English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
It is an absolute chaos. همه رشته کارها از دست در رفته است
Other Matches
chaos هرج ومرج
chaos هرج و مرج
chaos اشفتگی
chaos بی نظمی کامل شلوغی
cosmosarel chaos انتظام و هرج و مرج
It was an absolut chaos . خیلی خر توخر بود ( خر تو الاغ عجیبی بود )
There was great confusion ( chaos ) . It was a free for all . هرکی هرکی بود (هرج ومرج وبی نظمی )
absolute value قدر مطلق
absolute value مقدار مطلق
absolute zero صفر مطلق
absolute value ارزش مطلق
absolute <adj.> چاره نا پذیر
absolute <adj.> صرف نظرنکردنی
absolute <adj.> ضروری
absolute <adj.> غیر مشروط
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
absolute <adj.> لازم الاجرا
absolute <adj.> حتمی
absolute <adj.> واجب
absolute <adj.> حیاتی
absolute <adj.> خالص
absolute <adj.> مطلق
absolute value قدر مطلق [ریاضی]
absolute <adj.> غیر قابل امتناع
absolute غیر مقید
absolute استبدادی
absolute ازاد
absolute کامل
absolute دایره نامحدود
absolute مطلق
absolute غیر مشروط
absolute مستقل
absolute خود رای
absolute کامل قطعی
absolute خالص
absolute آزاد از قیود فکری
absolute مجرد
absolute advantage برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
absolute alcohol الکل مطلق
absolute altimeter دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute velocity سرعت مطلق
absolute altimeter ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute viscosity لزجت مطلق
absolute viscosity گرانروی مطلق
absolute viscosity گرانروی مکانیکی
absolute volue ارزش مطلق
absolute volue مقدار مطلق قدر مطلق
absolute volume حجم مطلق
absolute zaro صفر مطلق
absolute altitude ارتفاع مطلق
absolute altitude ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute vacuum خلاء مطلق
absolute price قیمت مطلق
absolute priority اولویت مطلق
absolute scale مقیاس مطلق
absolute scale مقیاس دمای مطلق
absolute sensitivity حساسیت مطلق
absolute temperature دمای مطلق
absolute unit واحد مطلق
absolute advantage برتری مطلق
absolute address آدرس مطلق
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
absolute address اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
absolute address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
absolute address نشانی مطلق
absolute accommodation انطباق مطلق
absolute limen آستانه مطلق
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
absolute address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
absolute majority اکثریت مطلق
absolute address بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
absolute address وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
absolute address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
absolute zero entropy انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
absolute address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
mean absolute deviation انحراف میانگین
monarchy absolute حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
unattainbility of absolute zero دسترس ناپذیری صفر مطلق
decree absolute حکم نهائی دادگاه
absolute address مقدار یک خطا بدون توجه به علامت
absolute address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
absolute pressure فشار مطلق
absolute error اشتباه مطلق تیراندازی
absolute error خطای مطلق
absolute energy انرژی مطلق
absolute efficiency کارائی مطلق
absolute dud گلوله اتمی عمل نکرده
absolute dry کاملا" خشک
absolute gravity سنگینی مطلق
absolute champion قهرمان مطلق شطرنج
absolute frequency بسامد مطلق
absolute frequency فراوانی مطلق
absolute filter صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absolute filter صافی صد در صد
absolute ether اثر مطلق
absolute drought خشکی مطلق
absolute discharge آزادی مطلق
absolute configuration پیکر بندی مطلق
absolute coding برنامه نویسی مطلق
absolute code برنامه نویسی مطلق
absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute authortity اقتدار مطلق
absolute authortity اختیار مطلق
absolute artesian well چاه ارتزین مطلق
absolute coulomb کولن مطلق
absolute deficiency نقص مطلق
absolute deviation انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
absolute deviation انحراف مطلق
absolute density چگالی مطلق
absolute deficiency عدم کارائی مطلق
absolute height ارتفاع نسبت به سطح دریا
absolute humidity رطوبت مطلق
absolute legal or dominion exercise ofthe power property controlover
absolute loader بارکننده مطلق
absolute luminosity درخشندگی مطلق
absolute magnitude قدر مطلق
absolute permeability نفوذپذیری مطلق
absolute measurement اندازه گیری مطلق
absolute methanol متانول مطلق
absolute monarchy سلطنت مطلقه
absolute monopoly انحصار مطلق
absolute pitch زیر و بمی مطلق
absolute magnitude قدر حقیقی
absolute movement حرکت مطلق
absolute nullity بطلان مطلق
absolute paths مسیر مطلق
absolute threshold آستانه مطلق
absolute potential پتانسیل مطلق
absolute error اشتباه مطلق
absolute paths مسیر نسبت به یک مبنا
absolute joystick سکان هدایت مطلق
absolute liability بدهی مطلق
absolute legal قاعده تسلیط
absolute judgment قضاوت مطلق
absolute poverty فقر مطلق
absolute boiling point دمای جوش مطلق
absolute refractive index ضریب شکست مطلق
multiple absolute prediction پیش بینی چند متغیری مطلق
absolute cell reference رجوع مطلق سل
real absolute value function تابع حقیقی قدر مطلق [ریاضی]
complex absolute value function تابع مختلط قدر مطلق [ریاضی]
absolute reaction rate سرعت واکنش مطلق
absolute refractory period دوره بی پاسخی مطلق
instrument for absolute measurement دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
absolute index of refraction ضریب مطلق شکست
absolute ethyl alcohol اتیل الکل مطلق
approximate absolute temperature دمای مطلق تقریبی
absolute humidity of gas رطوبت مطلق گاز
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
absolute specific gravity سنگینی ویژه مطلق
absolute temperature scale مقیاس مطلق
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
absolute system of units دستگاه احاد مطلق
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com