English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
druze یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
Other Matches
druse یکی از فرقههای سیاسی ومذهبی اسلام بلوردان
interdenominational وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
Religious (political) fanaticism تعصبات مذهبی ( سیاسی )
hospitaler فرقههای مسیحی که از بیماران ومعلولین پرستاری میکردند
apolitical دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
mohammedanism اسلام
moslemism اسلام
islamism اسلام گرایی
pan islam قاطبه اسلام
Islam دین اسلام
political ties هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
Islamabad شهر اسلام آباد
islamism پیروی از دین اسلام
perspicuous religion of islam دین مبین اسلام
immunity مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
politics علم سیاسی امور سیاسی
political circles محافل سیاسی دوایر سیاسی
reestablishment of diplomatic relations برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
politic سیاسی نماینده سیاسی
isonomy برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
churchgoer مذهبی
churchgoers مذهبی
religious مذهبی
churchly مذهبی
pontifex شورای مذهبی
missioner مبلغ مذهبی
tenet متعقدات مذهبی
religiose مذهبی بودن
guru معلم مذهبی
spirituality روحیه مذهبی
service book کتب مذهبی
neologize مذهبی بودن
semireligious نیمه مذهبی
R.E تحصیلات مذهبی
pastoral psychiatry روانپزشکی مذهبی
gurus معلم مذهبی
holiday تعطیل مذهبی
holidays تعطیل مذهبی
revivals جنبش مذهبی
devout مذهبی عابد
religious rites شعائر مذهبی
religious matters مسائل مذهبی
religiosity تعصب مذهبی
revival جنبش مذهبی
religionism غیرت مذهبی
converter مبلغ مذهبی
holy day تعطیل مذهبی
religious tenets عقاید مذهبی
clergymen عالم مذهبی
convertor مبلغ مذهبی
ritual تشریفات مذهبی
sects فرقه مذهبی
missionary مبلغ مذهبی
missionaries مبلغ مذهبی
clergyman عالم مذهبی
dogmatism تعصب مذهبی
sect فرقه مذهبی
synods مجلس منافره مذهبی
priggism تعصب سخت مذهبی
synod مجلس منافره مذهبی
psalms سرود مذهبی خواندن
psalter سرود مذهبی مزامیر
psalm سرود مذهبی خواندن
rectorate ریاست بنگاه مذهبی
revivalism اصول بیداری مذهبی
catechism تعلیم ودستور مذهبی
catechisms تعلیم ودستور مذهبی
catechism پرسش نامه مذهبی
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
sacramental وابسته به مراسم مذهبی
religious sentiments احساسات وعقاید مذهبی
revivalist طرفدار احیای مذهبی
revivalists طرفدار احیای مذهبی
catechisms پرسش نامه مذهبی
swami رهبر مذهبی هندی
dogmatics مبحث شعائر مذهبی
Easter Sepulchre تشریفات مذهبی تدفین
tabu منع یانهی مذهبی
hymnbook کتاب سرود مذهبی
holyday روز تعطیل مذهبی
ecclesiogenic neurosis روان رنجوری مذهبی
cantor اواز خوان مذهبی
catechetic وابسته به تعالیم مذهبی
chaplain activities fund اعتبار امور مذهبی
rite مراسم تشریفات مذهبی
Mother Superiors رئیس بنیاد مذهبی
wowser مذهبی و خرده گیر
traditor خائن در امر مذهبی
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
crusade جنگ مذهبی نهضت
pauli اصول مذهبی پولس
taboos منع یانهی مذهبی
crusaded جنگ مذهبی نهضت
crusades جنگ مذهبی نهضت
crusading جنگ مذهبی نهضت
taboo منع یانهی مذهبی
Mother Superior رئیس بنیاد مذهبی
dogmatize تعصب مذهبی نشان دادن
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
neologian متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
anagogy تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
anagoge تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
indifferentism لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
vigilantism پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
neologian وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
menology سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
indoctrinates تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinated تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinate تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
Scientology ساینتولوژی [یک نوع سیستم مذهبی]
sisterhood انجمن خیریه مذهبی نسوان
revivalist movement جنبش اصول بیداری مذهبی
indoctrinating تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
sacrilegious مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
secular دورهای غیر مذهبی دنیائی
churches کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
prophet's green رنگ سبز نبی [این رنگ از ترکیب رنگ نیل یا همان رنگ آبی با رنگینه های زرد بدست آمده از گیاهان بوجود می آید و آنرا به رنگ اولین پرچم اسلام و یا گنبد حضرت خاتم الانبیا نسبت می دهند.]
jacobin عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
vicarage محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
casuistry حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
taperer حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
theocracy حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
scholasticism شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
theocracies حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
vicarages محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
simoniac خرید وفروش کننده مناصب ومشاغل مذهبی
the r. مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
last rites مراسم مذهبی که کمی پیش از مرگ انجام میشود
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
shout song سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
superstitious uses مخارجی که برای امور مذهبی غیرقانونی صرف شود
Carthusian [مربوط به طبقه مذهبی راهبها که بوسیله برونو تاسیس شد.]
revealed religion مذهبی که بوسیله پیغمبران بمردم ابلاغ شده باشد
rigorist کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
religioner شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
diplomatic سیاسی
political سیاسی
socio political سیاسی
politicos سیاسی
politico سیاسی
lay rezder عامی که اجاز دارد نمازیاایین مذهبی دیگر را اداره کند
month's mind ایین مذهبی بیاد بود کسیکه درگذشته در روز سی ام مردنش
canoness زنی که درمیان جامعه مذهبی یادانشکدهای با سایراهل ان زندگی کند
pious fraud حیلهای که به دستاویزمذهبی برای مقاصد پیک مذهبی بکسی بزنند
religionize دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
ecclesia مجلس سیاسی
political debate منازعه سیاسی
prisoners of state زندانیان سیاسی
political debate بحث سیاسی
public life زندگی سیاسی
envoyship نمایندگان سیاسی
diplomatic officer مامور سیاسی
diplomatic passport پاسپورت سیاسی
diplomatic passport تذکره سیاسی
diplomatic privileges امتیازات سیاسی
diplomatic relations روابط سیاسی
diplomatic representation نمایندگی سیاسی
prisoners of state محبوسین سیاسی
state prisoners محبوسین سیاسی
sociopolitical اجتماعی- سیاسی
politic زندانی سیاسی
diplomatic mission هیئت سیاسی
political propaganda تبلیغات سیاسی
political offences جرائم سیاسی
political offence جرم سیاسی
political mission ماموریت سیاسی
political mission هیئت سیاسی
political isolation انزوای سیاسی
political forces نیروهای سیاسی
politicking فعالیت سیاسی
current affairs رویدادهایاجتماعی و سیاسی
hatchet man <idiom> کارهای سیاسی
political psychology روانشناسی سیاسی
political rights حقوق سیاسی
state criminals مقصرین سیاسی
state criminals مجرمین سیاسی
state prisoners زندانیان سیاسی
talk politics گفتگوی سیاسی
politico social سیاسی اجتماعی
politico social سیاسی و اجتماعی
political matters مسائل سیاسی
Political opponents . مخالفین سیاسی
diplomatic channels طرق سیاسی
terror ادمکشی سیاسی
terrorists ادمکش سیاسی
terrorist ادمکش سیاسی
politicians مرد سیاسی
politician مرد سیاسی
refugee پناهنده سیاسی
refugees پناهنده سیاسی
escapism انزوای سیاسی
arithmetic , political اقتصاد سیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com