Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
Other Matches
healing by second intention
خوب شدن زخم بوسیله گوشت نوبالا اوردن
cicatrization
عمل گوشت نوبالا اوردن زخم وباقی گذاردن نشان
puked
بالا اوردن
puke
بالا اوردن
to fetch up
بالا اوردن
to bring up
بالا اوردن
to cast the g.
بالا اوردن
pukes
بالا اوردن
puking
بالا اوردن
regorge
بالا اوردن
raising
بالا اوردن
mason up
بالا اوردن دیوار
ramp
بالا بردن یاپایین اوردن
ramps
بالا بردن یاپایین اوردن
overarm
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
elevations
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevation
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
windlass
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlasses
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
governmentalize
تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
to press against any thing
بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
jargonize
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
grasps
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasped
بچنگ اوردن گیر اوردن
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
granulation tissue
گوشت نو
preserved meat
گوشت
pulpless
بی گوشت
meat
گوشت
meats
گوشت
proud flesh
گوشت نو
brawn
گوشت
flesh and blood
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
basting
گوشت
flesh
گوشت
viand
گوشت
meatier
گوشت دار
meatiest
گوشت دار
chop
گوشت دنده
leg
گوشت ران
red meat
گوشت گاووگوسفند
mutton
گوشت گوسفند
shoulder
گوشت سردست
chop
گوشت کتلت
surloin
گوشت مازه
gambrel
قلاب گوشت
flesh hook
قلاب گوشت کش
flash hook
قلاب گوشت
carneous
گوشت مانند
top round
گوشت کبابی
diastasc
اب خوش گوشت
beef tea
جوهریاشیره گوشت
blowfly
مگس گوشت
meat fly
مگس گوشت
brisket
گوشت سینه
butchery business
گوشت فروشی
consomme
اب گوشت تنگاب
carnification
گوشت سازی
carnosity
گوشت زیاد
collop
برش گوشت
caruncle
گوشت پاره
venison
گوشت گوزن
carrion
گوشت گندیده
pancreases
خوش گوشت
meaty
گوشت دار
fuzz ball
گوشت زیادی
chopping board
تختهسبزیو گوشت
white meat
گوشت سفید
spareribs
گوشت دنده
flesher
گوشت فروش
french chop
گوشت دنده
fleshmonger
گوشت فروش
luncheon meat
گوشت ساندویچی
flab
گوشت اضافی
flab
گوشت شل و آویزان
goose
گوشت غاز
lamb
گوشت بره
lambs
گوشت بره
the pulp of an apple
گوشت سیب
pancreas
خوش گوشت
rib
گوشت دنده
pemmican
گوشت خشکانده
stringers
چنگک گوشت
lenten
بی گوشت لاغر
leal meat
گوشت لخم
ham
گوشت ران
pemican
گوشت خشکانده
horseflesh
گوشت اسب
stringer
چنگک گوشت
meatman
گوشت فروش
beef
گوشت گاو
beefed up
گوشت گاو
shin
گوشت قلم پا
shins
گوشت قلم پا
murrain
گوشت مرده
fruit pulp
گوشت میوه
masher
گوشت کوب
mangler
گوشت خرد کن
grill
گوشت کباب کن
grilling
گوشت کباب کن
grills
گوشت کباب کن
beefy
گوشت الو
emaciated
گوشت رفته
outgrowth
گوشت زیادی
pot roasts
گوشت اب پزشده
lappet
گوشت اویخته
veal
گوشت گوساله
pot roast
گوشت اب پزشده
killcalf
گوشت فروش
dripping
چکیده گوشت
sarcophagous
گوشت خوار
mince
گوشت قیمه
pork
گوشت خوک
minces
گوشت قیمه
sirloins
گوشت راسته
haslet
گوشت کبابی
gravy
شیره گوشت
sirloin
گوشت راسته
incarnant
گوشت نو اور
pulpous
گوشت دار
green meat
گوشت کهنه
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
mincemeat
گوشت قیمه شده
granulet
گوشت نوبالا اورده
short ribs
گوشت با استخوان دنده
bullied
گردن کلفت گوشت
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
ecchymosis
کبودشدگی گوشت از کوفتگی
bullies
گردن کلفت گوشت
bullying
گردن کلفت گوشت
collop
تکه کوچک گوشت
growths
گوشت زیادی تومور
growth
گوشت زیادی تومور
lob
گوشت یا پوست اویخته
pareve
بدون گوشت وشیر
parve
بدون گوشت وشیر
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
foreshank
گوشت ساق گاو
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
tenderloin
گوشت پشت مازو
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
lobs
گوشت یا پوست اویخته
masticator
چرخ گوشت خردکنی
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
mince pies
کلوچه گوشت دار
mince pie
کلوچه گوشت دار
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
bully
گردن کلفت گوشت
omophagia
گوشت خام خوری
omophagic
گوشت خام خور
omophagous
گوشت خام خور
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
pork butcher
گوشت خوک فروش
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
pie
کلوچه گوشت پیچ
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
steak
باریکه گوشت کبابی
steaks
باریکه گوشت کبابی
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
cold cuts
گوشت پخته سرد
haunch
گوشت ران وگرده
haunches
گوشت ران وگرده
fry
سرخ کردن
[گوشت]
roast beef
گوشت گاوکباب شده
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
gratings
گوشت ریز ساینده
pap
تفاله گوشت یاسیب
grating
گوشت ریز ساینده
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
luncheon meat
گوشت پیش آماد
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
fry
گوشت سرخ کرده
carunculate
دارای گوشت پاره
beefsteak
گوشت ران گاو
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
fricassee
راگوی گوشت پرنده
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
fricassees
راگوی گوشت پرنده
beef steak
گوشت ران گاو
broiled meat
گوشت سرخ کرده
pies
کلوچه گوشت پیچ
abscission
قطع پوست و گوشت
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
gobbet
تکه گوشت خام
gobbets
تکه گوشت خام
frying
گوشت سرخ کرده
fries
گوشت سرخ کرده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com