English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (1 milliseconds)
English Persian
He is as proud as the peacock. <proverb> مثل طاووس مغرور است .
Other Matches
peacock خرامیدن
peacock طرح طاووس [این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
peacock طاووس
peacock مزین به پرطاووس
peacock blue رنگ ابی مایل بسبز
Akstafa peacock طرح طاووس در فرش های ترکمنی و قفقازی مربوط به همین نام
peacock blue رنگ ابی طاووسی
White peacock طاووس سفید
to peacock oneself vref خرامیدن
to peacock oneself vref خودنمایی کردن
to peacock oneself vref خود فروشی کردن
to do proud مفتخر کردن
proud گرانسر
proud <adj.> جانور حشری
I'm proud of you. من بهت افتخار میکنم.
I'm proud of you. من بهت افتخار می کنم.
to do proud سرافراز کردن
proud برتن
I'm proud of you. من به تو افتخار می کنم.
proud مغرور
proud متکبر مفتخر
proud سربلند
purse proud مغرور از ثروت
he is too proud to complain کسرش میشود گله کند مناعت نمیگذاردشکایت کند
he was proud of his wealth بدارایی خود مغرور بود مست دارایی خود بود
he was proud of his wealth بدولت خود میبالید
iam proud to know him از شناسایی او افتخار دارم افتخار دارم که او رامیشناسم
proud flesh گوشت نو
proud hearted باد درسر
proud hearted متکبر
proud or hight stomach باد
proud or hight stomach غرور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com