Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
They dont recognize your high-school diploma here.
دیپلم دبیرستان شما را اینجا برسمیت نمی شناسند
Other Matches
high school
مدرسه متوسطه دبیرستان
high school
دبیرستان
junior high school
دبیرستان مقدماتی
senior high school
مدرسه متوسطه
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
diploma
گواهینامه
diploma
دیپلم
diploma
دانشنامه
Dont spin such yarns . Dont tell lies.
دیگر صفحه نگذار ( دروغ نساز )
I dont know ( dont have the faintest idea) where the hell she has gone .
نمی دانم کدام گوری رفته است
Dont confuse the issue . Dont get it all mixed up .
شلوغش نکن
Dont worry. Cheer up. Dont fret so much.
غصه نخور
Dont kid yourself . dont delude yourself.
بیخود دلت را خوش نکن
recognize
دیدن چیزی و به خاطر سپردن ان که قبلاگ دیده شده است
recognize
اعتراف کردن تصدیق کردن
recognize
شناختن برسمیت شناختن بازشناختن
recognize
تشخیص دادن
recognize
تصدیق کردن
recognize
به رسمیت شناختن
A dog will not recognize its owner.
<proverb>
سگ صایبش را نمى شناسد .
You dont seem to be with it . You dont know the half of it .
تو کجای کاری
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
Dont try to get out of it.
سعی نکن اززیرش دربروی
I dont know what became of him .
نمی دانم چه بسرش آمد
We dont know what become of him.
نمی دانیم چه؟ بسر ؟ آمد
dont
طی کردن گذرانیدن
I dont exactly know.
درست نمی دانم
Why dont you come off it!
چرا دست بردار نیستی !
You dont mean that ! you dont say !
نه با با ! ( جدی میگه ؟)
What is all this ? I dont get it .
نفهمیدم ( چی شد ) !
Dont let on that you know.
بروی خودت نیاور که موضوع رامیدانی
Dont ever come here again.
دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار.
[اینجا نیا.]
I dont know and I dont want to know .
نه می دانم ونه می خواهم بدانم
I dont know what is what.
نمی دانم چی به چیه
dont
کردن
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
Is that so ?You dont say.
چه میگه ( جدا"اینطور است )
dont
نمودن
dont
بپایان رسانیدن
i dont care a d.
مرا هیچ پروایی نیست
Dont confuse me.
حواسم را پرت نکن
If you dont mind my saying.
اگر از حرفم بدتان نیاید
Dont brag about doing this and that .
اینقدر نگه فلان وچنان ( بهمان ) می کنم
I dont mean to intrude .
قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
I dont smoke at all.
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
dont mention it
اهمیت ندارد
dont you thouchit
مبادابه ان دست بزنید
i dont meant it
مقصودی ندارم
if you dont object
اگر بدتان نمیاید
if you dont object
اگر مانعی نیست
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
We dont have it in stock .
این جنس موجود نیست ( نداریم )
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
i dont meant it
جدی نگفتم
Why do you want to know ? dont be nosy.
می خواهی چه؟کنی بدانی ؟
Dont get my back up.
نگذار آنرویم (روی سگه ) بالا بیاد
I dont wish ( want ) to malign anyone .
میل ندارم بد کسی را بگویم
Why dont you leave me alone?
از جان من چه می خواهی ؟
Dont listen to him .
به حرف اوگوش نکن ( نده )
Dont mention it . You are welcome.
اختیار دارید (درمقام تعارف )
How come we dont see you more pften?
چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
Dont you dare tell anyone .
مبادا بکسی بگویی
i dont want to be rushed
من نمیخواهم کار سرم بریزند
Am I not right?dont you agree with me ?
درست می گه یا نه ؟
If I dont forget .
اگر یادم بماند ( نرود)
dont mention it
چیزی نیست
So dont try to device yourself .
سعی نکن خودت را گول بزنی
Dont be sI'lly .
خودت را لوس نکن
dont care
بی تقاوت
Dont spoil your appetite .
اشتهایم را خراب نکن ( کور نکن )
Dont spoil the child .
بچه را خراب نکنید (لوس نکنید )
Dont be a fool(an ass)
خر نشو ( عاقل با ش)
Dont stand on ceremony.
تشریفات را بگذار کنار ( راحت باش )
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
Dont count (bank)on me.
روی من حساب نکنید
Dont be late for work.
دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
Such things just dont interest me.
توی این خطها نیستم
I am counting(relying) on you, dont let me down.
روی تو حساب می کنم نگذار آبرویم برود
Dont provoke me to talk.
دهانم را باز مکن!
Why dont you join our group. ?
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
The husband and wife dont get on together.
زن وشوهر باهم نمی سازند
These shoes dont fit me.
زنگ مدرسه خورده
Dont sidetrack the issue.
خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
I dont have an earthly chance.
کمترین شانس راروی زمین ندارم
The doctors dont think she wI'll live.
پزشکان امیدی به زنده ماندن اوندارند
I dont mind the cold .
از سرما ناراحت نمی شوم
His bowels dont move.
شکمش کار نمی کند
I'll eat my hat if I dont do it .
اگر اینکار رانکردم اسمم راعوض می کنم
Dont meddle in my affairs .
