English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
English Persian
Nothing hurts like the truth. حقیقت تلخ است
Other Matches
hurts مصدوم
hurts اذیت کردن صدمه زدن اسیب
hurts صدمه
hurts زیان
hurts ازار
hurts خسارت رساندن اسیب
hurts جریحه دار کردن
hurts اذیت کردن
hurts اسیب زدن به ازردن
hurts ازار رساندن
hurts صدمه اذیت
My tummy hurts. دلم درد می کند.
It hurts horribly. خیلی بد جور درد می کند.
tell the truth حقیقت را گفتن
the truth will out . <proverb> یقیقت بر ملا خواهد شد .
truth حقیقت
truth value ارزش درستی
to tell the truth حرف راست زدن
to tell the truth راست گفتن
truth صدق
truth راستی
The truth was known to no one other than himself. هیچ کس به غیر از خود او [مرد] حقیقت را نمی دانست.
I would like to know the truth. من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
truth درستی صداقت
in truth براستی
in truth در حقیقت
moments of truth لحظهی راستیننما
home truth حقایقیکهدربارهخودتاناز دیگریمیفهمید
truth table جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
moments of truth دم سرشتنما
Swear to tell the truth . قسم بخور که راست بگویی
Ask the truth from the child . <proverb> یرف راست را از بچه بپرس.
I would like to learn the truth. من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
To speak the truth. حقیقت را گفتن
moments of truth هنگامی که گاو باز برای کشتن با گاو رو به رو میشود
moment of truth لحظهی راستیننما
to thrash out the truth حقیقت امری را بزحمت وباازمایشهای پی درپی دریافتن
the truth of if is doubted صحت ان موردتایید است
the truth of if is doubted ان تردی است
the truth of if is doubted درحقیقت
in the interests of truth برای خاطر راستی
half truth حقیقت ناقص
half truth سخن نیم راست
approving truth حقیقت مسلم
truth drug داروی کشف حقیقت
truth table جدول درستی
truth table جدول صحت
moment of truth دم سرشتنما
moment of truth هنگامی که گاو باز برای کشتن با گاو رو به رو میشود
truth table جدول درستی جذول صحت
truth table روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table در جبر بولی
truth table دو مقدار
approving truth دلیل قانع کننده
To tell you the truth. Frankly speaking. راستش رابخواهی
thereis not a p of truth init ذرهای راستی دران نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com