English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
blank catridge گلوله سلام
Other Matches
parting salute سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
To stand at the salute. بحالت سلام ایستادن (سلام نظامی )
saluting battery توپ اجراکننده تیر سلام اتشبار تیر سلام
salute احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
saluting احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
salutes احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
saluted احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
dud منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
hand salute سلام نظامی دادن سلام نظامی
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
good afternoon سلام
regarded سلام
greet : سلام
regard سلام
greets : سلام
howdy سلام !
regards سلام
allhail سلام
salaams سلام
salaam سلام
salaamed سلام
hullo سلام
kind regards سلام
greetings سلام
greeted : سلام
ave سلام
salaaming سلام
greeting سلام
salutes سلام
saluted سلام
salute سلام
saluting سلام
hello سلام
all hail سلام
salutations سلام
salutation سلام
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
minute gun توپ سلام
take the salute سلام گرفتن
hailing سلام کردن
to give the time of day سلام کردن
saluting gun توپ سلام
hails : سلام درود
hails سلام کردن
greeting سلام کننده
salute سلام دادن
hailing : سلام درود
nodding acquaintance سلام علیک
hailed سلام کردن
hailed : سلام درود
hail سلام کردن
full dress لباس سلام
stye سنده سلام
hail : سلام درود
salaamed سلام کردن
salaaming سلام کردن
saluting سلام دادن
salaams سلام کردن
sties سنده سلام
admirals' march سلام تیمساری
color salute سلام به پرچم
greetings سلام کننده
salutes سلام دادن
hullos سلام کردن
styes سنده سلام
to take the salute سلام گرفتن
sty سنده سلام
half cap نیم سلام
saluted سلام دادن
gun salute تیر سلام
salaam سلام کردن
hallos سلام کردن
hello سلام کردن
hellos سلام کردن
hail سلام برشما باد
curtseying سلام یاتواضع کردن
peace be with you سلام برشما باد
hailed سلام برشما باد
curtsying سلام یاتواضع کردن
curtsy سلام یاتواضع کردن
curtsies سلام یاتواضع کردن
curtsey سلام یاتواضع کردن
evening gun توپ سلام شامگاه
to fire salute توپ سلام انداختن
give my r. s to him سلام مرابه او برسانید
curtsied سلام یاتواضع کردن
hails سلام برشما باد
hailing سلام برشما باد
fire salute توپ سلام انداختن
They greeted each other. با هم سلام وتعارف کردند
Please give him my (best) regards. سلام مرا به اوبرسانید
Give him my regards. سلام من را به او برسان. [مرد]
Remember me to him. سلام من را به او برسان. [مرد]
to salute an officer افسری را سلام دادن
saluter سلام دهنده یاکننده
to return a greeting جواب سلام دادن
to make a curtsy سلام زنانه کردن
half cap سلام با اندک تکانی درکلاه
gratulate تبریک گفتن سلام کردن
levee سلام عام بارعام دادن
he has an axe to grind سلام لربی طمع نیست
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
personal salute تیر سلام برای افراد
present arms سلام درحال پیش فنگ
Everyone sends their regards to you. همگی بهت سلام رسوندن.
He didnt return (acknowledge) my greetings. جواب سلام مرا نداد
salutations تعارف سلام اول نامه
To take the salute. جواب سلام ( نظامی ) رادادن
To be a nodding acquaintance of someone . با کسی سلام وعلیک داشتن
salutation تعارف سلام اول نامه
To greet someone . To exchange greetings with someone. با کسی سلام وتعارف کردن
to do make or pay obeisance to بکسی تواضع یا باسر سلام کردن
parting shot تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
parting shots تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
ahoy ندا و خبر برای مواقع سلام لفظ
Can't you just say hello like a normal person? نمیتونی مثل یک آدم معمولی سلام بدی؟
saluting سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
salute سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
capped سلام دادن بوسیله برداشتن کلاه از سر سربطری یا قوطی
gun salute سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
cap سلام دادن بوسیله برداشتن کلاه از سر سربطری یا قوطی
saluted سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
salutes سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
globe گلوله
bullets گلوله
pellet گلوله
cartridge گلوله
cartridges گلوله
shot گلوله
fire ball گلوله
shots گلوله
bullet گلوله
cannon proof ضد گلوله
globes گلوله
shell proof ضد گلوله
line shot گلوله در خط
clue گلوله نخ
clues گلوله نخ
gunshot گلوله
gunshots گلوله
bullet-proof ضد گلوله
rounds گلوله ها
projectile گلوله
glomerule گلوله رگ
roundest گلوله
round گلوله
ball گلوله
bulletproof ضد یا مانع گلوله
burst center مرکز گلوله
plumb bob گلوله شاقول
can , not observe گلوله ناپیدا
cannon proof ضد گلوله توپ
blank cartridge فشنگ بی گلوله
base spray بسکهای ته گلوله
buckshot گلوله سربی
base fuze ماسوره ته گلوله
ballistic trajectory خط سیربالیستیکی گلوله
ounce of lead گلوله سربی
plumb گلوله سربی
incendiary گلوله اتش زا
cannon shot گلوله توپ
cannonball گلوله توپ
piercing shell گلوله ثاقب
smoke round گلوله دودانگیز
snow ball گلوله برف
star shell گلوله منور
loading tray سینی پر کن گلوله
live round گلوله جنگی
line of impact خط اصابت گلوله
sugarplum گلوله نبات
illumination round گلوله منور
starshell گلوله منور
illuminating shell گلوله منور
smoke projectile گلوله دودانگیز
shrapnel shell گلوله انفجاری
potshot گلوله هوایی
projectile flat سکوی گلوله
number of rounds تعداد گلوله ها
rotating band کمربند گلوله
shell fragments بسک گلوله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com