Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
dubitate
گمان چیزنامعلوم
Other Matches
uncertainties
چیزنامعلوم
uncertainty
چیزنامعلوم
guess
گمان
guessed
گمان
guesses
گمان
they suspect him of lying
گمان
surmised
گمان
surmise
گمان
impressions
گمان
surmises
گمان
surmising
گمان
impression
گمان
conjecture
گمان
opinions
گمان
opinion
گمان
ideas
گمان
idea
گمان
assumption
گمان
thoughts
گمان
thought
گمان
i do not think so
گمان نمیکنم
supposable
گمان کردن
i suppose so
گمان میکنم
dubitation
گمان شک داشتن
wis
گمان کردن
trusting
نیک گمان
suppositions
گمان پندار
supposition
گمان پندار
estimations
حدس گمان
reckons
گمان کردن
doubts
گمان دودلی
conjecture
گمان بردن
reckoned
گمان کردن
reckon
گمان کردن
belief
ایمان گمان
supposing
گمان کردن
believe
گمان داشتن
believed
گمان داشتن
believes
گمان داشتن
doubting
گمان دودلی
suppose
گمان کردن
supposes
گمان کردن
think
گمان کردن
doubted
گمان دودلی
doubt
گمان دودلی
suspecting
گمان کردن
suspect
گمان کردن
aim
گمان جهت
thinks
گمان کردن
aimed
گمان جهت
estimation
حدس گمان
aims
گمان جهت
suspects
گمان کردن
to believe wrong
اشتباه گمان کردن
surmising
گمان بردن حدس
surmises
گمان بردن حدس
surmise
گمان بردن حدس
surmised
گمان بردن حدس
i have a hunch that
سخت گمان دارم که
to think ill of any one
نسبت به کسی بد گمان
think well of
خوش گمان بودن به
hunch player
شرطبند از روی حدس و گمان
i shoudel hardly think so
گمان نمیکنم اینطور باشد
i suspect him to be a liar
گمان میکنم دروغگو باشد
open hearted
راست باز خوش گمان
outguess
در حدس و گمان برتری داشتن بر
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
to think well of a person
درباره کسی خوش گمان بودن
Santa Claus
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
venriloquism
سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com