English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (4 milliseconds)
English Persian
fatidio گوینده قضاوقدر
fatidioal گوینده قضاوقدر
Other Matches
fate قضاوقدر نصیبب وقسمت
fates قضاوقدر نصیبب وقسمت
broadcaster گوینده
narrator گوینده
narrators گوینده
announcer گوینده
announcers گوینده
colloquist گوینده
sayer گوینده
tellers گوینده
teller گوینده
speakers گوینده
speaker گوینده
informant گوینده
broadcasters گوینده
informants گوینده
congratulator تبریک گوینده
callers گوینده با بلندگو
narrators گوینده داستان
caller گوینده با بلندگو
narrator گوینده داستان
yea-sayer گوینده [رای] مثبت
nosayer گوینده [رای] منفی
newsman خبرنگار گوینده اخبار
newsmen خبرنگار گوینده اخبار
naysayer گوینده [رای] منفی
enumerator یکایک گوینده صورت دهنده
to cough down a speaker باسرفه سخن گوینده راخاموش کردن
fast talker <idiom> گوینده خوب کسی است که بتواند دیگران متقاعد کند
Autocue دستگاهی که مطالب را برای گوینده تلویزیون در حین اجرای برنامه نمایش میدهد
challenge and reply ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
apophasis افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
sportscaster برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasts برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscast برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasters برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com