Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (5 milliseconds)
English
Persian
Yellow Pages
بخش آگهیهای دفتر تلفن
Other Matches
yellow jack
[colloquial]
[yellow fever]
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
yellow jack
[colloquial]
[yellow fever]
طاعون زرد
[پزشکی]
[بیماری]
pages
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
pages
اندازه سرعت چاپگر نشان دهنده تعداد صفحات متن است که در هر دقیقه چاپ میشود
pages
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
جهت لبه بلند یک ورق کاغذ
pages
کلیدی که محل نشانه گر را به اندازه خط وط یک صفحه حرکت دهد
pages
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند
pages
ورق کاغذ
pages
حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
pages
صفحه
pages
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات
pages
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
pages
طول صفحه
pages
پسر بچه
pages
پادو
pages
خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
pages
صفحه برگ
pages
صفحات را نمره گذاری کردن
pages
گوه چوبی
pages
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود.
pages
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید
pages
نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
pages
با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
pages
کلیدی که محل نمایشگر را با تعداد خط وط صفحه نمایش پایین می برد
pages
نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
pages
نرم افزاری که عملیات چاپگر را برای چاپ یک متن به قالب خاص طبق دستورات کاربر کنترل میکند
pages
ترتیب متن و تصاویر در یک صفحه از متن
pages
حافظه در چاپگر صفحه که تصاویر را پیش از چاپ نگه می دارد
Several pages have been torn out.
چندین صفحه اش پاره شده
To turn over the pages .
ورق زدن ( کتاب وغیره )
odd pages
صفحات فرد
facing pages
صفحات روبرو
The book runs to nearly 600 pages.
این کتاب تقریبا بالغ بر ۶۰۰ صفحه می شود.
To leave ones mark in the pages of history .
درتاریخ از خود نام ونشانی با قی گذاشتن
yellow
ترسو
yellow
زردی
yellow a
زرنیخ
yellow
اصفر
yellow
<adj.>
زرد
yellow rocket
ایهقان
yellow streak
<idiom>
توسیی درشخصیت
yellow rose
گل زرد
aniline yellow
زرد انیلینی
anthracene yellow
زرد انتراسن
yellow sighted
زرد بین
yellow spot
نقطه زرد
yellow jacket
زنبور زرداجتماعی
yellow fever
تب زرد
yellow fever
تب زرد
[پزشکی]
[بیماری]
yellow press
مطبوعات جنجالی
yellow fever
طاعون زرد
[پزشکی]
[بیماری]
yellow bile
صفرا
have a yellow streak
بزدل و ترسو
yellow rhubard
ریوند خراسانی
yellow ocher
رنگ اخری
yellow daisy
گل پنچ هزاری
Yellow Book
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
yellow bile
مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
canary yellow
رنگ زرد روشن
yellow bile
سودا
yellow arc
محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
visual yellow
زرد بینایی
straw yellow
رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
lemon yellow
رنگ زرد لیمویی
king's yellow
مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
hansa yellow
زرد هنسا
chrome yellow
زرد کرومی
yellow daisy
گل ژاپونی
yellow grease
پیه خوک
yellow ocher
اخری زرد
yellow ocher
گل اخری
yellow mullen
دم گاو
yellow flag
پرچم زرد بمعنای خطر درجلو
yellow-bellied
<idiom>
ترسو
yellow jack
پرچم قرنطینه کشتی
yellow jack
تب زرد
yellow green alga
جلبک دارای رنگدانه زرد تا سبز
yellow dog contract
قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
blue yellow blindness
رنگ کوری ابی- زرد
greenish-yellow
[mossgreen]
سبز جلبکی
greenish-yellow
[mossgreen]
سبز چمنی
yellow black myrmidon
هلیله زرد یا سیاه
acetyl pure yellow
زرد خالص استیلی
greenish-yellow
[mossgreen]
رنگ ماشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com