English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (4 milliseconds)
English Persian
To squash someone . تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
Search result with all words
squash له کردن
squash کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squash شربت نارنج افشره نارنج
squash کدو کدوی رشتی
squash کدو مسما
squash پرتاب بدون تحرک زیاد
lemon squash شربت امیخته ازابلیمووسوداواتر
squash court زمین بازی اسکواش
squash rackets یکجو رتوپ بازی که ماننداست به راکت
squash tennis بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
winter squash کدوی حلوایی
winter squash کدوی اسلامبولی
winter squash کدوی زرد
autumn squash گمک
squash ball توپاسکوآش
squash racket راکداسکوآش
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com