Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English
Persian
identic notes
یادداشتهای همانند
Other Matches
field notes
یادداشتهای صحرایی
marginalia
یادداشتهای حاشیه
imprints
نوشتن یادداشتهای کنار نقشه
imprinted
نوشتن یادداشتهای کنار نقشه
imprint
نوشتن یادداشتهای کنار نقشه
alike
همانند
like
<adj.>
همانند
resembling
<adj.>
همانند
homologous
همانند
similiar
همانند
This compares to ...
همانند آن ...
identical
همانند
equals
همانند
related
<adj.>
همانند
akin
<adj.>
همانند
alike
<adj.>
همانند
similar
همانند
similar
<adj.>
همانند
equalling
همانند
equalled
همانند
equaling
همانند
equaled
همانند
equal
همانند
simulation
همانند سازی
likes
نظیر همانند
liked
نظیر همانند
like
نظیر همانند
of kin
نزدیک همانند
to look like
همانند بودن
similar
همسان همانند
simulations
همانند سازی
homological
همسان همانند
group identification
همانند سازی گروهی
remarking
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarked
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
rem
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remark
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
assimilator
تحلیل برنده همانند سازنده
assimilate
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilating
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilated
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates
تلفیق کردن همانند ساختن
donnish
وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
frost and kindred phenomena
یخ بندان وکیفیات طبیعی همانند انfreshman
monarchical
وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
autogenesis
ترکیب یا امیختگی سلولهای همانند یا هم نوع باهم
hold court
<idiom>
همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
This compares to a total of 36 cases reported in 2009.
همانند آن بطور کلی ۳۶ موارد در سال ۲۰۰۹ گزارش شده بود.
ethernet
نوعی سیستم شبکه که امکان حمل اطلاعات سمعی و بصری را همانند داده کامپیوتری فراهم می اورد
loop pile
پرزهای حلقوی
[این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com