Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
English
Persian
We are now quits. We are now even . The slate is now cleaned.
حالادیگر حسابمان پاک شد (نه بدهکار نه بستانکار )
Other Matches
quits
مفاصا
we are now quits
اکنون با هم برابر شدیم دیگرحسابی نداریم
quits
بی حساب تلاقی شده
quits
واریز شده
We are quits. We are even.
دیگر با هم حسابی نداریم (نه بدهکارنه بستانکار )
call it quits
<idiom>
متوقف کردن تمام کار
double or quits
بازی ای که درنتیجه ان بردوباخت یادوبرابریاازادمیشود
slate
سنگ لوح
slate
مقدرکردن
slate
تعیین کردن
slate
واقعهای راثبت کردن
slate
با لوح سنگ پوشاندن
slate
پلمه
slate
فهرست نامزدهای انتخاباتی
slate
ذغال سنگ سخت وسنگی شرح وقایع
slate
تورق
slate
تخته سنگ
slate
لوح سنگ
slate
سنگ متورق سنگ لوح
slate
<adj.>
<noun>
رنگی میان آبی و خاکستری
slate
ورقه سنگ
clean slate
<idiom>
بدون هیچ اشتباهی
slate pencil
قلم تخته سنگ
slate clay
شیست خاک رسی
slate clay
شیست
slate blue
رنگ ابی مایل به خاکستری
slate black
رنگ سیاه سنگ لوحی
slate black
رنگ ارغوانی مایل بسیاه
natural slate
سنگ لوح
asbestos cement slate
ارداواز
to wipe the slate clean
<idiom>
شروع تازه ای کردن
[تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن]
[اصطلاح]
cleaned
تمیز کردن چیزی
cleaned
حرکت بدون نقص
cleaned
بی نقص
cleaned
بدون قید و شرط
cleaned
هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
cleaned
زدودن
cleaned
درست کردن
cleaned
پاک کردن
cleaned
خالص
cleaned
تمیزکردن
cleaned
عفیف
cleaned
نظیف طاهر
cleaned
تمیز
cleaned
پاکیزه
cleaned
پاک
cleaned
شکل مناسب اتومبیل از لحاظ مقاومت هوا دو ضرب
cleaned
بدون کثیفی یا خرابی یا برنامه
cleaned
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
مایع یا پارچهای که کثیفی را از صفحه VDU پاک کند
cleaned
دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
cleaned
پاک کردن خطا از داده
cleaned
که از زمان خواندن تغییری نکرده است
cleaned
صفحهای
cleaned
کپی که آماده تایپ است و تغییرات زیادی روی آن اعمال نشده است
cleaned
بی نقض
cleaned
فضایی که دیسکهای سخت و قط عات ساخته شده اند. هوای درون تصفیه میشود تا هیچ گونه آلودگی در آن نباشد تا به قط عات آسیب برساند
cleaned
بی قید و شرط
cleaned
ساده
cleaned
مرتب کردن
cleaned
تمیز کردن
spotlessly cleaned
بطور بی لکه تمییز شده
dry-cleaned
لکه گیری کردن
I want these clothes cleaned.
من میخواهم این لباس ها تمیز شود.
dry-cleaned
بابنزین پاک کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com