English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English Persian
He received several bullet wounds چندین تیربه اوخورد
Other Matches
wounds جریحه مجروح کردن
wounds پیچیده شدن
wounds جراحت
wounds زخم
wounds رزوه شده .
wounds کوک شده
wounds پیچ خورده
wounds پیچانده
wounds جراحت زخمی کردن
wounds مجروح کردن
wounds جریحه
wounds جرح
wounds زخم زدن
received پذیرفته
received مورد قبول
received معمولی
received معیار
received استانده
received متداول
received data داده دریافت شده
received for shipment تحویل شده برای حمل
received power توان دریافتی
I have just received your letter. کاغذت تازه به دستم رسیده است
We just received word that . . . هم اکنون اطلاع رسید که …
Received Pronunciation لهجهاستانداردانگلیسیبریتانیایی
he was received to membership بعضویت پذیرفته شد
it received royal assent به توشیح ملوکانه رسید
he received a fire treatment معالجه شد
he received a fire treatment رایگان
he received a broken hand دستش شکست
goods received note برگه دریافت کالا
bullet یک علامت
bullet گلوله فشنگ
bullet توپ سریع
bullet فشنگ
bullet گلوله تفنگ
bullet در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullet بولت
bullet گلوله
received line signal detect کشف سیگنال خط دریافتی
bullet-proof پاد گلوله
to bite the bullet <idiom> باید انجام کاری سخت یا ناخوشایند را پذیرفت تا بتوان به مقصد اصلی رسید
to have to bite the bullet <idiom> باید انجام کاری سخت یا ناخوشایند را پذیرفت
to bite the bullet <idiom> پذیرفتن انجام کاری و یا چیزی سخت یا ناخوشایند
bite the bullet <idiom> فائق آمدن بر مشکلات
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
bullet-proof ضد گلوله کردن
bullet case پوکه
rubber bullet پاککنتوپی
to put a bullet through تیر زدن
plastic bullet افرادبکارمیرود
plastic bullet گلولهپلاستیکیکهبرایزخمیکردن
bullet-proof ضد گلوله
To put a bullet thru somebodys body. گلوله ای دربدن کسی قرار دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com