English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
mercury یکی از خدایان یونان قدیم
Other Matches
nectar شراب لذیذ خدایان یونان شهد
doric بسبک معماری قدیم یونان
mycenaean اهل شهر "مسین " قدیم یونان
mycenian اهل شهر "مسین " قدیم یونان
doric وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
hoplite سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
olympiad جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
uncial وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
Ancient Greece یونان باستانی [یونان جهان باستان]
ionic وابسته به یون الکتریکی یکنوع حروف سیاه چاپخانه زبان قدیمی مردم ایونی یونان سرستون ساخته شده بسبک ایونی یونان
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
penates خدایان خانواده
heroic age عصرنیم خدایان
o merciful powers ای خدایان بخشنده
odin خدای خدایان
theomachy جنگ خدایان
thearchy حکومت خدایان
ichor خون خدایان اب جراحت
theogony نسب نامه خدایان
polytheism پرستش خدایان متعدد
thearchy سلسله مراتب خدایان
noumenal وابسته به معنویات و خدایان
idol وابسته به خدایان دروغی وبت ها
libation تقدیم شراب به حضور خدایان
libations تقدیم شراب به حضور خدایان
zeus زاوش رئیس خدایان یونانی
theogony مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
pantheons معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
hebe الهه جونی که ساقی خدایان بود
jagannath یکی از خدایان هندوهاکه اوراkrishnaمینامندومظهرهشتمین vishnuاست
mnemonics دارگونه حافظ ومادر خدایان شعروادب
pantheon معبد تمام خدایان و ادیان مختلف
zoomorphic دارای خدایان مجسم بشکل جانور
heroify درگروه گردان ونیم خدایان دراوردن
zoomorphism تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست
theogonic وابسته به مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
chthonian درون زمین وابسته به خدایان وارواح عالم اسفل
chthonic درون زمین وابسته به خدایان وارواح عالم اسفل
ambrosia خوراک خدایان که زندگی جاوید بانها میداده مائدهء بهشتی
hellas یونان
philhellene یونان
philhellenic یونان
Hellenic مربوط به یونان
Greece کشور یونان
hellene یونان باستان
hellene تبعه یونان
philhellene دوست یونان
philhellenic دوست یونان
Orinthian Order معماری کلاسیک [در یونان و رم]
laconian ولایتی از یونان باستان
homeric شاعر نابینای یونان
bouleuterion [مجلس سنا در یونان]
Bassae Order [معماری یونی یونان]
aeolus پادشاه تسالی یونان
hellenist متخصص فرهنگ یونان
croesus کراسوس : پادشاه یونان
pythian اهل دلفی یونان
romaic زبان بومی یونان امروز
delphic ساکن معبد دلف یونان
romaika رقص ملی یونان امروز
greco پیشوند بمعنی یونان و یونانی
drachmas پول نقره یونان باستان
melpomene الهه شعر وتراژدی یونان
heraclidae اولادهرکول پهلوان نامی یونان
delphian ساکن معبد دلف یونان
agonistical وابسته به مسابقههای باستانی یونان
drachmae پول نقره یونان باستان
drachma پول نقره یونان باستان
classicism پیروی از سبکهای یونان وروم
agonistic وابسته به مسابقات باستانی یونان
achaian اهل شهراخائیه در یونان باستان
achaean اهل شهراخائیه در یونان باستان
peloponnesian وابسته به شبه جزیره جنوبی یونان
pallium ردای چارگوش که فیلسوفان یونان می پوشیدند
agora [فضای باز عمومی در یونان باستان]
Dryopic [مربوط به دوره دراوپی یونان باستان]
naos ضریع یا محل استقراربت در معابد یونان
trireme کشتی جنگی روم و یونان باستان
klepht یونانی ای که پس ازفتح یونان ....نگاه میداشت راهزن
pyrrhic dance یکجور رقص نظامی یا جنگی در یونان باستان
tiresias غیب گوی نابینای شهر تبس در یونان
cyzicene hall [تالار بزرگ در خانه های یونان باستان]
corinthian اهل قرنت یکی ازشهرهای باستانی یونان
obol سکه سیم در یونان باستان که نزدیک بود با یک pennyونیم
parnassian نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
humanist دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
phratry درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
primitive قدیم
the old world بر قدیم
yore در قدیم
anciently در قدیم
of old قدیم
theoric وجوهی که در یونان باستان جمع میکردند ...رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند
old world دنیای قدیم
dateless بسیار قدیم
tzar امپراطورروسیه قدیم
the youth of the world روزگارخیلی قدیم
In times past . In olden days . درروزگاران قدیم
the old ways رسوم قدیم
Aborigine اهلی قدیم
f. times ایام قدیم
ancientry عهد قدیم
immensurable خیلی قدیم
the old testament عهد قدیم
pierian در مقدونیه قدیم
iconostasis [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
satrap استاندار قدیم ایران
proconsulship مقام فرمانداری در رم قدیم
It is an old saying that … از قدیم گفته اند که ...
