English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
English Persian
trim یکنواخت کردن با قیچی
Search result with all words
pave [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
Other Matches
uniforms یکنواخت یکنواخت کردن
uniform یکنواخت یکنواخت کردن
shared قیچی کردن
shear قیچی کردن
share قیچی کردن
snipping قیچی کردن
snipped قیچی کردن
snip قیچی کردن
shares قیچی کردن
shear شکاف دادن قیچی کردن
standardization یکنواخت کردن
harmonizing یکنواخت کردن
level out یکنواخت کردن
standardizes یکنواخت کردن
standardizing یکنواخت کردن
standardize یکنواخت کردن
standardising یکنواخت کردن
standardised یکنواخت کردن
harmonizes یکنواخت کردن
harmonized یکنواخت کردن
standardises یکنواخت کردن
harmonises یکنواخت کردن
harmonize یکنواخت کردن
harmonising یکنواخت کردن
harmonised یکنواخت کردن
man power leveling یکنواخت کردن نیروی انسانی
droning وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
drone وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
droned وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
drones وزوز کردن یکنواخت سخن گفتن
equalises مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalized مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalize مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizing مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalised مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizes مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalising مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
capacitor intel filter شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
raster graphics روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
snips قیچی
tweezer قیچی
braced قیچی
overarm braces قیچی
pruning shears قیچی
mammock دم قیچی
tweeger قیچی
scissors قیچی
snippel دم قیچی
shear قیچی
brace قیچی
secateur قیچی باغبانی
hot shear blade قیچی گرم
lever shears قیچی اهرمی
rotary shear قیچی گردان
shear قیچی اهن بر
clipper قیچی باغبانی
scissors پرش قیچی
forficate قیچی مانند
tin snips قیچی دستی
bolt clipper قیچی پیچ
mammock از دم قیچی ردکردن
blooming shears قیچی شمشه
pruning shears قیچی باغبانی
split tackle تکل قیچی
shear steel فولاد قیچی
levered shears قیچی اهرمی
scissors vault پرش قیچی
wire cutter قیچی سیمبر
plate shears قیچی ورق بر
wire cutter قیچی میخچین
scissors kick ضربه قیچی
stock shears قیچی پادار
scissel دم قیچی فلزات
lever shear قیچی اهرمی
alligator shears قیچی اهرمی
combination slitting, shears قیچی ورق
hitch kick شوت قیچی
heavy shears قیچی اهنبر
sheared قیچی شده
circular shear قیچی کمانهای
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
asynchronous ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
tin snips قیچی اهن بر مهندسی
overhead kick ضربه قیچی به عقب
shear اسباب برش قیچی
scissors jump پرش قیچی در اسکیت
continous chip برادههای قیچی کاری
snips قیچی اهن بری
scissors قیچی روی خرک
clincher قیچی کننده قاطع
wire shears قیچی سیم بری
scissoring vibration ارتعاش قیچی وار
clinchers قیچی کننده قاطع
scissors-glasses عینک قیچی شکل
gig ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
trudgen stroke دست کرال و پای قیچی
guillotin plate shear قیچی ورق اهن بری
eastern cut off شیوه قیچی پرش ارتفاع
scissor kick پای قیچی در شنای پهلو
compound leverage floor jack اهرم بالابر قیچی شکل
snipper قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
shears قیچی پشم چینی یا باغبانی
smoothly یکنواخت
monotonous یکنواخت
uniform یکنواخت
uniforms یکنواخت
monotone یکنواخت
steadying یکنواخت
monotonic یکنواخت
steady یکنواخت
steadied یکنواخت
steadies یکنواخت
steadiest یکنواخت
same یکنواخت
invariable یکنواخت نامتغیر
uniform sand ماسه یکنواخت
uniform flow جریان یکنواخت
uniform field میدان یکنواخت
uniform distribution توزیع یکنواخت
continuous current جریان یکنواخت
drone سخن یکنواخت
sing-song شعر یکنواخت
drones سخن یکنواخت
sing-song صدایمصنوعی و یکنواخت
uniformly بطور یکنواخت
solid-shade dyeing رنگرزی یکنواخت
droning سخن یکنواخت
droned سخن یکنواخت
standardization یکنواخت سازی
flat rate نرخ یکنواخت
level tone اهنگ یکنواخت
monotonously بطور یکنواخت
sing-songs شعر یکنواخت
sing-songs صدایمصنوعی و یکنواخت
averruncator یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
snips قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
standards همگون یکنواخت یکجور
flat یکنواخت پایین دست
flattest یکنواخت پایین دست
standard همگون یکنواخت یکجور
steadily بطور پیوسته و یکنواخت
uniformly distributed load بار گسترده یکنواخت
drabbest یکنواخت وخسته کننده
drabber یکنواخت وخسته کننده
drab یکنواخت وخسته کننده
level colour رنگ یکدست یا یکنواخت
equilibrium یکنواخت شدن رنگینه ها
power line filter یکنواخت کننده برق
continuous duty کار مداوم یکنواخت
uniformly distribution load بار گسترده یکنواخت
uniform aggregate مصالح ریزدانه یکنواخت
to level off یکنواخت شدن [ناحیه ای]
aviation snips قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
monotone صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
singsong بطور یکنواخت یا یک وزن خواندن
uninterrupted duty کار مداوم غیر یکنواخت
sing-songs دادن آهنگ مصنوعی و یکنواخت به صدا
sing-song دادن آهنگ مصنوعی و یکنواخت به صدا
eastern roll شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
despotic network شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
to get into a rut یکنواخت تکراری و خسته کننده شدن [کاری]
asynchronous اتصال به کامپیوتر برای دستیابی غیر یکنواخت به داده
corona discharge تخلیه الکتریکی ناقص در نزدیکی الکترودهای یک میدان غیر یکنواخت
stratus لایه یکنواخت و یک شکلی ازابرهای کم ارتفاع وخاکستری رنگ که از سطح زمین بخوبی دیده میشوند
under weft پود زیرین یا ضخیم [جهت نشاندن گره ها در جای خود و محکم و یکنواخت شدن آنها]
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
asynchronous داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
scorching سوزاندن [گاه جهت از بین بردن پشم های اضافی در پشت فرش و یکنواخت نمودن و تمیزکاری این پشم ها را با فر می سوزانند.]
aerating agent مادهای که به بتن اضافه میشود تا توزیع حبابهای هوا را در بتن یکنواخت نماید و اثر ان ازدیادمقاومت در مقابل یخبندانهای سخت میباشد
warp tension کشش نخ های تار [میزان کشیدگی نخ های چله در دار که یکنواختی آن در بوجود آمدن فرشی یکنواخت و صاف امری ضروری است.]
same یکنواخت همان چیز همان کار همان شخص
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com