English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
acid resisting paint رنگ ضد اسید
Other Matches
acid resisting ضد اسید
acid resisting brick آجر ضد اسید
acid resisting paving کفپوش ضد اسید
acid proof paint رنگ ضد اسید
resisting مانع شدن
resisting مقاومت
resisting پایداری
resisting پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resisting ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisting مخالفت کردن با
resisting استقامت کردن
resisting مقاومت کردن پایداری کردن
resisting moment لنگر مقاوم
heat resisting steels فولادهای مقاوم حرارتی
internal resisting moment لنگر مقاوم درونی
heat resisting quality حالت و چگونگی مقاومت حرارتی ثبات گرمایشی
pc paint برنامه مشهور نقاشی وترسیم برای ریزکامپیوترها
to paint out بازدن رنگ پاک کردن
to paint something [with something] چیزی را [با چیزی] رنگ زدن
paint نگارگری کردن نقاشی کردن
paint رنگ شدن
paint رنگ نقاشی
paint رنگ
paint رنگ کردن
paint رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
paint پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
flat paint رنگ مبنا
priming paint رنگ استر
bituminous paint رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
plastic paint رنگ پلاستیکی
bituminous paint رنگ قیری
phosphorescent paint رنگ تابنده
Paintbrush/Paint windows برای تولید و ویرایش تصاویر atmap
priming paint رنگ استری
fireproof paint رنگ نسوز
smooth the paint رنگ کردن و پرداخت کردن
rustproof paint رنگ ضد زنگ
flat paint زمینه
finishing paint رنگ سازی اماده
luminous paint شبرنگ
battery paint رنگ باتری
fluorescent paint رنگ فلورسنت
paint work رنگ کاری ساختمان
paint thinner تینر رنگ
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
anticorrosive paint ماده ضد زنگ
paint pot گلفشان
bituminous paint رنگ قیردار
luminous paint رنگ نور
luminous paint رنگ شب نما
grease paint رنگ روعنی برای رنگ کردن صورت بازیگران
lay on paint رنگ زدن
antirust paint ضد زنگ
antirust paint رنگ ضد زنگ
paint brush قلم موی نقاشی
paint thinner رقیقگر رنگ
paint thinner تینر یا رقیق کننده رنگ
paint roller غلطک رنگ کاری
paint remover رنگ زدا
paint program نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
paint progarm برنامه نگارگری
paint gun رنگ پاش
paint coat روکش رنگ
lacquer paint رنگ لاکی
war paint نقاشی بدن برای رزم و پیکار
oil paint رنگ روغن
paint cup مخزنرنگ
paint spray اسپریرنگ
coat of paint اندود رنگ
oil paint رنگ روغنی
gloss paint رنگیکهوقتیخشکشدهباشد میدرخشد
paint stripper مادهایکهجهتازبینبردنرنگهایبرجاماندهازقدیماستفادهمیشود
to coat something [with paint] چیزی را با لایه ای [از رنگ] پوشاندن
wall paint رنگ دیوار
traffic paint خط کشی راه
water paint رنگ لعابی
surface paint استر
cement paint اندود کردن با دوغاب سیمان
poster paint تقریبابیرنگ
to paint the lily چیز زیبارا ارایش مصنوعی کردن
enamel paint رنگ لعابی
anti flouing paint رنگ ضد خزه
paint spray gun رنگ پاش
paint spray gun پیستوله رنگ
paint roller mill غلطک دسته دار ویژه نقاشی ساختمان
paint roller mill دستگاه مالش رنگ بر روی دیوار
paint spraying equipment تجهیزات رنگ پاشی
to paint a rosy picture of something امیدوارانه به چیزی [موضوعی] نگاه کردن
paint the town red <idiom> اوقات خوشی داشتن
His fingers were stained with paint . روی انگشتانش لکه های رنگ بود
paint oneself into a corner <idiom> گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
to paint the town red عربده کردن
