English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (5 milliseconds)
English Persian
An exception is ... میان استثناء ... است.
Search result with all words
exception استثنا
exception استثناء
exception اعتراض
exception رد
exception روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exception ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exception چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
bill of exception اعتراض نامه
by way of exception بطور استثناء
divide exception استثناء تقسیم
divide exception خطای تقسیم
exception conoition وضعیت استثنایی
exception handling استثنا گردانی
exception of judgl ردکردن داوریا دادرس
exception reporting گزارش گیری مخصوص
make an exception استثناء قائل شدن
take exception to اعتراض کردن به
there is no exception to that rule ان قانون استثناء ندارد
to make an exception استثنا کردن یا قائل شدن
to take exception to anything به چیزی اعتراض کردن
with the exception of به استثنا به جزء
take exception to <idiom> مخاف صحبت کردن
I take exception to the tone of your remarks. من به لحن سخنان شما اعتراض می کنم.
There's an exception to every rule. برای هر قانونی استثنائی وجود دارد.
de minimis exception به خاطر جزئی بودن استثنا به حساب آمدن
The exception proves the rule. استثنا قاعده را ثابت میکند.
as a special exception <adv.> بطور استثناء
as a special exception <adv.> استثنأ
They gave me permission by way of an exception ... آنها به من استثنأ اجازه دادند ...
Can I go earlier today, just as a special exception? اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
Excepting [With the exception of] two students, no one could answer the last question correctly. به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com