys ارزیابی کردن
surveyed ارزیابی کردن
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
survey ارزیابی کردن
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
estimates ارزیابی تخمین
estimate ارزیابی تخمین
rate ارزیابی کردن
estimating ارزیابی تخمین
estimated ارزیابی تخمین
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
detailed report گزارش مشروح
flash report گزارش انی
submit a report گزارش دادن
reported گزارش دیدبانی
final report گزارش نهایی
survey report گزارش بازرسی
error report گزارش خطا
edit line خط گزارش وضعیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com