Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
A passage frome the book of gulistan.
عبارتی از کتاب گلستان
Other Matches
it is a passage from gulistan
اقتباس از گلستان است
it is a passage from gulistan
فقره یا عبارتی از گلستان است
Frome behind.
از عقب
Frome the cardle to the grave.
زگهواره تا گور
privilege frome arrest
مصونیت از توقیف
gulistan of sadi
گلستان سعدی
this word occurs in gulistan p
این واژه درهمه جای گلستان دیده میشود
passage
عبور سفر
passage
دریا کرایه
passage
عبارت فقره
passage
انتقال از حالتی به حالت دیگر
passage
معبر
passage
ممر
right of passage
حق عبور
passage
انقضا
passage way
گذرگاه
passage way
راهرو
passage
گذرگاه
passage
سفردریا راهرو
passage
انقضاء
passage
سپری شدن
passage
اجازه عبور
passage
پاساژ راهرو
passage
حق عبور
passage
عبور
passage
گذر
passage
تصویب قطعه
passage
نقل قول
passage
عبارت منتخبه از یک کتاب
passage
راه عبور
passage
دالان
passage
راه
passage
تیمچه
passage
راهرو
passage
رویداد کارکردن مزاج
passage
سرسرا
passage of arms
جنگ
passage of arms
رزم
passage of arms
زد و خورد
passage of lines
عبور از خط
to fret a passage
راهی رابوسیله سایش بازکردن
passage of arms
نبرد
safe passage
مجوزعبور مجوزترددمطمئن
innocent passage
عبور بدون ضرر
With passage of time .
با گذشت زمان
to block a passage
مسدود کردن یک راه
back passage
مقعد
back passage
راستروده
passage money
معاش کردن
passage at arms
پیکار
passage at arms
زدو خورد
to fret a passage
رخنه کردن
oil passage
عبور روغن
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
passage of lines
عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
meridian passage
گذرنصف النهاری
meridian passage
گذر ازدایره نیمروز transit,culminate : syn
passage at arms
نبرد مواقعه
passage money
کرایه
current passage
عبور جریان
passage money
تاکردن
passage money
راه
exhaust passage
گذرگاه خروجی
passage money
غذا
passage money
خوراک
passage money
کرایه مسافر
apogee passage
اوجعبور
we had a stormy passage
یک سفر طوفانی داشتیم
purple passage
نوشته اراسته به صنایع بدیعی
bird of passage
مرغ مهاجر
bird of passage
شخص مهاجر وخانه بدوش
auditory passage
مجرای گوش
[کالبد شناسی بدن انسان]
birds of passage
مرغان مهاجریا مسافر
rites of passage
مناسک گذر
single passage crusher
سنگ شکن یک طبقه
that is my book
کتاب من است
you are welcome to my book
بفرمایید از کتاب بنده استفاده کنید
that book
ان کتاب
that book
این کتاب
that is my book
این
the a of a book
خوانندگان کتابی
book
بداخلاق
it was a p to another book
مقدمه کتاب دیگربود
book
درکتاب یادفترثبت کردن
book
دفتر
i will t. you for the book
شیر یا خط می کنم ببینم کتاب را کی باید بردارد
i had never seen such a book
من هرگز چنین کتابی ندیده ام
here is my book
کتاب من اینها
here is my book
اینست کتاب من
your book
کتابتان
book
ثبت کردن
book
شماره بازیگرخطاکار
book
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
book
رزرو کردن توقیف کردن
your book
کتاب شما
book one
جلد نخستین
book one
کتاب نخست
very many book
کتابهای خیلی زیاد
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
with out book
برون سند کتابی ازبر
this book is yours
این کتاب مال شما ست
book
کتاب
book
مجلد دفتر
book
فصل یاقسمتی از کتاب
the book is out of p
کتاب تمام شده است
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
to book something
چیزی را رزرو کردن
to book something
چیزی را سفارش دادن
by the book
کتابی
book value
بهای دفتری
by the book
ازروی کتاب
book value
ارزش دفتری
book value
ارزش ثبت شده در دفتر
to subscribe for a book
پیش ازانتشارکتاب تعهدخریدیک یاچندجلدانراکردن
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
waste book
دفتر باطله
tou book
لباس تکواندو
what is this book worth?
