English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (5 milliseconds)
English Persian
There is something in the air. یک خبری هست
Search result with all words
list سرور در اینترنت که نامه خبری یا مقالات را به کاربران ثبت نام کرده می فرستد
item قطعه خبری
items قطعه خبری
predicate خبری خبر دادن
predicated خبری خبر دادن
predicates خبری خبر دادن
predicating خبری خبر دادن
ignorance بی خبری ناشناسی
article پیامی در یک گروه خبری
articles پیامی در یک گروه خبری
biz نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
comp نوعی گروهای خبری که حاوی بخشهایی درباره کامپیوتر و برنامه نویسی کامپیوتری هستند
dow jones/retrieval service سرویس خبری دو جونز
idiotism بی خبری
information capacity فرفیت خبری
intelligence signal پیام خبری
it was all quiet in london درلندن خبری نبود
news reader نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
notice board تابلوی خبری
spam مقالهای که به بیشتر از یک گروه خبری پست شود و بنابراین حاوی پیام های تجارتی است
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
to broad cast information خبری که درهمه جا منتشرشود
to catch napping در حال غفلت و بی خبری گرفتن
news agencies آژانس خبری
news agency آژانس خبری
I havent heard of her for a long time. مدتها است از او خبری ندارم
To pass the news by word of mouth . خبری را در دهان به دهان پخش کردن
drown one's sorrows <idiom> مس میکند که بی خبری سراغش بیاید
press report گزارش خبری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com