English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (5 milliseconds)
English Persian
corner گوشههای رینگ
cornering گوشههای رینگ
corners گوشههای رینگ
Search result with all words
neutral corner گوشههای رینگ بوکس درموقع استراحت
Other Matches
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
in the recesses of the heart در گوشههای دل
oxygonal دارای گوشههای تند
ingot corner segregation انفکاک گوشههای شمش
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
rounding با منحنی کردن گوشههای تیز
bracket نوعی کروشه با گوشههای صاف
transit compass الت سنجش گوشههای افقی
orthograph تصویر جبهه ساختمان با خط ها و گوشههای راست
vertical angles گوشههای روبروی تارک زوایای مقابل به راس
tirm oval پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
packing ring رینگ
compression ring رینگ
base ring رینگ پایه
slip ring اسلیپ رینگ
oil retaining ring رینگ روغن
oil seal ring رینگ روغن
ring spanner اچار رینگ
piston ring رینگ پیستون
brake collar رینگ ترمز
ring رینگ بوکس
boxing ring رینگ بوکس
roped طناب رینگ بوکس
flatten نقش رینگ کردن
race ring رینگ و پایه مسلسل
skate mount رینگ و پایه مسلسل
rope طناب رینگ بوکس
support roller رینگ وطوقه دوار
ropes طناب رینگ بوکس
Lantern ring رینگ مشبک یا پنجره ای
flattens نقش رینگ کردن
brake piston cup رینگ پیستون ترمز
oil control ring رینگ کنترل روغن
brake shoe ring رینگ کفشک ترمز
ornamental wheel ring رینگ چرخ تزئینی
racers رینگ لغزنده برجک توپ
racer رینگ لغزنده برجک توپ
attendance of a doctor حضور پزشک روی رینگ بوکس
canvas پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
put away ابشار پرتاب به خارج رینگ بوکس
canvases پرده نقاشی کف رینگ بوکس یا کشتی
ringside در کنارتشک کشتی یا رینگ مشت بازی
apron چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
aprons چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
jetevator فلپ یا رینگ کوچکی روی نازل خروجی راکت برای کنترل بردار تراست
race ring رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com