Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
cycas
گیاه از خانواده سیکاس
Other Matches
rule the roost
<idiom>
عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
isomorph
جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
rhubarb
گیاه ریواس
[از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
halophyte
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling
گیاه وحشی گیاه خودرو
hemp
گیاه شاهدانه
[در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
gens
خانواده
menage
خانواده
family
خانواده
ilk
خانواده
clans
خانواده
households
خانواده
household
خانواده
clan
خانواده
wife
خانواده
families
خانواده
horseflesh
خانواده اسب
patriarchs
رئیس خانواده
family law
حقوق خانواده
strips
موسس خانواده
family of computers
خانواده کامپیوترها
zinnia
خانواده گل اهاری
gas family
خانواده گاز
familial
مربوط به خانواده
paterfamilias
بزرگ خانواده
paterfamilias
سالار خانواده
culicidae
خانواده پشه
patriarch
رئیس خانواده
nuclear family
خانواده هستهای
family budget
بودجه خانواده
extended family
خانواده گسترده
patriarchate
ریاست خانواده
patronymic family
خانواده پدرنامی
ecomania
بیزاری از خانواده
broken home
خانواده گسیخته
broken homes
خانواده گسیخته
penates
خدایان خانواده
family expenditure
هزینه خانواده
bring home the bacon
<idiom>
نانآور خانواده
nuclear families
خانواده هستهای
culex
خانواده پشه
family structure
ساخت خانواده
circuit family
خانواده مداری
schizogenic family
خانواده اسکیزوفرنی زا
font family
خانواده فونت
batrachia
خانواده غوکان
sheik
رئیس خانواده
arachnida
خانواده کارتنه
subfamily
خانواده فرعی
turnicidae
خانواده بلدرچین
accipitres
خانواده لاشخوران
actinide series
خانواده اکتینیدها
to maintain one's family
خانواده خود را
motorola 000 family
خانواده موتورولا
apiaceae
خانواده چتریان
family planning
تنظیم خانواده
citrus
خانواده مرکبات
clannishness
خانواده پرستی
family therapy
خانواده درمانی
crustaceous
خانواده خرچنگ
crustacea
خانواده خرچنگ
cruciferae
خانواده چلیپاییان
the girls
دخترهای یک خانواده
consanguine family
خانواده هم خون
type font
خانواده حروف
conjugal family
خانواده زن و شوهری
computer family
خانواده کامپیوتر
turnix
خانواده بلدرچین
clansman
عضو خانواده
mustelidea
خانواده سمور
lanthanide series
خانواده لانتانیدها
crustaceans
خانواده خرچنگ
crustacean
خانواده خرچنگ
matronymic family
خانواده مادرنامی
royalty
از خانواده سلطنتی
royalties
از خانواده سلطنتی
sheikh
رئیس خانواده
goodman
بزرگ خانواده
matriarchs
رئیسه خانواده
matriarch
رئیسه خانواده
sheiks
رئیس خانواده
member of a family
عضو خانواده
nation
خانواده طایفه
family doctor
پزشک خانواده
family doctors
پزشک خانواده
nations
خانواده طایفه
home visit
بازدید خانواده
sheikhs
رئیس خانواده
salicaceous
وابسته به خانواده بید
family planning
برنامه ریزی خانواده
royalty
اعضای خانواده سلطنتی
royalties
اعضای خانواده سلطنتی
urticaceous
وابسته به خانواده گزنه
acalephe
خانواده گزنه دریایی
wear the pants in a family
<idiom>
رئیس خانواده بودن
lady beetle
سوسک خانواده Coccinellidae
nabid
خانواده کک و ساس و حشرات
mangrove
خانواده شاه پسند
nabidae
خانواده کک و ساس و حشرات
acarina
خانواده کرم جرب
apiaceous
وابسته به خانواده چتریان
mangroves
خانواده شاه پسند
family size
تعداد افراد خانواده
saltbush
خانواده گیاهان قازایاغی
lobelia
خانواده گیاهان لوبلیا
family man
مرد خانواده - دوست
patriarchs
رئیس خانواده یا طایفه
family men
مرد خانواده - دوست
patriarch
رئیس خانواده یا طایفه
to return to the fold
[family]
به خانواده خود برگشتن
canine
وابسته به خانواده سگ سگ مانند
pyralidid
خانواده بزرگی ازپروانه ها
born in the purpule
عضو خانواده سلطنتی
He left his family in Europe .
خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
materfamilas
مادر خانواده کدبانو
family planning programs
برنامههای تنظیم خانواده
ganoidei
خانواده سگ ماهی مینافلسان
lady bird
سوسک خانواده Coccinellidae
viverrine
خانواده گربه زباد
napoleonic
وابسته به خانواده ناپلئون
cetaceous
وابسته به خانواده بال
styloipodium
ته خامه گیاهان خانواده هویج
pteridophyte
گیاهان اوندی خانواده سرخس
crocodilian
وابسته به خانواده تمساح یانهنگ
santalaceous
وابسته به تیره یا خانواده صندل
cimex
سرخک خانواده ساس وسرخک
A curse has been laid on the family .
خانواده لعنت شده یی است
clannishly
مانند یک خانواده یاقبیله دراتحاد
gadoid
وابسته به خانواده ماهی روغن
habit family hierarchy
سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
feverweed
دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
convolvulaceous
وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
tudor
خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
plantagenet
خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
to provide for one's family
خوارباربرای خانواده خودتهیه کردن
leguminous
وابسته به خانواده پروانه اسایان
pteridophyta
گیاهان اوندی خانواده سرخس
stuart
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
Our grandmother wears the trousers ( breeches , pants ) in our family .
مادر بزرگمان مرد خانواده است
sequoia
سرخ چوب که ازدختان خانواده کاج
koala
کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
koalas
کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
I am the bread winner of the family .
نان آور خانه ( خانواده ) هستم
ferula
خانواده انقوزه وشقاقل و رازیانه ومانندانها
Generosity runs in the family.
سخاوت دراین خانواده ارثی است
gasteropod
حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
vestal
روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
aaron's beard
گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
maccabees
خانواده میهن پرستان مکابی یهود
lancastrian
در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
pocket borough
حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
paulownia
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
he is a shame to his family
ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
albatrosses
یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
one of the most respected families
یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
albatross
یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
rushing
بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rushed
بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
rush
بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
He did it for the sake of his family .
محض خاطر خانواده اش این کاررا کرد
Afro-
پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
geometrid
خانواده پروانه یابندهای باریک بدن پروانههای هندسی
fagaceous
وابسته به خانواده الش وزان وبلوط یاشاه بلوط
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
rhythm method
روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
ling
ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
There seems to be a jinx on that family.
به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
fleur de lis
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce
گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
Main Street
[American English]
کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
knight marshal
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
What does Main Street think of this policy?
بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
herb
گیاه
herbs
گیاه
plants
گیاه
plant
گیاه
vegetable
گیاه
greenstuff
گیاه
lungwort
شش گیاه
herbage
گیاه
homestay
خانواده مهمان دار
[کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
transistors
معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
casework
مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
transistor
معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
mandrake
مردم گیاه
mandragora
مهر گیاه
herby
گیاه دار
mandrake
مهر گیاه
manragora
مهر گیاه
manragora
مردم گیاه
microphyte
گیاه خرد
to water something
آب دادن
[گیاه]
honey dew
شهد گیاه
hydrophyte
گیاه ابزی
legumen
گیاه خوردنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com