conservative پیرو سنت قدیم
proconsular وابسته به فرمانداران رم قدیم
samson قاضی قدیم اسرائیل
samaria سامریه در فلسطین قدیم
Old Testament پیمان یا وصیت قدیم
old english زبان انگلیسی قدیم
conservatives پیرو سنت قدیم
kempo تکنیک قدیم کاراته
italic وابسته به ایتالیاییهای قدیم
immemorially بطور خیلی قدیم
iguanodont سوسماربزرگ گیاهخوار قدیم
uniting سکه قدیم انگلیسی
babylon شهر بابل قدیم
carthage شهر کارتاژ قدیم
conventionality پیروی از سنت قدیم
unite سکه قدیم انگلیسی
unites سکه قدیم انگلیسی
from immemorial times از زمان خیلی قدیم
earliest مربوط به قدیم عتیق
early مربوط به قدیم عتیق
land grave کنت قدیم المانی
ra خدای افتاب مصریان قدیم
saker باز شکاری در اروپای قدیم
fabliau وابسته باشعار قدیم فرانسه
propraetor کنسول فرمانداراستان قدیم روم
the a of days خدای سرمدی قدیم الایام
pony express پست سریع السیر قدیم
punic اهل کارتاژ قدیم قرطاجنی
nestorian کلیسای نسطوری قدیم ایران
sab وابسته به سبایایمن قدیم یمنی
tchigorin indian دفاع هندی قدیم شطرنج
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
ecclesiast عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
old indian defence دفاع هندی قدیم شطرنج
macaca نوعی میمون دنیای قدیم
triumvier یکی از سه زمامدار روم قدیم
paleethnology مبحث شناسایی انسانهای قدیم
paleo arctic or palaeo وابسته بشمال دنیای قدیم
paleo etc وابسته بشمال دنیای قدیم
immemorial بسیار قدیم خیلی پیش
pandect حقوق مدنی روم قدیم
babel شهر و برج قدیم بابل
triumvirates یکی از سه زمامدار روم قدیم
apis گاو مقدس مصریان قدیم
macaque نوعی میمون دنیای قدیم
plebs توده مردم روم قدیم
Hamedan شهر همدان [اکباتان قدیم]
triumvirate یکی از سه زمامدار روم قدیم
shekel واحد وزن وپول بابل قدیم
from (since) the year dot [British E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
from (since) the year one [American E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
He is an old – timer at this club . از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
sogdian اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران
classic مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
lambrequin دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
hierology علم خواندن خطوط قدیم مصر
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
goth یکی از اقوام المانی قدیم بربری
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
essenism اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
atrium اطاق میانی خانههای روم قدیم
portcullises درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
portcullis درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
Whigs عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
Whig عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
classics مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
lawmerchant قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
archon یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
pre chellean وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
propretor کنسول فرماندار استان قدیم روم
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
quadriga ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
elam کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
scutum سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
canon low دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
knight bachelor پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
shaman کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
gutta تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
staged تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
modernism نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
archeologic وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
mesolithic وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com