English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (8 milliseconds)
English Persian
The Ferdowsi Square . میدان فردوسی
Other Matches
In the words of Ferdowsi … بقول فردوسی
Ferdowsi left a good name behind. نام نیکی از فردوسی بجای مانده
Ferdowsi is held in the greatest respect. فردوسی مورد احترام فراوان است
four-square چهارگوش
four-square رک و راست
four-square چهار گوشهی کامل
four-square بیشیله پیله
four-square راستگو
four-square کاملا مربع
square out ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
four-square مصمم
by the square درست
by the square بدقت
square away <idiom> برنامه ریزی کردن
square one <idiom> درآغاز
mean square یک مربع حسابی
all square مساوی
on the square بدون کجی
on the square بدرستی
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
four-square پراراده
four-square به طور صریح
four-square با صراحت
four-square رک
four-square مصممانه
four-square استوار
square away سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
four-square پابرجا
four-square قرص
four-square محکم
four-square صریح
out of square خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
out of square کج
four-square بیرودربایستی
four-square صادق
on the square بانصاف
try square گونیای فلزی
t square خطکش چلیپایی
square راست حسینی
square برابر
square عادلانه
square منظم حسابی
square منصف
square جذر میدان
square مجذور
square مربع توان دوم
square گوشه دار
square چارگوش
to square up خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
three square بشکل مثلث
three square دارای سه ضلع مساوی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
square چهارگوش کردن مربع کردن
square بتوان دوم بردن مجذور کردن
square خانه شطرنج
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square به یک طرف میله وعمود به ان
by the square مطابق نمونه
square مساوی
square گونیا
square چهار گوش
square مرتب کردن کلاه
square وفق دادن
square جوردراوردن
square واریز کردن
square مربع
square wood چارتراش کردن الوار
square wood بریدن الوار
steel square گونیای فولادی
t mitre the square گونیا را فارسی کردن
word square acrostic
weak square نقطه ضعف
weak square خانه ضعیف شطرنج
weak square حفره سوراخ
to play square راست وحسینی بازی کردن
word square جدول کلمات متقاطع
t mitre the square گوشه نودزینه را نیم کردن
black square خانهسیاه
square number مربع کامل [ریاضی]
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
cross-in-square [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
hollow square [گچ بری هرمی رومی]
to be back to square one <idiom> دوباره به سر [آغاز] کار رسیدن
to be back to square one <idiom> دوباره به اول داستان رسیدن
I cannot square it with my conscience to ... من این را نمی توانم به وجدانم وفق بدهم ...
square bracket قلاب
square radian استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
square matrix ماتریس مربعی [ریاضی]
fair and square <idiom> راست وبی پرده
square bet شرطچهارگوش
square flag پرچممربع
square move حرکت
square neck یقهچهاگوش
square root of جذرعددی
square sail بادبانچهاگوش
square trowel مالهچهاگوش
white square خانهسفید
set square گونیا
square bracket براکت
square bracket کروشه
square meal غذایمقوی
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
square deal باشرف بودن رک وراست
carpenters try square گونیای درودگری
chi square مربع خی
color square مربع رنگ نما
flight square خانه فرار شطرنج
magic square چار گوشی که خانههای شطرنجی دارد
mean square deviation اختلاف
mean square deviation میزان انحراف متداول
miter square گونیا
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
mean square deviation مغایرت
square ball پاس عرضی
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
square dance رقص محلی امریکا
square dance رقص چوبی
square dome چهار طاقی
square deal تقلب نکردن
bevel square گونیا
square deals تقلب نکردن
square deals باشرف بودن رک وراست
square root جذر
square root ریشه دوم
square roots جذر
square roots ریشه دوم
square brackets قلابهای گوشه دار
back square گونیای فلزی که در کارگاههااستفاده میشود
betwixt square گونیا
square foot فوت مربع
square inch اینچ مربع
square knot گره مرکب از دونیم کره
square toed دارای پنجه مربع
square metre متر مربع
square stone سنگ بادبر
square mil میل مربع
square planar مسطح مربعی
square potential well چاه مربعی پتانسیل
square shouldered دارای شانه پهن
square shouldered چهارشانه
square pyramid هرم مربع القاعده
square shooter باشرف
square rigger نوعی کشتی بادی
square shooter ادم درستگار
square means second p مجذوریعنی توان دوم
square toed امل
square knot گره مربر
square knot گره مربع
square lattice شبکه مربعی
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
square toed قدیمی مسلک
square wave موج مربع
square matrix ماتریس مربع
square toed متروکه
three square file سوهان سه گوش
square wave موج چهار گوش
square wave موج مربعی
square matrix ماتریس مربعی
He gave me a square deal . بامن منصفانه معامله کرد
triangular set square گونیای نقشه کشی
bevelled edge square زاویه حاده
root mean square velocity جذر میانگین مجذور سرعت
triangular set square گونیای رسم کشی
bevel steel square نقاله
square law detection یکسوکنندگی مربعی
root mean square error جذر میانگین مجذور خطا
pound per square inch پوند بر اینچ مربع
square root key دکمهرادیکال
ounce per inch square اونس اینچ مربع
ordinary least square method روش حداقل مربعات معمولی
square-headed tip سرچهاگوش
square head plug انشعابسرچهارگوش
square pyramidal molecule مولکول هرمی مربع القاعده
square root method روش جذرگیری
black square weakness ضعف خانههای سیه رنگ شطرنج
chi square test ازمون "چی دو "
chi square distribution توزیع مربع خی
weighted least square method روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
square shaft screw of bolt میله چارتراش
square-jawed adjustable spanner تنظیم دهانه آچار پیچ گوشتی
His deeds fail to square with his words. عملش با حرفش نمی خواند
square peg in a round hole <idiom> شخصی که مناسب کاری نباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com