English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
corpuscular گویچه مانند
Other Matches
spherule گویچه
globule گلبول گویچه خون
globules گلبول گویچه خون
beading گویچه یا دانهی زینتی
beadings گویچه یا دانهی زینتی
hematoblast گویچه قرمز نارس خون
whiteblood cell گویچه سفیدخون گلبول سفید
hemolyze باعث تجزیه گویچه سرخ خون شدن
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
neared مانند
nears مانند
castellated دژ مانند
goatish بز مانند
plumose پر مانند
similar مانند
vide مانند
unprecedented بی مانند
capillaceous مانند نخ
capitate مانند سر
nearing مانند
nearest مانند
reediest نی مانند
gypsiferous گچ مانند
icily یخ مانند
reedier نی مانند
as مانند
near مانند
near- مانند
reedy نی مانند
nearer مانند
fulidal اب مانند
tendinous بی مانند
etc و مانند آن
unprecedentedly بی مانند
inimitable بی مانند
blotchy لک مانند
incomparable بی مانند
feathery پر مانند
filiform نخ مانند
penniform پر مانند
plumelike پر مانند
etcetera و مانند ان
pipelike نی مانند
after the example of مانند
floriform گل مانند
impish جن مانند
threadlike نخ مانند
thready نخ مانند
unapproachable بی مانند
encephaloid مخ مانند
unequaled بی مانند
fluty نی مانند
womanlike زن مانند
similiar مانند
tough پی مانند
analogous مانند
arundinaceous نی مانند
tougher پی مانند
aquiform اب مانند
toughest پی مانند
and so on و مانند ان
argillaceous رس مانند
argillaceous گل مانند
myrtle formed اس مانند
mammilliform مانند
uniquely بی مانند
analog مانند
analogues مانند
unique بی مانند
lambdoid مانند
anthoid گل مانند
inapproachable بی مانند
mammilary مانند
foggier مانند مه
simulant مانند
without an e. بی مانند
unequalled بی مانند
foggy مانند مه
foggiest مانند مه
frothy کف مانند
liplike لب مانند
unparalleled بی مانند
string نخ مانند
analogue مانند
anthracoid مانند گنده
corvine کلاغ مانند
cowish گاو مانند
rattish موش مانند
crinoid زنبق مانند
leatheroid چرم مانند
coriaceous چرم مانند
coroniform تاج مانند
sciurine سنجاب مانند
corneous شاخ مانند
coralloid مانند مرجان
pouchy کیسه مانند
annular حلقه مانند
porky مانند خوک
cryptand حجره مانند
deltoideus مانند دال
dendriform مانند درخت
porcelainlike چینی مانند
dermatoid پوست مانند
parchmenty پوست مانند
dermoid پوست مانند
dermoidal پوست مانند
seamilike درز مانند
discoid صفحه مانند
collective goods مانند جاده
digitiform انگشت مانند
albuminoid مانند البومین
scopulate کلاله مانند
deltoid مانند دال
ctenoid شانه مانند
cucullated مانند خودیاباشلق
culicoid پشه مانند
hyaline شیشه مانند
anguine مار مانند
sciuroid سنجاب مانند
cuticular پوست مانند
cystoid مانند مثانه
butyric کره مانند
deiform خدا مانند
amoeboid مانند امیب
disclike صفحه مانند
asteroidal مانند ستاره
billowy موج مانند
boll برامدگی مانند
bosomy پستان مانند
boxy جعبه مانند
brach تازی مانند
rhizoid ریشه مانند
rheumatoid مانند روماتیسم
bursiform کیسه مانند
bursiform کیف مانند
cadaveric لاشه مانند
campanulate زنگ مانند
canaliculate ابراه مانند
rocklike خاره مانند
benzenoid بنزن مانند
saddlebacked زین مانند
auriform گوش مانند
baccate توت مانند
in his own similitude مانند خودش
sagittary مانند تیر
sanguineous خون مانند
as usual مانند همیشه
scabious دله مانند
as ever مانند همیشه
saclike کیسه مانند
saccate کیسه مانند
rodlike میله مانند
cancellate شبکه مانند
argillaceous مانند خاک رس
carneous گوشت مانند
pyramidic اهرام مانند
puriform چرک مانند
cloistral دیر مانند
columniform ستون مانند
puppyish توله سگ مانند
scalelike فلس مانند
aphthoid برفک مانند
pterygoid بال مانند
prurigmous مانند خنش
sacciform کیسه مانند
coralline مرجان مانند
apelike میمون مانند
arborescent شاخه مانند
racemiform خوشه مانند
carunculate مانند لحیمه
ceraceous مانند موم
ceratoid شاخ مانند
charry زغال مانند
reniform کلیه مانند
reeding طرح نی مانند
chondroid غضروف مانند
ravined کلاغ مانند
cicatricial مانند اثرزخم
cinderous خاکستر مانند
arciform قوس مانند
ramiform شاخه مانند
scalelike ترازو مانند
ghostlike روح مانند
nymphish حور مانند
gummiferous صمغ مانند
nunlike راهبه مانند
guttiform قطره مانند
haematoid خون مانند
haemoid خون مانند
hamiform قلاب مانند
nummular سکه مانند
nummary سکه مانند
niveous برف مانند
nephroid گرده مانند
herbescent گیاه مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com