Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English
Persian
It is never too late to mend.
هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
It is never too late to mend.
<proverb>
براى اصلای شدن هیچگاه دیر نیست .
Other Matches
on the mend
<idiom>
بهتر شدن
mend
تعمیر کردن
mend
بهبودی
mend
درست کردن اصلاح کردن جبران کردن
mend
مرمت کردن درست کردن
mend
رفو کردن بهبودی یافتن
mend
شفا دادن
To mend ones ways.
خودرااصلاح کردن
mend one's ways
<idiom>
اثبات عادت شخصی
to mend the fire
اتش را تیز کردن
Can you mend this puncture?
آیا میتوانید این پنچری تایر را تعمیر کنید؟
to mend or end
اصلاح کردن یا موقوف کردن
to mend matters
کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
mend a cast
قوس به نخ دادن
to mend a puncture
لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
mend one's fences
<idiom>
عوضکردنذهن
to mend the fire
سوخت به اتش رساندن
mend the painting
رواندود کردن با رنگ
He promised to behave ( mend his ways)
قول داد آدم بشود
to be late
دیرکردن
to be late
دیر امدن
of late
اخیرا
I am getting late.
دارددیرم می شود
Nobody was late except me .
هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
I am late.
من دیر کردم.
Better late than never.
<proverb>
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
Better late than never!
<proverb>
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
Better late than never.
<proverb>
آهسته برو همیشه برو.
Better late then never.
<proverb>
تاخیر بهتر از هرگز است .
late
<adj.>
<adv.>
دیر
to be late
دیر رسیدن
late
دیر
it is very late
خیلی دیرشده است
it is very late
بسیار دیر است
he may come late
شایددیر بیاید
he may come late
ممکن است دیر بیاید
late
متوفی
late
مرحوم
late
تازه گذشته
late
زیاد
late
اخیر
late
دیراینده
of late
دراین روزها
late
کند
late
تا دیر وقت اخیرا
late
تادیرگاه
She procrastinated until it was too late .
آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
We were afraid lest she should get here too late .
ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
iwas late
دیرم شد
Damn it, you are late again!
لعنتی باز تو دیر کردی.
[دیر آمدی]
iwas late
دیر کردم
i was up late last night
بودم
i was up late last night
دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
It is never too late to learn .
<proverb>
براى کسب علم هیچ موقعى دیر نیست .
keep late hours
دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن
Before it is too late . while one has the chance .
اگر فرصت با قی است ( از دست نرفته )
late war
جنگ قبلی
what made you so late
چه شد که این همه دیر کردید
your late father
مرحوم پدرتان
late maturing
دیررس
late latinu
لاتین دورههای بعد
of late years
دراین چند سال گذشته
late time
زمان سکته انفجار
to keep late hours
دیر برخاستن
late time
زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
the late governor
فرماندار اخیر
late cut
ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
the widow of the late
زن مرحوم .....
I wI'll come as late as I possibly can .
تا آنجائیکه بشود دیر می آیم
keep late hours
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
the late rains
بارانهای اخیر
iwas late
دیررسیدم
to keep late hours
دیر خوابیدن
Do you get up early
[late]
in the morning ?
آیا شما صبح ها زود
[دیر]
از خواب برمیخیزید؟
late-Modern architecture
[معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
It is too late . the die is cast .
کار از کار گذشته
Depending on how late we arrive ...
بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
Before it is too late. While there is stI'll time.
تا دیر نشده
Dont be late for work.
دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
The train was 10 minutes late.
قطار 10 دقیقه دیر رسید
Luchily for me the train was late.
خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
Is the train from Leeds late?
آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
late payment damages
خسارت تاخیر تادیه
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings.
عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen
<proverb>
کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com