to paint adoor green رنگ سبز بدری زدن
heat fast paint رنگ مقاوم گرما
linseed oil paint رنگ روغن برزک
to paint adoor green دری را رنگ سبز زدن
to strip the paint off the wall رنگ را از دیوار [با خراش] کندن
to paint the town red مستی کردن اشوب کردن
rust protection paint رنگ ضد زنگ
You have rubbed your coat against some wet paint . کت ات را مالیده یی به رنگ ( رنگی کرده ای )
acid جوهر
acid حامض
acid اسید
acid ترشا
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acid ترش
acid value عدد اسیدی
acid ترشرو
acid بداخلاق بدجنسی
acid جوهراسید
acid محک
halogenated acid اسید هالوژن دار
cinamic acid جوهردارچین
hydraulic acid اسید کلریدریک
hard acid اسید سخت
heteropoly acid پلی اسید ناجور
diprotic acid اسید دو پروتونی
deoxyribonucleic acid درزوکسی ریبونوکلئیک اسید
desoxyribonucleic acid اسید دزوکسی ریبونوکلئیک
formic acid جوهر مورچه
conjugate acid اسید مزدوج
formic acid حامض مورچه
formic acid اسید فرمیک
fulminic acid اسید فولمی نیک بفرمول CNOH
fuming acid نیتریک اسید دودکننده
gallic acid اسید گالیک
etching acid جوهر
gallic acid جوهرمازو
gallic acid O 2H 5O 6H 7C
gluconic acid اسید گلوکونیک
gluconic acid 7O21H 6C
glutamic acid اسید گلوتامیک
glutamic acid 4NO9H 5C
fatty acid اسید چرب
carminic acid اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
santalic acid جوهر صندل
ribonucleic acid ریبونوکلئیک اسید
purpuric acid اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
pseudo acid شبه اسید
polyprotic acid اسید چند پروتونی
poly acid پلی اسید
picric acid اسید پیکریک [اسید زهرین، زرد و تلخ مزه]
picric acid اسید پیکریک
phosphoric acid اسید فسفریک
soft acid اسید نرم
sulfuric acid جوهر گوگرد بفرمول 4SO 2H
acid house نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
acid precipitation تسریع بارش اسیدی
uric acid اسید اوریک
tartaric acid تارتریک اسید
tartaric acid جوش ترش
tannic acid تانیک اسید
sulphurous acid اسید سولفورو
sulphuric acid جوهر گوگرد
sulphric acid اسید سولفوریک
phosorous acid اسید فوسفور
peroxymonosulfuric acid اسید کارو
manganic acid اسید منگنیک
malic acid اسید مالیک بفرمول 5O6H 4C
lewis acid اسید لوویس
lauric acid اسید لوریک 4O 42H21C
l amino acid -L امینو اسید
iodic acid اسیدیدیک
inorganic acid اسید غیر آلی
inorganic acid اسید معدنی
hydrochloric acid جوهر نمک HCI
monobasic acid اسید یک ارزشی
monobasic acid اسید یک فرفیتی
muriatic acid جوهر نمک
peroxymonosulfuric acid پروکسی مونو سولفوریک اسید
peroxy acid پروکسی اسید
sulphuric acid اسید سولفوریک
oxygen acid اکسی اسید
oxygen acid اسید اکسیژن دار
oxalic acid اکسالیک اسید
nucleic acid نوکلئیک اسید
nitrous acid اسیدی که کمتراز تیزاب اکسیژن دارد
nitric acid اسید نیتریک
hydraulic acid جوهرنمک
acid proof ثبات اسیدی
acid fume دود اسید
acid freeder اسید رسان
acid free بدون اسید
acid fast دارای لکه هایی که بااسید زائل نمیشود
acid fast مقاوم در برابر رنگ بری اسید
acid extraction استخراج اسیدی
acid equivalent هم ارزشیمیایی اسید
acid equivalent معادل شیمیایی اسید
acid dye رنگینه اسیدی
acid drops یانقل ترش
acid drops اب نبات
acid dip شستشو با اسید
acid diluent ترکیبی که با قلم زنی سطح فلز باعث اتصال بهتر لایه های پرداخت با سطح فلزمیشود
acid depolarization قطبش زدایی اسیدی
acid fume دود اسیدی
acid function عامل اسیدی
acid function یون هیدروژن
acid process فرایند اسیدی
acid phosphatase فسفاتاز اسیدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com