English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
Other Matches
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
moose گوزن شمالی
elks گوزن شمالی
elk گوزن شمالی
caribous گوزن امریکایی شمالی
caribou گوزن امریکای شمالی
caribou گوزن امریکایی شمالی
cariboo گوزن امریکایی شمالی
caribous گوزن امریکای شمالی
primer وابسته بدوران بشر اولیه
protolithic وابسته بدوران ماقبل عصرسنگ
primers وابسته بدوران بشر اولیه
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
gestation حاملگی وابسته بدوران رشد تخم یانطفه
Nordic وابسته به شمال اروپا
hallstatt وابسته به دوران قبل از عصراهن اروپا
fin de siecle وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
baltic دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
stela ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stele ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
upstate وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
european essembly مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
beta librae کفه شمالی زبانی شمالی
aurora borealis فجر شمالی سپیده شمالی
norther شمالی باد سرد شمالی
northern lights سپیده شمالی فجر شمالی
northern dawn سپیده شمالی فجر شمالی
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
lithoprint با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
roll بدوران انداختن
rolls بدوران انداختن
rolled بدوران انداختن
northen america nebula ابری امریکای شمالی سحابی امریکای شمالی
infantile مربوط بدوران کودکی
parvenus تازه بدوران رسیده
nouveau-riche تازه بدوران رسیده
nouveaux-riches تازه بدوران رسیده
parvenu تازه بدوران رسیده
nouveau riche تازه بدوران رسیده
upstarts تازه بدوران رسیده ادم متکبر
it turned my head سرم را بدوران انداخت یا گیج کرد
upstart تازه بدوران رسیده ادم متکبر
clouted پارچه کهنه کهنه
clouting پارچه کهنه کهنه
clouts پارچه کهنه کهنه
clout پارچه کهنه کهنه
carpetbagger تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
carpetbaggers تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
occident اروپا
europa اروپا
Europe قاره اروپا
european essembly مجلس اروپا
European Union [EU] اتحادیه اروپا
he was ordered to europe او مامور اروپا شد
red deer گوزن نر
buck گوزن نر
brocket گوزن نر
bucks گوزن نر
fawns گوزن
hart گوزن نر
fawn گوزن
roebuck گوزن نر
fawned گوزن
stags گوزن
stag گوزن
the concert of europe دول متوافق اروپا
e r p برنامه ترمیم اروپا
european monetary fund صندوق پولی اروپا
to e. carpets to the europe فرش به اروپا فرستادن
missel یکجور باسترک در اروپا
Common Market جامعه اقتصادی اروپا
Flemish Mannerism انقلاب شمال اروپا
I have visited Europe time and again. بارها اروپا را دیده ام.
European Currency Unit سبد ارزی اروپا
All of a sudden , he turned up in Europe . یکدفعه سر از اروپا درآورد
staggart گوزن نرچهارساله
roe گوزن کوچک
she deer گوزن ماده
fallow deer گوزن زرد
roe گوزن ماده
caribous گوزن کانادایی
gnu گوزن یالدار
gnus گوزن یالدار
venison گوشت گوزن
doe گوزن ماده
cariboo گوزن کانادایی
caribou گوزن کانادایی
cervine شبیه گوزن
bucktail دم غزال یا گوزن نر
buckskins پوست گوزن
knobber گوزن نردوساله
hind گوزن ماده
deerlet گوزن کوچک
deerskin پوست گوزن
sorrel گوزن نر سه ساله
antler شاخ گوزن
staggard گوزن نرچهارساله
buckskin پوست گوزن
antlers شاخ گوزن
How long wI'll you stay in Europe ? چند وقت اروپا می مانید ؟
u.f.a cup جام اتحادیه باشگاههای اروپا
The rise in prices in the European markets. ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
organization for european economic coopr سازمان همکاری اقتصادی اروپا
EEC مخفف جامعهی اقتصادی اروپا
europian championship وزنه برداری قهرمانی اروپا
e c s c (european coal & steel commissio جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا
sabot کفش چوبی روستاییان اروپا
european academic research network شبکه پژوهشی دانشگاهی اروپا
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
muntjac گوزن کوچک اسیا
pricket sister گوزن ماده دو ساله
munjak گوزن کوچک اسیا
gralloch احشای گوزن مرده
deer stalker شکارکننده گوزن و اهو
fallow deer گوزن یااهوی کوچک
hartshorn شاخ گوزن ماده
doeskin پوست گوزن ماده
muntjak گوزن کوچک اسیا
deer stalking شکار اهو و گوزن
tench ماهی گول اب شیرین اروپا واسیا
a ban from flying in the EU قدغن پرواز در [منطقه] اتحادیه اروپا
golden shoe بهترین جایزه گلزن فصل اروپا
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
pricket گوزن راست شاخ نر دوساله
horned design طرح شاخدار [یا شاخ گوزن]
pulka سورتمهای که گوزن انرامی کشد
surroyal انشعاب شاخ گوزن چهارساله
deer stalker کلاه ویژه گوزن شکارکن ها
Of this amount Europe's share is 20 percent. از این مقدار ۲۰ درصد مال اروپا است.
estonian اهل جمهوری سابق استونی درشمال اروپا
e r p جهت کمک به توسعه اقتصادی کشورهای اروپا
shad شاه ماهی خوراکی اروپا وشمال امریکا
troat نعره گوزن نرهنگام مستی یاشهوت
troche قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
chamois چرم بسیارنازک از پوست گوسفند و بز و گوزن
sambur گوزن یال دار بزرگ اسیا
wapiti گوزن سفید و شاخ بلندو بزرگ
sambar گوزن یال دار بزرگ اسیا
gadwall اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
concert of europe اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سیاسی
bengal cottage [باغچه ای با دیوارهای کاهگلی در اواسط قرن نوزده اروپا]
Ditterling [تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
petrolsal سنگی
lithoid سنگی
barrier reef سد اب سنگی
monolithic تک سنگی
equiponderance هم سنگی
lithic سنگی
petrean سنگی
stony سنگی
rock fill dam سد سنگی
clapper bridge پل سنگی
petrous سنگی
stoney سنگی
northern شمالی
north شمالی
Nordic شمالی
arctic شمالی
norland شمالی
northerly شمالی
boreal شمالی
buckhorn استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمیبرند
spreads فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spread فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
stone work کار سنگی
rock wash پوشش سنگی
concretion سنگی شدن
lithograph چاپ سنگی
stone lining پوشش سنگی
rock salt نمک سنگی
autography چاپ سنگی
stonework ساختمان سنگی
lithographs چاپ سنگی
layer of rock لایه سنگی
layer of rock طبقه سنگی
gabion تور سنگی
Stone Age پارینه سنگی
paleolithic پارینه سنگی
stone lining روکش سنگی
paleolithic دیرینه سنگی
bracket کژ پشت سنگی
lithographic print چاپ سنگی
polyantography چاپ سنگی
eolith اسکله سنگی
lithography چاپ سنگی
cordon ازاره سنگی
Lantern-cross صلیب سنگی
cordons ازاره سنگی
mesolithic میانه سنگی
this line lies north این خط شمالی
corona borealis اکلیل شمالی
papoose درامریکای شمالی
first world امریکای شمالی
northwards قسمت شمالی
eider قوی شمالی
north star ستاره شمالی
north country انگلستان شمالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com