Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (10 milliseconds)
English
Persian
this d. a week
یک هفته از امروز
Search result with all words
Thank goodness
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Thank God it's Friday!
[TGIF]
خدا را شکر امروز جمعه است!
[چونکه شنبه و یکشنبه آخر هفته کار نمی کنند]
Other Matches
weekend
اخر هفته تعطیل اخر هفته
weekends
اخر هفته تعطیل اخر هفته
it is nowrooz to day
امروز
this day
امروز
today
امروز
to day
امروز
toad eater
امروز
Today me, tomarrow thee.
<proverb>
امروز من,فردا تو .
he has no temperature to day
امروز تب ندارد
nowaday
مال امروز
This very day .
همین امروز
this morning
امروز بامداد
he wears a new suit to day
امروز جامه
there was no mail to day
امروز کاغذنداشتیم
today of all days
مخصوصا امروز
weeklies
هفته به هفته
weeks
هفته
week
هفته
per week
هر هفته
weekly
هفته به هفته
a week
یک هفته
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
this da y month
یک ماه دیگر از امروز
i have no work today
امروز کاری ندارم
there was no mail to day
امروز پست نبود
he is in to day
امروز در خانه است
A week from today
هفت روز پس از امروز
I need them today.
من آنها را امروز میخواهم.
Today I took laxatives.
امروز مسهل خورده ام.
He was not supposed to come today .
قرارنبود امروز بیاید
What is todays date ?
تاریخ امروز چیست ؟
to morrow week
از فردا یک هفته
A whole week
یک هفته تمام
for a week
برای یک هفته
week end
اخر هفته
triweekly
هر سه هفته یکبار
running days
ایام هفته
weekdays
روز هفته
midweek
میان هفته
hebdomad
هفت هفته
eight day
هفته کوک
inside of a week
کمتر از یک هفته
inside of a week
در یک هفته کمتر
last week
هفته گذشته
next week
هفته گذشته
weekday
روز هفته
fair market
هفته بازار
passion week
هفته مصیبت
f.service
نمازمعمولی هفته
I'll be at home today .
امروز منزل خواهم بود
Never put off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز را به فردا نیانداز
Have you had a blowle movement today ?
شکمتان امروز کار کرده ؟
Delays are dangerous.
<proverb>
کار امروز به فردا مینداز.
He is in no condition (not fit)to work.
امروز خیلی سر حالم ( شنگول )
My voice is not clear today.
صدایم امروز صاف نیست
She wont show up today.
امروز پیدایش نمی شود
never put off till tomorrow what may be done today
<proverb>
کار امروز به فردا مفکن
romaika
رقص ملی یونان امروز
the press of modern life
فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
romaic
زبان بومی یونان امروز
present maid prospective bride
دوشیزه امروز عروس فردا
I am very busy today .
امروز خیلی کار دارم
feria
یکی از ایام هفته
nrxt monday
دوشنبه این هفته
I will be staying a few days
من میخواهم یک هفته بمانم.
Weekend
تعطیلات آخر هفته
one anxious week of waiting
یک هفته انتظار با نگرانی
week day
روز معمولی هفته
I weighed myself today .
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
To regain consciousness. to come to.
امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
We wI'll be notified(informed)of the results today.
امروز جواب کار معلوم می شود
Today's weather is mild by comparison.
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
I'll get there when I get there.
<proverb>
حالا امروز نه فردا
[عجله ای ندارم]
It is foul weather today .
امروز هوا خیلی گند است
do you want it done to day
ایا میخواهید امروز کرده شود
She was off hand with me today.
امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
I am in an exuberant mood today .
امروز خیلی کیفم کوک است
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
today of all days
از همه روزها امروز
[باید باشد]
Today is my lucky day.
امروز روز خوش بیاری من است
It is a cool day today.
امروز هوا خنک کرده است
I am
[will be]
busy this afternoon .
امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
We had a nice long walk today.
امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
we had a heavy p to day
امروز نامههای بسیاری ازپست داشتیم
embryo
جنین کمتر از هشت هفته
embryos
جنین کمتر از هشت هفته
at least four times a week
کم کمش چهار بار در هفته
passion week
هفته پیش از رستاخیز مسیح
Within the next few weeks .
درعرض چند هفته آیند ؟
write me every week
هر هفته برای من نامه بنویسید
to borrow for ... weeks
برای ... هفته قرض گرفتن
ferial
مربوط بمیان هفته عیدی
We stayed at the seaside for one week .
یک هفته کنا ردریا ماندیم
capacitor
تا دو هفته نیرو فراهم کند.
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
So what's today?
امروز چه خبر
[تازه ای]
است؟
[اصطلاح روزمره]
She comes here at least once a week .
دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
Every day of the week but Sundays.
همه روز هفته غیر از یکشنبه ها
fetuses
جنین بیش از هشت هفته حمل
foetus
جنین بیش از هشت هفته حمل
weekender
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
sempiternal
رخ دهنده دومرتبه در هفته نیم هفتگی
I had my car broken into last week.
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
foetuses
جنین بیش از هشت هفته حمل
semiweekly
رخ دهنده دومرتبه در هفته نیم هفتگی
bank holiday
روزهای هفته که بانکها تعطیل هستند
What is the price per week?
قیمت برای یک هفته چقدر است؟
What's the charge per week?
اجاره آن برای یک هفته چقدر است؟
per
برای هر ساعت یا روز یا هفته یا سال
Maundy Thursday
پنجشنبه هفته عذاب ورنج عیسی
Does it have to be today (of all days)?
این حالا باید امروز باشد
[از تمام روزها]
؟
It is due to be signed this afternoon .
قرار است امروز بعد از ظهر به ا مضاء برسد .
I'm really looking forward to the weekend.
من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
Trade ( business ) is slack this week .
این هفته بازار ( تجارت ) کساد است
Never put off till tomorrow what maybe done today.
<proverb>
آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
This is important, not only today, but also and especially for the future.
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
They must give not less than 2 weeks' notice.
آنها باید این را کم کمش دو هفته قبلش آگاهی بدهند.
there is no time like the present
<idiom>
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'.
هفته آینده کانال
[تلویزیون]
را برای قسمت دیگری از
{ساعت شادی}
تنظیم کنید.
Babbage
nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
I worked ten hours a day this week and my boss bit my head off for not doing my share of the work!
من این هفته روزی ده ساعت کار کردم، اما رئیسم بخاطر کم کاری توبیخم کرد!
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
<proverb>
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
what day of the week is it?
امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
Can you watch the dog for us this weekend?
آیا شماها می توانید آخر این هفته مواظب این سگ باشید؟
feria
کلیسای کاتولیک و کلیسای انگلیس روزهای عادی هفته
apprenticeship
دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
apprenticeships
دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
groundhog day
روز دوم فوریه که بعقیده عوام اگرافتابی باشدنشانه انستکه اززمستان شش هفته مانده است و اگر ابری باشد نشانه اوایل بهار استwoodchuck
fairer
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
semimonthly
دوهفته یکبار نشریه دو هفته یکبار
fair
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
Please allow for at least two weeks' notice
[to do something]
[for something]
[prior to something]
.
درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری
[کار]
اعطاء کنید
[تا ما ]
[برای چیزی]
[قبل از چیزی]
.
khamseh
خمسه
[در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com