English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
One plus one is [equal] two. یک بعلاوه یک برابر [است با] دو.
Other Matches
howitzer توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
isodomun [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
in a. to بعلاوه
therewithal بعلاوه
forbye بعلاوه
forby <adv.> بعلاوه
on top of <idiom> بعلاوه
again بعلاوه
into the bargain بعلاوه
adside from بعلاوه
as well بعلاوه
as well as بعلاوه
thereto بعلاوه
therewith بعلاوه
far بعلاوه
furthermore <adv.> بعلاوه
moreover <adv.> بعلاوه
likewise هم بعلاوه
furthers بعلاوه
furthering بعلاوه
furthered بعلاوه
further بعلاوه
supra بعلاوه
plus بعلاوه
aside from that <adv.> بعلاوه
besides <adv.> بعلاوه
further [moreover] <adv.> بعلاوه
in addition <adv.> بعلاوه
over and above <adv.> بعلاوه
what is more <adv.> بعلاوه
additionally <adv.> بعلاوه
beyond that <adv.> بعلاوه
also [moreover] <adv.> بعلاوه
on top of this <adv.> بعلاوه
withal بعلاوه
on top of that <adv.> بعلاوه
on to <adv.> بعلاوه
farther بعلاوه قدری
also همینطور بعلاوه
plus signs علامت بعلاوه
plus sign علامت بعلاوه
besides بعلاوه نزدیک
too بعلاوه نیز
with costs بعلاوه هزینه دادرسی
beside دریک طرف بعلاوه
cost plus بعلاوه سود معینی
sensitive to corrosion حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
cost plus a fixed fee هزینه بعلاوه حق الزحمه ثابت
triplicate سه برابر سه برابر کردن
without recourse عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
kelvin درجه حرارت کلوین که برابردرجه سانتیگراد بعلاوه عدد372 است
ejectment باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
equitable estate در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
cross line بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
musicom یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
symmetric برابر
triple سه برابر
three fold سه برابر
for در برابر
doubled دو برابر
threefold سه برابر
versus در برابر
tenfold ده برابر
triples سه برابر
tripled سه برابر
equal برابر
tantamount برابر
equaling برابر
identical برابر
equalled برابر
two fold دو برابر
bracketed برابر
equalling برابر
equals برابر
tripling سه برابر
double دو برابر
equaled برابر
homological برابر
opposite برابر
breasts برابر
squaring برابر
squares برابر
squared برابر
square برابر
level with each other برابر
abreast برابر
equipollent برابر
one fold یک برابر
euqal برابر
one hundred times as many صد برابر
vs در برابر
paripassu برابر
he is twice the man he was دو برابر
opposites برابر
sextuple شش برابر
sixfold شش برابر
as much a دو برابر
breast برابر
eq برابر با
decuple ده برابر
doubled up دو برابر
even <adj.> برابر
ninefold نه برابر
prallelize برابر کردن
peer to each other برابر با یکدیگر
parallelize برابر کردن
double اندازه دو برابر
leveled سطح برابر
doubled : دو برابر دوتا
leveler برابر کننده
double دو برابر بزرگتر
double : دو برابر دوتا
equalization برابر کردن
life long برابر با یک عمر
leveller برابر کننده
identical کاملا" برابر
levels سطح برابر
money worth برابر پول
levelled سطح برابر
double دو برابر کردن
level out برابر کردن
millionfold یک میلون برابر
nip and tuck تقریبا برابر
quadraple چهار برابر
doubled دو برابر کردن
manifold چند برابر
septuple هفت برابر
fair play شرایط برابر
antitheses برابر نهاده
antithesis برابر نهاده
eight fold هشت برابر
doubler دو برابر کننده
senary شش برابر ششگانه
sextuple شش برابر کردن
sevenfold هفت برابر
anti thesis برابر نهاد
equality gate برابر سازی
doubled up دو برابر بزرگتر
equalze برابر کننده
humbled to the dust باخاک برابر
doubled up اندازه دو برابر
quintuple پنج برابر
ge بزرگتر از یا برابر با
doubled دو برابر بزرگتر
reduplicate دو برابر کردن
doubled اندازه دو برابر
fivefold پنج برابر
doubled up : دو برابر دوتا
eualize برابر کردن
doubled up دو برابر کردن
against payment در برابر پول
parallelling برابر خط موازی
dead even دقیقا برابر
trebles سه برابر کردن
trebling سه برابر کردن
par برابر کردن
counterbalance نیروی برابر
equilateral دو پهلو برابر
counterbalances نیروی برابر
deuce برابر درامتیاز 04
plains صاف برابر
plainest صاف برابر
plainer صاف برابر
counterbalanced نیروی برابر
plain صاف برابر
trebled سه برابر کردن
treble سه برابر کردن
lifelong برابر یک عمر
parallelled برابر خط موازی
parallels برابر خط موازی
counterweight وزنه برابر
paralleling برابر خط موازی
counterweights وزنه برابر
paralleled برابر خط موازی
parallel برابر خط موازی
equalizers برابر کننده
equalizer برابر کننده
octuple هشت برابر
under the same conditions شرایطی برابر
level سطح برابر
equalling برابر مساوی
equals برابر مساوی
mustn't برابر است با not must
treble our casualties سه برابر تلفات ما
EC پیشوند برابر با ex-
water resistant مقاوم در برابر اب
equaling برابر مساوی
triply بطور سه برابر
triplex سه برابر کردن
triple precision دقت سه برابر
triple precision با دقت سه برابر
trebly بطور سه برابر
tie برابر شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com