English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (5 milliseconds)
English Persian
napalm یکنوع گاز سوزاننده و اتش زا
napalmed یکنوع گاز سوزاننده و اتش زا
napalming یکنوع گاز سوزاننده و اتش زا
napalms یکنوع گاز سوزاننده و اتش زا
Other Matches
cremator سوزاننده
parching سوزاننده
pyrotic سوزاننده
acrid سوزاننده
torrid حاد سوزاننده
escharotic داروی سوزاننده یا خشکاننده
acronarcotic سوزاننده و خواب اور محرق و منوم
balalaika یکنوع رقص
balalaikas یکنوع رقص
boldface یکنوع حرف درشت
davenport یکنوع میزتحریر فریف
balas یکنوع یاقوت سرخ
gaskets یکنوع کلاه کاسک
gasket یکنوع کلاه کاسک
pignut یکنوع بادام زمینی
baccarat یکنوع بازی ورق
hogfish یکنوع عقرب ماهی
boxcar یکنوع واگن باری
chutney یکنوع چاشنی غذا
baccara یکنوع بازی ورق
balmoral یکنوع کلاه نوک تیز
cithara یکنوع الت موسیقی قدیمی
balmoral یکنوع چکمه یا پوتین بندی
balmoral یکنوع نیم تنه پشمی
reed organ یکنوع الت موسیقی بادی
baboons یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
baboon یکنوع میمون یا عنتر دم کوتاه
bingo یکنوع بازی شبیه لوتو
fer de lance یکنوع مار سمی یاافعی
electric eel یکنوع ماهی بزرگ شبیه مارماهی
thaler یکنوع سکه بزرگ نقره المانی
homosporous دارای یکنوع هاگ غیر جنسی
emboly یکنوع عمل جراحی مخصوص فتق
bazookas یکنوع سلاح قابل حمل بازوکا
bireme یکنوع قایق کوچک قدیمی دوپارویی
brownie یکنوع نان شیرینی میوه دار
brownies یکنوع نان شیرینی میوه دار
bazooka یکنوع سلاح قابل حمل بازوکا
bongo یکنوع طبل دوطرفه که بادست نواخته میشود
kevel چوب یکنوع تیشه برای سنگ تراشی
bongos یکنوع طبل دوطرفه که بادست نواخته میشود
balalaika بالالایکا یکنوع الت موسیقی شبیه گیتار
balalaikas بالالایکا یکنوع الت موسیقی شبیه گیتار
beanie یکنوع عرقچین کوچک که محصلین برسر می گذارند
balbriggan یکنوع پارچهء نخی که برای زیرپوش بکار میرود
barong یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
fluke یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
flukes یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
bock یکنوع چرم پوست گوسفند که برای صحافی بکار میرود تیماج
addax یکنوع بز کوهی که رنگ روشن دارد و در افریقاو سیبری دیده میشود
linsey woolsey یکنوع پارچه پشم ونخ یا پشم وکتان زبر
ionic وابسته به یون الکتریکی یکنوع حروف سیاه چاپخانه زبان قدیمی مردم ایونی یونان سرستون ساخته شده بسبک ایونی یونان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com