English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English Persian
The cream wont keep tI'll tomorrow . خامه تا فردا خراب می شود
Other Matches
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise <proverb> از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
You wont reget it. You wont lose by it . از اینکار بد نخواهی دید
Leave it I'll tomorrow . Let it wait tI'll tomorrow . بگذار بماند تا فردا
wont عادت
wont معتاد
wont خو گرفتن یا خودادن
wont رسم
wont خو گرفته عادت
If you wont go I wont either . اگر نروی من هم نمی روم
wont معتاد به
wont اموخته
it wont wash اگرانرابشویندرنگش میرود
you wont miss so much . <proverb> چیز زیادى از دست نمى دهى .
This stone wont lift. این سنگ از جایش بلند نمی شود ( تکان نمی خورد )
It wont work out in practice . درعمل درست درنمی آید
You wont catch me going to his house . غلط می کنم دیگه به منزلش بروم
I wont buy it at this price . با این قیمت آنرا نخواهم خرید
I wont budge an inch. من که از جایم تکان نخواهم خورد
She wont show up today. امروز پیدایش نمی شود
He wont be back for another six months. رفته که تا 6 ماه دیگه بر گردد
Wont you have sweets (candies) شیرینی میل نمی کنید ؟
These ink stains wont come out. این لکه های جوهر پاک نمی شود
the tomorrow that never comes وقت گل نی
Come here tomorrow . فردا بیا اینجا
tomorrow فردا
tomorrow روز بعد
tomorrow week هشت روز دیگر
Where wI'll you be tomorrow morning? فردا صبح کجایی ؟
day after tomorrow پس فردا
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now. من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
the bill will mature tomorrow سررسید ان قبض فردا است
Leave it tI'll tomorrow morning . آنرا بگذارتا فردا صبح
Never put off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز را به فردا نیانداز
I travel tomorrow [afternoon] . من فردا [بعد از ظهر] به مسافرت می روم.
She takes no thought for tomorrow . بفکر فردایش نیست
never put off till tomorrow what may be done today <proverb> کار امروز به فردا مفکن
Never put off till tomorrow what maybe done today. <proverb> آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today . کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
The prescribed time - limit expires tomorrow . مهلت مقرر فردا منقضی می شود
I will depart the day after tomorrow with the Iran Air. من پس فردا با ایران ایر پرواز می کنم.
with cream با خامه
cream کرم، خامه، سرشیر
Cream <adj.> <noun> رنگ کرم
cream هر چیزی شبیه سرشیر
cream کرم
cream سرشیر
cream زبده
cream کرم رنگ سرشیر بستن
cream ضربه محکم به توپ
cream میله پرش
I want to depart tomorrow morning [noon, afternoon] at ... o'clock. من می خواهم فردا صبح [ظهر شب] ساعت ... حرکت کنم.
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer. کانالتان را فردا [به این برنامه] تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
cream caramel کرم کارامل
cream coloured خامهای رنگ شکری
cream of lime دوغاب اهک غلیظ
cream of tartar کرم تارتر
with double cream با کرم یا خامه زیاد
with single cream با کرم یا خامه کم
sour cream خامه ترش
raw cream خامه
cream cheese پنیری که با شیر خامه دارتهیه شود
cream coloured خامهای
ice cream بستنی
cream of tarter طرطیر
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
cream separator خامه گیر
double cream خامهزیاد
cream tea مرباو...
cream tea نوعیعصرانهمتشکلازچای
cold cream یکجور مرهم
cream cracker نوعیبیسکوئیت
clotted cream نوعیخامهکهدرجنوبغربیانگلیستولیدمیشود
face cream کرم صورت
single cream خامهپرچرب
whipping cream خامهی پر چربی
cream jug جایخامه
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
vanishing cream کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
I wont be bullied . Iwont cringe to power. I refuse to brow-beaten To use force(violence). زیر بار زور نخواهم رفت
ice cream bar بستنی چوبی [غذا و آشپزخانه]
cream-colored wool پشم شکری [این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
ice-cream soda یکنوعدسر
The ice-cream has not set yet. بستنی هنوز سفت نشده
ice cream scoop ملاقهبستنی
ice cream container بستنیساز
ice cream maker بستنیساز
ice cream container مخزن
ice cream freezer فرف بستنی سازی
There is no point in his staying here . His staying here wont serve any purpose. ماندن او در اینجا بی فایده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com