Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
the wheat was scanted
گندم را کم کم بیرون دادند
Other Matches
I was tipped off .
به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
tea was served round
به همه چای دادند
we were ordered to stay
دستور دادند بمانیم
We were admitted gratis .
مفتی راهمان دادند
The crowd was pressing against the gate .
جمعیت به درورودی فشار می دادند
They gave me permission by way of an exception ...
آنها به من استثنأ اجازه دادند ...
The demonstrators were waving the flags.
تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
I heard it through the grapevine.
افرادی به طورغیر رسمی به من آگاهی دادند.
They shook hand and made up.
با یکدیگر دست دادند وآشتی کردند
almonry
[قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
prestation
خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
The passenger was admitted into the USA.
به مسافر اجازه ورود به ایالات متحده آمریکا را دادند.
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
landwehr
بخشی از ارتش المان وکشورهای دیگر که خدمت زیرپرچم را انجام دادند
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
golden horde
سپاهیان مغول که در قرن سیزدهم اروپای شرقی رامورد تاخت و تاز قرار دادند
cornflower
گل گندم
wheat
گندم
cornflowers
گل گندم
centaurea
گل گندم
grain
یک گندم
corn flower
گل گندم
cash crops
گندم جو
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
wholewheat
گندم خالص
wheatgerm
جنین گندم
pug
خاشاک گندم
pugs
خاشاک گندم
wheatgerm
گیاهک گندم
musteline
گندم گون
moory
گندم گون
buck wheat
گندم سیاه
jointworm
کرم گندم
husker
گندم پاک کن
crap
گندم سیاه
crapped
گندم سیاه
crapping
گندم سیاه
grain rust
زنگ گندم
parched corn
گندم بریان
parched corn
گندم برشته
frit fly
مگس گندم
bran
پوست گندم
french wheat
گندم سیاه
buckwheat
گندم سیاه
corn chandler
گندم فروش
saracen corn
گندم سیاه
corn field
گندم زار
tawniness
گندم گونی
corn weevil
شپشه گندم
to winnow the grain
گندم راباددادن
cornmeal
ارد گندم
wheat bread
نان گندم
wheat chaff
کاه گندم
wheat rust
زنگ گندم
wheatear
سنبله گندم
wheaten
وابسته به گندم
wheaten
برنگ گندم
wheaten bread
نان گندم
grain field
گندم زار
tawnier
گندم گون
sheaf
دسته گندم
flail
گندم کوب
flailing
گندم کوب
tawniest
گندم گون
wholewheat
گندم ناب
flailed
گندم کوب
tawny
گندم گون
flails
گندم کوب
weevils
سوسه شپشه گندم
weevil
سوسه شپشه گندم
ptisan
گندم پوست کنده
loose smut
بیماری زنگ گندم
wheatgerm
آرد مغز گندم
bunt
ناخوشی قارچی گندم
groats
گندم یاجوپوست کنده
hessian fly
حشره گندم خوار
wheat stack
خرمن کومه گندم
sheaf
دسته یابافه گندم
gluten
ماده چسبنده گندم
automating
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automate
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
rye
گندم سیاه مرد کولی
whole wheat
ساخته شده از گندم ساییده
marabout
ادم سبزه یا گندم گون
polygonaceous
وابسته به تیره گندم سیاه
marabou
ادم سبزه یا گندم گون
the vessel was put a bout
جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
groat
بلغور جو یا گندم یاجو پوست کنده
harvest mouse
یکجورموش که درساقههای گندم لانه میکند
wheat eel
کرم کوچک انگل گندم و علوفه
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
wheatworm
کرم کوچک انگل گندم و علوفه
sloe gin
عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
emmer
نوعی گندم سرخ بنام شعیر ابلیس
breadstuff
مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
hard wheat
گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
manchet
قرص نام ساخته شده از گندم اعلی وخالص
red reg
چیزی که موجب خشم وبرانگیختگی گرد د یکجورزنگ در گندم
wheat germ
گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
swiple
قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
corn meal
ارد گندم - ارد جودوسر
outdoor
بیرون
efferent
بیرون بر
away
بیرون
external
بیرون
externals
بیرون
from outside
از بیرون
[از]
abroad
بیرون
from out of town
از بیرون
[از]
out
بیرون از
outwith
[Scotish E]
<adv.>
بیرون
[از]
outside appearance
بیرون
extra terrestrial
بیرون از
out
<adv.>
بیرون
out door
بیرون
off the track
بیرون
away
بیرون از
outward bound
بیرون رو
forth of
بیرون از
outside
[of]
<adv.>
بیرون
[از]
out
[of]
<adv.>
بیرون
[از]
bakkat
به بیرون
outside
بیرون
out of
بیرون از
forth
بیرون از
from the outside
از بیرون
without
بیرون
without
بیرون از
outed
بیرون از
out-of-
بیرون از
outsides
بیرون
out-
بیرون از
out
<adv.>
به بیرون
grist
گندم اسیابی جو اسیابی
extra cranial
ازجمجمه بیرون
faubourg
بیرون شهر
extrauterine
بیرون زهدانی
extrusive
بیرون اندازنده
extra cosmical
بیرون ازگیتی
extra physical
بیرون ازقواعدطبیعی
extra cranial
بیرون ازجمجمه
extrusion
بیرون امدن
extrorse
بیرون برگشته
fire out
بیرون کردن
plug
بیرون زدن
extrusion
بیرون زدن
extruding
بیرون انداختن
to fire out
بیرون انداختن
to fire out
بیرون کردن
extruder
بیرون اور
flick kick
ضربه با بیرون پا
fire out
بیرون انداختن
extroversion
برگشتگی به بیرون
plugging
بیرون زدن
astir
بیرون از بستر
vents
بیرون دادن
vents
بیرون ریختن
bear out
بیرون دادن
beyond d.
بیرون از حدوصف
beyond one's vision
بیرون ازحدبینایی
bring off
بیرون بردن
venting
بیرون دادن
venting
بیرون ریختن
outflow
بیرون ریزی
clamps
بیرون کشیدن
clamping
بیرون کشیدن
clamped
بیرون کشیدن
plugs
بیرون زدن
draw
بیرون کشیدن
draws
بیرون کشیدن
jettison
بیرون افکندن
jettisoned
بیرون افکندن
jettisoning
بیرون افکندن
jettisons
بیرون افکندن
outflows
بیرون ریزی
outgoing
بیرون رونده
clamp
بیرون کشیدن
vented
بیرون دادن
vented
بیرون ریختن
excommunicative
بیرون کننده
excurrent
بیرون ریزنده
exhalant
بیرون دهنده
exhalent
بیرون دهنده
extruding
بیرون کشیدن
extruding
بیرون امدن
expulse
بیرون انداختن
expulse
بیرون دادن
exsert
بیرون دادن
eliminable
بیرون کردنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com