این کتاب چقدر ارزش دارد
to wade through a book
بکندی وزحمت کتابی راخواندن
to put any one through a book
کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
to license a book
اجازه چاپ کتابی را دادن
the book is my property
کتاب مال من است
to bind a book
صحافی کردن یک کتاب
to e. upon acovnt book
همه اقلام لازم رادردفترحساب وارد کردن
to consult a book
از کتاب فال گرفتن
the book is print
کتاب برای فروش موجودایت
to consult a book
سرکتاب باز کردن
to bring to book
حساب پس گرفتن
to bring to book
بازخواست کردن از
that book will immortalize him
ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
the book is print
کتاب زیر چاپ است
to gut a book
مواداصلی کتابیرا ازان دراوردن
thank tou for that book
متشکرم
to gut a book
جوهرمطالب کتابیراکشیدن
telephnone book
دفتر تلفن
text book
کتاب درسی
text book
کتاب اصلی دریک موضوع
text book
رساله
thank tou for that book
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
time book
دفتر ثبت ساعات کار
book plates
برچسب کتاب
book keeping
حسابداری
[حسابداری]
the forthcoming book
کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
when reading a book
در حال خواندن کتابی
People of the Book
پیروان کتاب مقدس
[ دین]
throw the book at
<idiom>
شدیدا مواخذه کردنبخاطر شکستن قانون
To talk like a book .
لفظ قلم صحبت کردن
She laid the book aside .
کتاب را کنار گذاشت ( مطالعه اش را متوقف کرد)
What is the title of the book ?
عنوان این کتاب چیست ؟
She was reading the book to herself.
کتاب را آهسته ( پیش خودش) می خواند
To bind a book.
کتابی را جلد کردن
Please fetch the book.
لطفا"بروکتاب رابیاور
edition
[ed.]
[of a book]
چاپ
[کتابی]
edition
[ed.]
[of a book]
ویرایش
[کتابی]
book a seat
جا رزرو کردن
have one's nose in a book
<idiom>
کرم کتاب خوانی داشتن
have one's nose in a book
<idiom>
دائم سر توی کتاب داشتن
word book
دیکشنری
word book
لغت نامه
word book
فرهنگ لغات
word book
قاموس
word book
کتاب لغت
word book
واژه نامه
rule book
کتابقانون
rent book
کتابچهایکهدرآنمبلغکرایهذکرشدهباشد
phone book
کتاب راهنمای تلفن
log book
رخداد نامه
log book
رخداد نگاشت
log book
دفتر رخدادهای روزانه
comic book
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic book
کتاب کاریکاتور
book plate
برچسب کتاب
You wI'll benefit by this book .
از خواندن این کتاب فایده خواهی برد
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
year book
سالنامه
word book
کتاب لغت
woman of the book
کتابیه
winter book
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
white book
ویدیو- CD استاندارد ساخت philips , JVC که نحوه ذخیره ویدیودیجیتال روی ROM-CD را بیان میکند
phone book
دفتر حاوی شمارههای تلفن
telephone book
دفتر تلفن
telephone book
راهنمای تلفن
reference book
کتابمرجع
phrase book
لغتنامهمسافرت
pension book
برگهایکهوجهیکهبایستپرداختشوددرآندرجشدهاست
guest book
دفترچهمیهمانها
exercise book
کتابتمرین
cookery book
کتابآشپزی
code book
کتابرمزگشا
book token
کارتخریدکتاب
address book
دفترچه تلفن
spine of the book
تیرهپشتیکتاب
bound book
کتابپربرگ
book of matches
جعبهکبریت
book ends
کتابنگهدار
appointment book
دفترچهقرارملاقاتها
white book
کتاب سفید
talking book
صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
bell book
دفتر موتورخانه
copy book
دفتر کپیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com