English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
English Persian
Act according to the previous procedure. بترتیب گذشته عمل کنید
Other Matches
previous پیشین
previous آنچه زودتر رخ میدهد
previous مقدم
previous اسبقی جلوتر
previous سابقی
previous قبلی
previous examination نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
previous notice پیش اگهی
previous question موضوع کفایت یا عدم کفایت مذاکرات
previous spot نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
previous work کارهای قبلی
previous day روز قبل
previous master of a liberated slave معتق
procedure پروسه
procedure نحوه عمل
procedure روش کار
procedure زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
procedure بخش کوچک کد دستورات کامپیوتری که حاوی تابع مکرر است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است
procedure روش یا مسیر مورد استفاده در حل مشکل
procedure رویه طریقه فرایند
procedure طرزکار
procedure ایین دادرسی
procedure رویه
procedure طرز عمل
procedure روند
procedure دستورالعمل
procedure روال
procedure روش شیوه
procedure روش
procedure شیوه
procedure روش وطرز عمل
procedure اقدام
procedure طرز
procedure پردازه
procedure فرابرش
procedure ایین کار روش کار
procedure turn دور زدن برای تغییر مسیرهواپیما
procedure sign علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
procedure oriented رویه گرا
procedure message پیام عادی
procedure manual کتاب راهنمای رویهای
procedure division یکی از چهار قسمت اصلی برنامه کوبول
procedure turn دور زدن برای برگشتن در مسیر
[procedure of] solution راه حل
recovery procedure رویه ترمیمی
procedure checklist ایجادکنندهلیستتنظیم
rules of procedure نظامنامه داخلی
rules of procedure قوانین مربوط به روش جاری
rules of procedure روش جاری
regular procedure اقدام قانونی
recursive procedure رویه بازگشتی
pure procedure رویه جامع
procedure word کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
procedure declaration اعلان رویه
court procedure محاکمه
it was an incorrect procedure یک اقدام غلطی بود
inquisitorial procedure دادرسی با شکنجه و سخت گیری
illegal procedure خطای تیم مهاجم
endorcement procedure شیوه اجرا
control procedure رویه کنترل
code of procedure قانون اصول محاکمات
code of procedure قانون ایین دادرسی
codress procedure روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
it was an incorrect procedure جریانش درست نبود
civil procedure ایین دادرسی مدنی
in stream procedure رویه با مسیل
legal procedure محاکمه
civil procedure اصول محاکمات حقوقی
legal procedure دادرسی
cataloged procedure رویه فهرست بندی شده
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
law of procedure قانون ائین دادرسی
procedure message پیام معمولی
root canal procedure روت کانال تراپی [دندان پزشکی]
root canal procedure درمان ریشه [دندان پزشکی]
root canal procedure عصب کشی [روت کانال] [دندان پزشکی]
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
the low of criminal procedure قانون اصول محاکمات جزایی
principle of criminal procedure ایین دادرسی کیفری
input output procedure رویه ورودی- خروجی
law of criminal procedure ائین دادرسی کیفری
law of civil procedure ائین دادرسی مدنی
principle of criminal procedure اصول محاکمات جزائی
procedure oriented language زبان رویه گرا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com