درکارهای من فضولی نکن
dont care a rap
هیچ پروا نداشته باشید
i dont care a rush
مرا هیچ پروایی نیست
Dont talk to all and sundry.
با این وآن صحبت نکن
I dont like such remarks one bit .
از این حرفها هیچ خوشم نمی آید
I dont remember ( recall ) .
یادم نیست
I wI'll fall behind with everything if I dont try hard .
اگر تلاش نکنم از کار وزندگه با زمی مانم
Dont rely on probabilities.
روی احتمالات متگی نباشید
I dont have time to go to the movies .
فرصت نمی کنم به سینما بروم
dont care a rap
ذرهای باک نداشته باشید
Dont stint the food .
سر غذااینقدر گه ابازی درنیاور
Dont make so much noise.
اینقدر سروصدانکن
Dont breathe a word!
هیچی نگه!
Dont let yourself get into bad habits.
به چیز های بد خودت راعادت نده
I am down and out . I dont know where my next meal is coming for .
برای نان شب معطل مانده ام
i dont care a snap
مرا هیچ پروایی نیست
i dont care a pin
مرا پروایی نیست
i dont care a pin
هیچ بمن مربوط نیست
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
Dont let the grass grow under your feet.
نگذار وسط اینکار باد بخورد ( وقفه بیافتد )
I dont have one toman let alone a thousand tomans .
هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
We dont have qualified personnel in this company.
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
I dont feel like work today.
جویای حال ( احوال ) کسی شدن
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
Whishes dont wash the dishes.
<proverb>
آرزوها و خیالات ظرفها را نمى شویند .
A thing you dont want is dear at any price.
<proverb>
چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
Dont count your chickens before they are hatched.
جوجه ها راآخر پائیز می شمارند
Vegetables dont agree (disagree)with me .
سبزیجات به من نمی سازد
Dont forget to wind up your watch .
یادت نرود ساعتت راکوک کنی
I dont have the slightest(faintest)idea.
روحم خبردار نیست
Dont swim on a full stomach .
روی شکم شنا نکن
Shut up ! dont inter fere .
فضولی موقوف !
Forget it . dont give it a thought .
اصلا"فکرش راهم نکن
I dont believe a word of it ! A likely story ! Tell that to the marines!
تو گفتی ومنهم باور کردن !
Dont neglect writing to your mother .
ازنوشتن نامه بمادرت غافل نشو
Who cares ? I dont give ( care ) a damn !
ولش
I dont quite remembered to post (mail)your letter.
کاملا" بخاطرم ماند ( یادم نرفت ) که نامه تان را پست کنم
You neednt worry . Dont bother your head.
خیالت راحت باشد
Dont stick your head out of the car window.
سرت را از پنجره اتوموبیل درنیار
Keep stI'll. Stay put . Dont move.
تکان نخورید (حرکت نکنید )
the school is out
مدرسه تعطیل است
first school
-مخصوصبچههایبین5تا9سال
to go to school
باموزشگاه رفتن
to go to school
درس خواندن
first school
پایهدبسبان
to go to school to
یاد گرفتن یا تقلید کردن از
school
تادیب یا تربیت کردن
school
تربیب کردن
school
رام کردن وعادت دادن
school
بمدرسه فرستادن درس دادن
school
مکتب نحله
school
دانشکده
school
مرکز اموزش نظامی
school
تربیت اسب
school
مکتب
school
پیروان یک مکتب اموزشگاه
school
دسته ماهی
school
گروه پرندگان
school
گروه
school
تدریس درمدرسه
school
دبیرستان
school
مکتب دبستان
school
دسته
school
اموزشگاه
school
مدرسه
school
تحصیل در مدرسه
school
جماعت همفکر
school
مکتب علمی یافلسفی
school
جماعت
go to school
خواننده میله نوری
resident school
مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
roman school
مکتب رفائیل
reform school
دارالتادیب نوجوانان
school doctor
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
school figures
حرکات اسب
salpetriere school
مکتب سالپتریر
school mate
هم مدرسه
school mate
هم شاگردی
school fellow
هم مدرسه
school fee
ماهیانه یا شهریه اموزشگاه
school drop out
افت تحصیلی
school drop out
ترک تحصیل کرده
school divine
اموزگارالهیات
school divine
طلبه
school counselor
مشاور مدرسه
school center
مرکز اموزش
school fellow
هم شاگردی
school figures
مجموعه 96 حرکت در اسکیت
reform school
مدرسه تهذیب اخلاقی
raphael school
مکتب رفائیل
mixed school
اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
mathematical school
مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
mathematical school
مکتب ریاضی
maternal school
اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
maternal school
کودکستان
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
manchester school
مکتب منچستر
liberal school
مکتب اقتصادی کلاسیک
liberal school
مکتب ازادی اقتصادی
leipzig school
مکتب لایپزیک
school of law
دانشکده حقوق
kailyard school
مکتب نویسندگی درباره اسکاتلند
industrial school
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
school phobia
مدرسه هراسی
monetary school
مکتب پولی
monetary school
مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
nancy school
مکتب نانسی
ragged school
اموزشگاه مجانی برای بچههای بینوا
principal of a school
مدیر اموزشگاه
preliminary school
مدرسه ابتدائی
parochial school
اموزشگاه کلیسایی
parochial school
مدرسه وابسته به کلیسای بخش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com