English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
practical extraction and report language زبان برنامه نویسی مفسر
practical extraction and report language برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
Other Matches
extraction عصاره گیری
extraction تقطیر کشش
extraction اقتباس اصل
extraction ریشه
extraction بیرون کشیدن
extraction خارج کردن
extraction عصاره
extraction اصل ونسب
extraction استخراج
extraction خلاصه
extraction مستخرجه از
extraction عمل اخراج در عمل سلاح
silver extraction استخراج نقره
copper extraction برون کشیدن مس
copper extraction استخراج مس
air extraction پرتاب بار
air extraction پرتاب بار از هواپیما
acid extraction استخراج اسیدی
water extraction آبگیری [پس از شستشو]
water extraction آبکشی
extraction of bitumen استخراج قیر
extraction of copper استخراج مس
extraction zone منطقه پرتاب بار
extraction parchute چتر پرتاب باز
extraction parchute چتر بارریزی از هواپیما
extraction point محل استخراج
extraction solvent حلال استخراج کننده
oxygen extraction جذب اکسیژن
gravity extraction بیرون ریختن یا پرتاب بار ازهواپیما با استفاده از سقوط ازاد
feature extraction استخراج خصیصه
extraction thimble انگشتانه استخراج
solvent extraction unit واحداستخراجحلال
continuous extraction apparatus دستگاه استخراج پیوسته
practical بکار خور
practical <adj.> عملی
practical اهل عمل
practical <adj.> قابل استفاده
practical ازموده
practical کارکن سودمند
practical <adj.> سودمند
practical واقعی کارازموده
practical <adj.> راه دست
practical کابردی
practical <adj.> مناسب
practical <adj.> به درد بخور
practical <adj.> بدرد خور
practical <adj.> دارای مزیت
practical <adj.> باصرفه
practical <adj.> مفید
practical <adj.> اجرا شدنی
practical <adj.> هدفمند
practical <adj.> شایسته
practical <adj.> درست
practical <adj.> کارکردی
practical <adj.> قابل اجرا
practical system دستگاه یکانهای عملی
practical joke شوخی انجام دادنی
practical art هنر عملی
practical capacity گنجایش عملی
practical entropy انتروپی جزیی
practical lawyer حقوقدان علمی
practical nurse کمک پرستار
practical unit واحدهای عملی
practical jokes شوخی انجام دادنی
theoretic and practical علمی وعملی
Your proposal has little practical value . پیشنهادتان ارزش عملی چندانی ندارد
practical joke شوخی عملی
practical joke شوخی یدی
practical jokes شوخی عملی
practical jokes شوخی یدی
A clumsy practical joke. آدم شوخی است ( شوخی های یدی )
licensed practical nurse [LPN] [female] [American] کمک بهیار [زن] [شغل] [پزشکی]
licensed practical nurse [LPN] [female] [American] کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
licensed practical nurse [LPN] [male] [American] کمک بهیار [مرد]
licensed practical nurse [LPN] [male] [American] کمک پرستار [مرد]
the report goes چنین گویند
report گزارش دادن به
report انتشار
report گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
report شایعه
report اطلاع دادن
report خبردادن
report معرفی کردن خود
report گواهی
report گزارش
report شهرت
report صدا
report صدای شلیک
report گزارش دیدبانی
report گزارش دادن
report خبر
report مدرک
final report گزارش نهایی
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
fitness report تعرفه خدمتی
flash report گزارش انی
periodic report گزارش دورهای
flash report گزارش برق اسا
feeder report گزارشات بعدی
feeder report گزارشات تکمیلی
report generator گزارش زایی گزارش گیری
report of survey گزارش تحقیقات یا بررسیها
draft report گزارش نیمه نهایی
report program برنامه گزارش
error report گزارش خطا
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
report generator تولیدگزارش
report generator گزارش ساز ایجادکننده گزارش
readiness to report حاضر جوابی
hot report گزارش مهم
hot report اطلاعات مهم کسب شده از روی تفسیرعکس هوایی
quarterly report گزارش سه ماهه
management report گزارش مدیریت
progress report گزارش پیشرفت کار
interim report گزارش پیشرفت کار
internal report گزارش داخلی
readiness to report امادگی برای پاسخ دادن
i saw the report in the rough من پیش نویس این گزارش رادیدم
report file فایل گزارش
report generator برای تامین گزارش کامل
report generator نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
report generator مولد گزارش
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
report generator گزارش زا
neither report was correct هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
report generation تولید گزارش
report generation گهارش زایی
of good report نیک نام
report card کارنامه
to report to the police خود را به پلیس معرفی کردن [بخاطر خلافی]
to report [to a body] گزارش دادن [به اداره ای]
to write up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
command report گزارش فرماندهی
viva report گزارش شفاهی
to report oneself حاضر شدن وخود را معرفی کردن
to report for duty برای کار حاضر شدن وخود رامعرفی کردن
this report is incredible این گزارش را نمیتوان باورکرد
technical report گزارش فنی
survey report گزارش بازرسی
annual report گزارش سالیانه
annual report گزارش سالانه
report cards کارنامه
to draw up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to make out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
action report گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
to write out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
press report گزارش خبری
amplifying report گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
an incomprehensive report گزارش کوتاه
submit a report گزارش دادن
contact report گزارش اخذ تماس
situation report گزارش وضعیت
report writer گزارش نویسی
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
detailed report گزارش مشروح
self report inventories پرسشنامههای خودسنجی
school report گزارش اموزشگاه
schedule report گزارش زمانبندی شده
demand report گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
report writer نویسنده گزارش
snap report گزارش فوری یا انی
docking report گزارش تعمیر ناو
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
subemit a report گزارش دادن
status report گزارش وضعیت
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
docking report گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
spot report گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
report tothe director خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
report progarm generator تولیدبرنامه گزارش
report progarm generator مولدبرنامه گزارش
periodic intelligence report گزارش نوبهای اطلاعاتی
aircraft accident report گزارش سانحه هوایی
project technical report گزارش فنی طرح
report progarm generator زبان ار- پی- جی
project technical report گزارش فنی پروژه
a true and accurate report گزارشی درست و دقیق
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
daily progress report گزارش روزانه پیشرفت کار
weekly progress report گزارش هفتگی کار
The details of the report were verified by the police. جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
to report somebody [to the police] for breach of the peace از کسی به خاطر مزاحمت راه انداختن [به پلیس] شکایت کردن
action oriented management report گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
second language زباندوم
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language زبان برنامه نویسی که حاوی دستورات کد دولویی است و مستقیما توسط CPU قابل فهم است
language نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
language زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
language زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود
language ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
language سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
language زبان
I am here for a language course من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
pl. language زبان پی ال وان
first language زبانیکهازهمهبهآنبیشترتسلطدارید
for a language course برای یک دوره زبان
language زبان برنامه نویسی کامپیوتر با دستورات تو کار که برای نمایش گرافیک مفید هستند
language دستوراتی که منابع لازم برای یک کار که باید توسط کامپیوتر انجام شود را مشخص می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com