English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
castor oil plant گیاه کرچک
Search result with all words
castor bean دانه سمی کرچک وخود این گیاه
Other Matches
oilnut کرچک
castor oil plant کرچک
castor beans کرچک
finger orchis کرچک
castors کرچک
castor کرچک
casters کرچک
ricinus کرچک یا فرفیون
palmachristi روغن کرچک
cold drawn oil روغن کرچک
castor oil روغن کرچک
ricinus oil روغن کرچک
pavana wood plant کرچک هندی
croton کرچک هندی حب السلاطین
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
plant گیاه
lungwort شش گیاه
herb گیاه
vegetable گیاه
plants گیاه
herbs گیاه
greenstuff گیاه
herbage گیاه
manragora مهر گیاه
manragora مردم گیاه
exogen گیاه برون رو
bidental گیاه دوساله
crytogam گیاه گمزاد
cranesbill گیاه شمعدانی
mandragora مهر گیاه
cullion گیاه ثعلب
crucifer گیاه چلیپایی
botanists گیاه شناس
mandrake مردم گیاه
mandrake مهر گیاه
club moss گیاه کبریت
the stem of a plant ساقه گیاه
herbary گیاه زار
herbary باغ گیاه
herbescent گیاه مانند
xerophyte گیاه خشک زی
herbiferous گیاه دار
herbiferous گیاه اور
herbivora گیاه خواران
herblike گیاه مانند
plantlike گیاه مانند
herborist گیاه فروش
herborist گیاه شناس
houseplants گیاه خانگی
ramie الیاف گیاه
houseplant گیاه خانگی
herby گیاه دار
yearling گیاه یک ساله
hydrophyte گیاه ابزی
hedysarum گیاه ترنجبین
honey dew شهد گیاه
lithophyte گیاه سنگ زی
fig marigold گیاه نیمروز
lemon grass گور گیاه
flowerer گیاه گل دهنده
herbist گیاه فروش
forb گیاه بوته
legumen گیاه خوردنی
turnsole گیاه تورنسل
fuzz ball گیاه قارچی
vegetive گیاه پرور
geophyte گیاه خاکی
waterweed گیاه ابزی
green meat گیاه خوراکی
groundling گیاه زمینی
gymnosperm گیاه بازدانه
monocotyledon گیاه تک لپه
husband گیاه پرطاقت
herbivorous گیاه خواری
herbivore گیاه خوار
saxifrage گیاه سنگروی
aromatic گیاه خوشبو
phytosphere گیاه- کره
phytosphere گیاه- سپهر
phytophagous گیاه خوار
plant گیاه نهال
plants گیاه نهال
phytology گیاه شناسی
to water something آب دادن [گیاه]
seed plant بذر گیاه
phytogenic گیاه زاد
herbicides موادسمی ضد گیاه
plant food غذای گیاه
herbicide موادسمی ضد گیاه
husbands گیاه پرطاقت
undergrowth زیر گیاه
fungus گیاه قارچی
polycotylledon گیاه چندلپه
graft پیوند گیاه
graft گیاه پیوندی
grafted پیوند گیاه
grafted گیاه پیوندی
grafts پیوند گیاه
grafts گیاه پیوندی
hybrid گیاه پیوندی
herbalist گیاه شناس
herbalists گیاه شناس
cutting قلمه گیاه
podophyllum مهر گیاه
ratoon جوانه گیاه
sensitive plant گیاه حساس
microphyte گیاه خرد
milk weed شیر گیاه
herbaceous گیاه مانند
Aborigine گیاه بومی
mimosa گیاه حساس
ornamental گیاه ارایشی
milk weed گیاه پادزهر
vegetative گیاه پرور
facet سطح گیاه
facets سطح گیاه
azalea گیاه ازالیه
agaric گیاه قارچی
epiphyte گیاه هوازی
aerophyte گیاه هوازی
acotyledon گیاه بی لپه
herbal گیاه نامه
mucilage لزوجت گیاه
musk root گیاه مشکین
phanerogam گیاه گلدار
phanerogam گیاه تخمدار
sweet rush گور گیاه
air plant گیاه هواخوریاهواروی
overgrown with plants پوشیده از گیاه
sheaf دسته گل یا گیاه
overgrown with plants گیاه پوش
decumbent گیاه خزنده
orchis گیاه ثعلب
oceanophyte گیاه دریایی
botany گیاه شناسی
botanist گیاه شناس
nicotiana گیاه توتون
sprit نی گیاه بوریا مانند
rareripe میوه یا گیاه زود رس
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
witchgrass بید گیاه مرغ
zoophyte جانور گیاه سان
tangelo نارنگی [گیاه شناسی]
seed plant گیاه تخم دار
xerophylus plant گیاه خشک دوست
thallus ساقه بدنه گیاه
vert گیاه سبز در جنگل
star grass هر نوع گیاه گل ستارهای
cypress سرو [درخت سرو] [گیاه شناسی]
succulent <adj.> آب دار [گیاه شناسی]
succulent <adj.> گوشتی [گیاه شناسی]
greater plantain بارهنگ [گیاه شناسی]
broadleaf plantain بارهنگ [گیاه شناسی]
Plantago major بارهنگ [گیاه شناسی]
succulent <adj.> ساکیولنت [گیاه شناسی]
nettle گزنه [گیاه شناسی]
urtica گزنه [گیاه شناسی]
houseplants گیاه توی منزل
houseplant گیاه توی منزل
bilberry میوهی این گیاه
bilberries میوهی این گیاه
stinging nettle گزنه [گیاه شناسی]
berberis زرشک [گیاه شناسی]
vegetarianism گیاه خوار گیاهخواری
botanists متخصص گیاه شناسی
botanist متخصص گیاه شناسی
botany کتاب گیاه شناسی
endogen گیاه درون روییده
vegetarian گیاه خوار گیاهخواری
aquatic جانور یا گیاه ابزی
herborization جمع اوری گیاه
herborize گیاه جمع کردن
herborize جستجوی گیاه کردن
sunflowers گیاه افتاب گرا
sunflower گیاه افتاب گرا
vegetarians گیاه خوار گیاهخواری
humus خاک گیاه دار
hybridize گیاه پیوندی باراوردن
glycophyte گیاه نمک گریز
tangerine نارنگی [گیاه شناسی]
farinose شبیه گرده گیاه
farkleberry گیاه قره قاط
flagellum گیاه بالارونده وپیچی
cycas گیاه از خانواده سیکاس
cryptogamy حالت گیاه گمزاد
cryptogam گیاه نهان زاد
cormophyte گیاه ساقه دار
mandarin orange نارنگی [گیاه شناسی]
glove orange نارنگی [گیاه شناسی]
botanize گیاه جمع کردن
botanical terms اصطلاحات گیاه شناسی
fly trap گیاه حشره گیر
foxtail lily نوعی گیاه بادوام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com