English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
English Persian
connivance ی تواند زن خود را طلاق دهد
Other Matches
divorsement طلاق یا مراسم طلاق
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
He can neither read nor write. نه می تواند بخواند نه بنویسد
One cannot be in two places at once. <proverb> یکنفر نمى تواند در یک زمان دو جا باشد .
divorces طلاق
divorcing طلاق
divorce طلاق
divorced طلاق
One cannot put back the clock. <proverb> هیچکس نمى تواند زمان را به عقب بر گرداند .
limited divorce طلاق محدود
permanent divorce طلاق بائن
revocable divorce طلاق رجعی
revocation of divorce رجوع از طلاق
voidable divorce طلاق رجعی
to get divorce طلاق گرفتن
irrevocable divorce طلاق بائن
divorces طلاق دادن
divorce طلاق دادن
divorcing طلاق دادن
divorcee زن طلاق گرفته
repudiating طلاق دادن
repudiates طلاق دادن
divorcees زن طلاق گرفته
repudiate طلاق دادن
divorced طلاق دادن
repudiation طلاق شرعی
divorce granted at the a woman's request طلاق خلع
be granted a divorce by طلاق گرفتن از
to be divorced from طلاق گرفتن از
bill of divorce طلاق نامه
This would provide an obvious solution [to the problem] . این می تواند یک راه حل واضح [به مشکل] فراهم می کند.
recognition و به حالتی تبدیل میکند که به تواند وارد کامپیوتر شود
Theres many a good tune played on an old fiddle. <proverb> یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد .
How many coaches can the engine pull ? این لوکومو تیو چند تا واگه را می تواند بکشد ؟
He cannot sit up, much less walk [ to say nothing of walking] . او [مرد] نمی تواند بنشیند چه برسد به راه برود.
to get a divorce [from somebody] طلاق گرفتن [از کسی]
apply for a divorce تقاضای طلاق کردن
The damage can't have been caused accidentally. آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
put away مردود ساختن طلاق دادن
accolade [آذینی روی طلاق، در و پنجره]
to put a way childish رها کردن طلاق دادن
an athlete's body [circulation] can take a lot of punishment. بدن [گردش خون] یک ورزشکار می تواند فشار زیادی را تحمل بکند .
nobody can take work [abuse] indefinitely. هیچ کس نمی تواند کار [سو استفاده] را به طور نامحدود تحمل بکند.
Nothing can.compensate for the loss ones health. هیچ چیز سلامت از دست رفته انسان رانمی تواند جبران کند
He has divorced his wife. از زنش جدا شده ( او را طلاق داده است )
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
cruelty عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود
The blind can not lead the blind. <proverb> کور کى مى تواند کور دگر را راهنمایى کند.
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
ply yarn نخ چندلا [در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com