Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English
Persian
theist
یزدان گرای
Other Matches
transit bearing
گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
theism
یزدان گرایی
tritheism
سه یزدان گرایی
gods
ایزد یزدان
god
ایزد یزدان
theocracy
یزدان سالاری
theocracies
یزدان سالاری
in the name of god
به نام یزدان
theology
یزدان شناسی
theistic
یزدان گرایانه
liberation theology
یزدان شناسی آزادگر
theocrat
طرفدار یزدان سالاری
skeptic
شک گرای
solipsist
نفس گرای
separatist
جدا گرای
saprophytic
پوده گرای
segregationist
جدایی گرای
assumed azimuth
گرای فرضی
nudist
برهنگی گرای
sectarian
فرقه گرای
lipophilic
چربی گرای
individualists
فرد گرای
individualist
فرد گرای
theocentric
خدا گرای
unitary
توحید گرای
ruralist
روستا گرای
communalist
اشتراکی گرای
compass azimuth
گرای مغناطیسی
meliorist
بهبود گرای
magnetic azimuth
گرای مغناطیسی
photophilic
نور گرای
incalescent
گرما گرای
oxyphile
اسید گرای
pneumotropic
ریه گرای
pragmatist
مصلحت گرای
progressivist
پیشرفت گرای
halophile
ابشور گرای
grid bearing
گرای شبکه
grid azimuth
گرای شبکه
evolutionist
فرگشت گرای
equalitarian
تساوی گرای
dermotropic
پوست گرای
compass direction
گرای مغناطیسی
relative bearing
گرای نسبی
oxyphil
اسید گرای
heliotrope
افتاب گرای
socialist
جامعه گرای
feudal
تیول گرای
impressionist
برداشت گرای
impressionists
برداشت گرای
structuralist
ساخت گرای
egalitarian
تساوی گرای
centralists
مرکز گرای
back azimuth method
گرای وارونه
capitalists
سرمایه گرای
capitalist
سرمایه گرای
doctrinaire
ایین گرای
nationalists
ملت گرای
nationalist
ملت گرای
structuralists
ساخت گرای
supremacist
برتری گرای
supremacists
برتری گرای
socialists
جامعه گرای
escapists
گریز گرای
escapist
گریز گرای
realist
تحقق گرای
realist
راستین گرای
realists
تحقق گرای
realists
راستین گرای
realistic
تحقق گرای
realistic
راستین گرای
realistically
تحقق گرای
realistically
راستین گرای
materialists
ماده گرای
materialist
ماده گرای
extrovert
برون گرای
extroverts
برون گرای
unitarian
توحید گرای
ultramodernist
فرانو گرای
militarist
جنگ گرای
true azimuth
گرای حقیقی
militarists
جنگ گرای
centralist
مرکز گرای
regionalist
منطقهای ناحیه گرای
visionary
الهامی رویا گرای
reactionary
مخالفت گرای بی منطق
hygrophyte
گیاه رطوبت گرای
visionaries
الهامی رویا گرای
corrected azimuth
گرای تصحیح شده
reactionaries
مخالفت گرای بی منطق
regionalistic
منطقهای ناحیه گرای
azimuth
گرای نجومی راس القدم
azimuth angle
زاویه گرای نجومی هواپیما
back azimuth method
گرای معکوس در اخراج اشعه
closing azimuth error
اشتباه گرای بستن پیمایش
compass azimuth
گرای قطب نمای کشتی
imperialistic
استعمار گرای بهره جویانه
true azimuth
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
quixotic
ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
layihg azimuth
گرای روانه کردن لوله توپ
traditionalist
پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalists
پیرو روایات وسنن سنت گرای
conversion angle
زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
gyroscopes
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
militarists
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarist
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
gyroscope
وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
introverts
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introvert
شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
ozone
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
steered
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
azimuth deviation
اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
ascendant
فراز جو فراز گرای
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com