Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (1 milliseconds)
English
Persian
Over 1,000 pirate discs were seized during the raid.
بیش از ۱۰۰۰ سی دی بدون اجازه ناشر چاپ شده در حمله پلیس ضبط و توقیف شد.
Other Matches
discs
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره
discs
رسانه مغناطیسی دیسک
discs
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
discs
دیسک
discs
صفحه گرامافون
discs
صفحه
discs
دیسک صفحه ساختن
discs
گرده
discs
قرص
discs
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
discs
بشقاب سوپاپ
seized
ربون
seized
ربودن
seized
ضبط یا توقیف یاتصرف کردن
seized
قبض کردن
seized
قاپیدن
seized
ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seized
نشستن
seized
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
seized
بتصرف اوردن
seized
قاپیدن توقیف کردن
seized
دچار حمله
seized
شدن
seized
درک کردن
seized
گرفتن
seized
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seized
تصرف کردن
seized
نج پیچ کردن طناب
floppy discs
دیسک لغزان دیسک لرزان
floppy discs
گرده لغزان
floppy discs
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy discs
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
floppy discs
گرده لرزان
floppy discs
کوچکترین فضا روی دیسک
floppy discs
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy discs
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy discs
فلاپی دیسک دیسک نرم
he seized upon the chance
ازموقع استفاده کرد
he seized upon the chance
فرصت راغنیمت شمرد
Why have you seized on this topic?
چرا چسبیدی به این موضوع ؟
pirate
ایجاد کپی از کارهای دارای حق کپی غیرقانونی
to pirate something
چیزی را غیر قانونی چاپ کردن
[دو نسخه ای کردن]
pirate
شخصی که چیزی را کپی میکند و می فروشد
pirate
دزدی ادبی کردن
pirate
کشتی دزدان دریایی
pirate
راهزنی دریایی
pirate
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate
دزدی دریایی کردن
pirate
غارت
pirate
دزد دریایی
pirate
کپی از نرم افزار یا موضوع دیگر که حق کپی دارد که غیرقانونی انجام شود
pirate
دزد دریائی
pirate
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirate
دزد ادبی
They have seized ( dominated) the country.
مملکت را قبضه کرده اند
pirate radio
خبرپراکنیغیرقانونی
pirate copy
نسخه سرقت شده
pirate copy
نسخه غیر قانونی چاپ شده
pirate disc
نسخه غیر قانونی چاپ شده
pirate disc
نسخه سرقت شده
raid
حمله ناگهانی
raid
تک نفوذی سریع
raid
تک هوایی
raid
تک سریع تاخت و تاز
raid
کمین
raid
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
raid
تک ناگهانی حمله هوایی
raid
هجوم اوردن
raid
یورش اوردن
raid
ورود ناگهانی پلیس
raid
یورش
raid
تاخت و تاز
an air raid
حمله هوایی
sneak raid
دستبرد
police raid
حمله ناگهانی پلیس
police raid
ورود ناگهانی پلیس
nuisance raid
تک ایذایی
nuisance raid
تک هوایی ایذایی تک مضطرب کننده
raid clerk
نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
sneak raid
دستبرد سریع
to makea raid.on
حمله کردن بر
bombing raid
بمبارانکردن
air raid
بمباران هوایی
an air raid
بمباران
air raid
تک هوایی
sneak raid
کمین سریع تک برق اسا
air raid shelter
پناهگاه حمله هوائی
large scale raid
حمله ناگهانی تعداد زیاد پلیس
air raid reporting control ship
گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com