Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
carrion
گوشت گندیده
Search result with all words
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
Other Matches
putrescent
گندیده
fetid
گندیده
putrescible
گندیده
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
scavenger
گندیده خوار
scavengers
گندیده خوار
carrion
لاشه گندیده
addle
گندیده فاسد
septic
گندیده الوده
putridly
بطور گندیده یا فاسد
statgnate
از جنبش ایستادن گندیده شده
A rotten apple in jures its companions.
<proverb>
یک سیب گندیده هم جواران خود را لکه دار مى کند.
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
saprogenic
مولد یامحصول مواد گندیده ایجاد شده در اثر گندیدن
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
granulation tissue
گوشت نو
pulpless
بی گوشت
meat
گوشت
meats
گوشت
brawn
گوشت
flesh and blood
گوشت
flesh
گوشت
proud flesh
گوشت نو
basting
گوشت
preserved meat
گوشت
viand
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
beefy
گوشت الو
pemmican
گوشت خشکانده
pemican
گوشت خشکانده
murrain
گوشت مرده
meatman
گوشت فروش
horseflesh
گوشت اسب
collop
برش گوشت
consomme
اب گوشت تنگاب
diastasc
اب خوش گوشت
masher
گوشت کوب
flash hook
قلاب گوشت
emaciated
گوشت رفته
beef tea
جوهریاشیره گوشت
ham
گوشت ران
blowfly
مگس گوشت
carneous
گوشت مانند
pulpous
گوشت دار
carnosity
گوشت زیاد
butchery business
گوشت فروشی
grill
گوشت کباب کن
caruncle
گوشت پاره
grilling
گوشت کباب کن
brisket
گوشت سینه
grills
گوشت کباب کن
green meat
گوشت کهنه
meat fly
مگس گوشت
outgrowth
گوشت زیادی
flesh hook
قلاب گوشت کش
mangler
گوشت خرد کن
meatier
گوشت دار
fleshmonger
گوشت فروش
meatiest
گوشت دار
pancreases
خوش گوشت
meaty
گوشت دار
pancreas
خوش گوشت
spareribs
گوشت دنده
fruit pulp
گوشت میوه
lambs
گوشت بره
lamb
گوشت بره
gambrel
قلاب گوشت
haslet
گوشت کبابی
rib
گوشت دنده
incarnant
گوشت نو اور
lenten
بی گوشت لاغر
leal meat
گوشت لخم
flesher
گوشت فروش
carnification
گوشت سازی
lappet
گوشت اویخته
killcalf
گوشت فروش
dripping
چکیده گوشت
mince
گوشت قیمه
minces
گوشت قیمه
french chop
گوشت دنده
veal
گوشت گوساله
fuzz ball
گوشت زیادی
shin
گوشت قلم پا
mutton
گوشت گوسفند
red meat
گوشت گاووگوسفند
venison
گوشت گوزن
white meat
گوشت سفید
luncheon meat
گوشت ساندویچی
flab
گوشت اضافی
flab
گوشت شل و آویزان
shoulder
گوشت سردست
leg
گوشت ران
chop
گوشت دنده
chop
گوشت کتلت
goose
گوشت غاز
sirloin
گوشت راسته
pot roasts
گوشت اب پزشده
the pulp of an apple
گوشت سیب
gravy
شیره گوشت
stringers
چنگک گوشت
surloin
گوشت مازه
stringer
چنگک گوشت
shins
گوشت قلم پا
sarcophagous
گوشت خوار
beef
گوشت گاو
beefed up
گوشت گاو
top round
گوشت کبابی
sirloins
گوشت راسته
pork
گوشت خوک
chopping board
تختهسبزیو گوشت
pot roast
گوشت اب پزشده
omophagous
گوشت خام خور
ecchymosis
کبودشدگی گوشت از کوفتگی
carunculate
دارای گوشت پاره
collop
تکه کوچک گوشت
foreshank
گوشت ساق گاو
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
fry
سرخ کردن
[گوشت]
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
omophagia
گوشت خام خوری
omophagic
گوشت خام خور
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
pareve
بدون گوشت وشیر
parve
بدون گوشت وشیر
tenderloin
گوشت پشت مازو
pork butcher
گوشت خوک فروش
short ribs
گوشت با استخوان دنده
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
masticator
چرخ گوشت خردکنی
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
granulet
گوشت نوبالا اورده
cold cuts
گوشت پخته سرد
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
luncheon meat
گوشت پیش آماد
roast beef
گوشت گاوکباب شده
beefsteak
گوشت ران گاو
growth
گوشت زیادی تومور
grating
گوشت ریز ساینده
gratings
گوشت ریز ساینده
pie
کلوچه گوشت پیچ
mince pie
کلوچه گوشت دار
mince pies
کلوچه گوشت دار
steak
باریکه گوشت کبابی
steaks
باریکه گوشت کبابی
lobs
گوشت یا پوست اویخته
gobbet
تکه گوشت خام
haunches
گوشت ران وگرده
haunch
گوشت ران وگرده
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
pies
کلوچه گوشت پیچ
fricassee
راگوی گوشت پرنده
fricassees
راگوی گوشت پرنده
fries
گوشت سرخ کرده
fry
گوشت سرخ کرده
frying
گوشت سرخ کرده
mincemeat
گوشت قیمه شده
growths
گوشت زیادی تومور
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
lob
گوشت یا پوست اویخته
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
broiled meat
گوشت سرخ کرده
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
abscission
قطع پوست و گوشت
bullies
گردن کلفت گوشت
bully
گردن کلفت گوشت
bullying
گردن کلفت گوشت
bullied
گردن کلفت گوشت
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
beef steak
گوشت ران گاو
gobbets
تکه گوشت خام
pap
تفاله گوشت یاسیب
tenderized
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderizes
ترد کردن خواباندن گوشت
putrescine
ماده سمی در گوشت فاسد
nematode
کرمک و کرم گوشت و مانندانها
tenderizing
ترد کردن خواباندن گوشت
shepherd's pie
بریانی گوشت و سیب زمینی
anthropophagous
تغذیه کننده از گوشت انسان
The meet is underdone.
این گوشت آبدار است.
Be careful not to burn the meat .
مواظب باش گوشت رانسوزانی
tenderize
ترد کردن خواباندن گوشت
shepherd's pies
بریانی گوشت و سیب زمینی
polypus
گوشت زیادی ساقه دار
fritters
خاگینه گوشت دار پاره
piece deresistance
مثلا تیکه بزرگی از گوشت
fritter
خاگینه گوشت دار پاره
pot roasts
گوشت سرخ شده در دیگ
tenderised
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderises
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderising
ترد کردن خواباندن گوشت
venison
گوشت اهو شکارگوزن واهو
carving knife
چاقوی حکاکی یا گوشت بری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com