English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
aromatic گیاه خوشبو
Other Matches
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
flavorous خوشبو
fragrant خوشبو
sweet smelling خوشبو
aromatic خوشبو
scented خوشبو
balmier خوشبو
balmy خوشبو
sweet scented خوشبو
perfumed خوشبو
balmiest خوشبو
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
aromatise خوشبو ساختن
odorant چیز خوشبو
marram مرو خوشبو
marum مرو خوشبو
kissing comfit نقل خوشبو
pomander گرد خوشبو
it smells sweet خوشبو یامعطراست
incensed سوزاندن بخور خوشبو
incensing سوزاندن بخور خوشبو
incense سوزاندن بخور خوشبو
rosy لعل فام خوشبو
odorize معطر و خوشبو ساختن
flavourous خوش طعم خوشبو
incenses سوزاندن بخور خوشبو
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
imbalm مومیایی کردن خوشبو کردن
vegetable گیاه
herbage گیاه
greenstuff گیاه
herbs گیاه
lungwort شش گیاه
plants گیاه
herb گیاه
plant گیاه
herbiferous گیاه دار
exogen گیاه برون رو
decumbent گیاه خزنده
herbiferous گیاه اور
herbist گیاه فروش
herbivora گیاه خواران
herblike گیاه مانند
plantlike گیاه مانند
flowerer گیاه گل دهنده
herborist گیاه فروش
groundling گیاه زمینی
fig marigold گیاه نیمروز
green meat گیاه خوراکی
gymnosperm گیاه بازدانه
hedysarum گیاه ترنجبین
geophyte گیاه خاکی
fuzz ball گیاه قارچی
forb گیاه بوته
herbary گیاه زار
sweet rush گور گیاه
herbary باغ گیاه
herbescent گیاه مانند
herborist گیاه شناس
ratoon جوانه گیاه
phanerogam گیاه گلدار
phanerogam گیاه تخمدار
overgrown with plants پوشیده از گیاه
overgrown with plants گیاه پوش
orchis گیاه ثعلب
oceanophyte گیاه دریایی
nicotiana گیاه توتون
musk root گیاه مشکین
monocotyledon گیاه تک لپه
phytogenic گیاه زاد
sensitive plant گیاه حساس
polycotylledon گیاه چندلپه
podophyllum مهر گیاه
saxifrage گیاه سنگروی
plant food غذای گیاه
seed plant بذر گیاه
phytosphere گیاه- کره
phytosphere گیاه- سپهر
phytophagous گیاه خوار
phytology گیاه شناسی
mimosa گیاه حساس
milk weed گیاه پادزهر
milk weed شیر گیاه
vegetive گیاه پرور
waterweed گیاه ابزی
ramie الیاف گیاه
hydrophyte گیاه ابزی
xerophyte گیاه خشک زی
yearling گیاه یک ساله
honey dew شهد گیاه
houseplant گیاه خانگی
herby گیاه دار
turnsole گیاه تورنسل
legumen گیاه خوردنی
microphyte گیاه خرد
manragora مردم گیاه
manragora مهر گیاه
mandrake مهر گیاه
mandrake مردم گیاه
mandragora مهر گیاه
the stem of a plant ساقه گیاه
lithophyte گیاه سنگ زی
lemon grass گور گیاه
houseplants گیاه خانگی
cullion گیاه ثعلب
Aborigine گیاه بومی
herbaceous گیاه مانند
facet سطح گیاه
facets سطح گیاه
cutting قلمه گیاه
herbalists گیاه شناس
herbalist گیاه شناس
herbal گیاه نامه
acotyledon گیاه بی لپه
aerophyte گیاه هوازی
epiphyte گیاه هوازی
agaric گیاه قارچی
ornamental گیاه ارایشی
vegetative گیاه پرور
herbicides موادسمی ضد گیاه
to water something آب دادن [گیاه]
husband گیاه پرطاقت
sheaf دسته گل یا گیاه
plants گیاه نهال
plant گیاه نهال
botany گیاه شناسی
mucilage لزوجت گیاه
botanist گیاه شناس
herbivore گیاه خوار
herbivorous گیاه خواری
botanists گیاه شناس
hybrid گیاه پیوندی
air plant گیاه هواخوریاهواروی
crytogam گیاه گمزاد
grafts گیاه پیوندی
castor oil plant گیاه کرچک
crucifer گیاه چلیپایی
fungus گیاه قارچی
undergrowth زیر گیاه
husbands گیاه پرطاقت
club moss گیاه کبریت
cranesbill گیاه شمعدانی
grafts پیوند گیاه
herbicide موادسمی ضد گیاه
grafted گیاه پیوندی
azalea گیاه ازالیه
grafted پیوند گیاه
graft گیاه پیوندی
graft پیوند گیاه
bidental گیاه دوساله
seed plant گیاه تخم دار
succulent <adj.> گوشتی [گیاه شناسی]
xerophylus plant گیاه خشک دوست
sprit نی گیاه بوریا مانند
succulent <adj.> ساکیولنت [گیاه شناسی]
thallus ساقه بدنه گیاه
tangelo نارنگی [گیاه شناسی]
greater plantain بارهنگ [گیاه شناسی]
rareripe میوه یا گیاه زود رس
broadleaf plantain بارهنگ [گیاه شناسی]
star grass هر نوع گیاه گل ستارهای
Plantago major بارهنگ [گیاه شناسی]
cypress سرو [درخت سرو] [گیاه شناسی]
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
succulent <adj.> آب دار [گیاه شناسی]
berberis زرشک [گیاه شناسی]
stinging nettle گزنه [گیاه شناسی]
urtica گزنه [گیاه شناسی]
witchgrass بید گیاه مرغ
vert گیاه سبز در جنگل
nettle گزنه [گیاه شناسی]
houseplants گیاه توی منزل
houseplant گیاه توی منزل
bilberry میوهی این گیاه
bilberries میوهی این گیاه
zoophyte جانور گیاه سان
tangerine نارنگی [گیاه شناسی]
cryptogamy حالت گیاه گمزاد
humus خاک گیاه دار
cryptogam گیاه نهان زاد
vegetarians گیاه خوار گیاهخواری
hybridize گیاه پیوندی باراوردن
calluses پینه استخوانی گیاه
hygrophyte گیاه رطوبت گرای
vegetarian گیاه خوار گیاهخواری
vegetarianism گیاه خوار گیاهخواری
farinose شبیه گرده گیاه
irrigation requirement احتیاجات ابی گیاه
foxtail lily نوعی گیاه بادوام
endogen گیاه درون روییده
glycophyte گیاه نمک گریز
botanists متخصص گیاه شناسی
botanical وابسته به گیاه شناسی
botanist متخصص گیاه شناسی
botany کتاب گیاه شناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com