English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (1 milliseconds)
English Persian
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
Other Matches
In Persian script . بخط فارسی
oldest دیرینه قدیمی
oldest پیر
oldest سالخورده
oldest کهن سال مسن
oldest فرسوده
oldest کهنه کار
oldest پیرانه کهنه
oldest گذشته
oldest سابقی
oldest باستانی
script حروف الفبا بصورت متن نمایشنامه دراوردن
script فایل اغازگر
script مجموعه دستوراتی که تابعی را انجام می دهند که توسط یک زبان ماکرو یا دستهای استفاده میشود
script که به کاربر امکان انجام خودکار برنامه میدهد
script زبان برنامه نویسی ساده
script وصیتنامه
script متن نمایشنامه
script دستخط
script متن سند
script سند
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
script assistant معاون برنامه نویسی
post script SYSTE ADOBE برای طراحی فاهر صفحات درسیستمهای ریزکامپیوتری ساخته شده است یک زبان شرح صفحه که توسط S
script font فونت چاپی شبیه به دستخط
in existence موجوداذیت کننده
non existence نیستی
existence وجود
non existence عدم
To come into existence . بوجود آمدن
self existence واجب الوجودی
self existence قائمیت بالذات
existence in the hereafter معاد
existence زیست موجودیت
existence زندگی
existence بایش
existence هستی
pre existence هستی از پیش ازلیت
struggle for existence تنازع بقا
to bring existence بوجوداوردن
to bring existence هستی دادن
struggle for existence مبارزه برای زندگی
existence load بار زیستی
existence load بار اقلام زیستی
To bring into existence . بوجود آوردن
pre existence تقدم وجود
a hand to mouth existence <idiom> دست به دهان زندگی کردن
a hand to mouth existence <idiom> دستش به دهانش می رسد
Persian فارسی
he is a persian او ایرانی است
Persian ایرانی
persian wheel دولاب
Persian cat گربه ایرانی
he is a scholar in persian در زبان فارسی فاضل
Persian rug [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
Persian knot گره نامتقارن
Persian knot گره فارسی
he is a scholar in persian است
Persian cat گربهایرانیگربهایکهموهایبلندوصورتگرددارد
persian wheel چرخاب
persian lamb گوسفند قره کل
persian lamb پشم قره کل
the persian language زبان فارسی
Persian carpet قالی ایرانی
persian blinds پنجره کرکرهای
to study persian زبان فارسی تحصیل کردن
i teach him persian من به او فارسی درس میدهم
Persian Gulf خلیج فارس
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
persian herioic verse بحر متقارب
persian herioic verse بحر تقارب
My mother togue is Persian. زبان مادری من فارسی است
This is its Persian rendering ( translation) . این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
There are many difference between Persian and English . بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
Persian [Iranian ] calendar گاه شماری ایرانی [تقویم فارسی]
Persian cumin [Carum carvi] زیره ایرانی [گیاه شناسی]
Persian cumin [Carum carvi] زیره [گیاه شناسی] [غذا و آشپزخانه]
The persian gulf is between Iran and saude Arabia . خلیج فارس میان ایران وعربستان سعودی قرار گرفته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com